بار ديگر آذرماه فرا رسيدوآذربايجان در عزاي فرزندان بخون تپيده خود در 21 آذر 1325 غرق اندوه وماتم گرد
اينک در شصت وچهارمين سالگرد اين نسل کشي آشکار،آذربايجان در تب وتاب است،وملت آذربايجان خود را آماده برگزاري مراسم ،يادمان شهداي خود در 64 سال قبل واعتراضات گسترده اي کرده است. اعتراض به تداوم اين جنايت ضد بشري وسرکوب وناديده گرفته شدن حقوق اساسي واوليه خود،ونيزقتل وزندان وشکنجه فرزندان آذربايجان بجرم دفاع از زبان مادري،از سوي تفکر وسيستم شوونيستي ،که ديروز بشکل سلطنت وامروز بشکل جمهوري! نمود داشته ودارد، 21 آذر امسال را به صحنه پرشور ديگري از مبارزات مدني ملت آذربايجان تبديل کرده وخاطره قيام سلحشورانه ملت آذربايجان درخرداد 1385 را تداعي وتکرار نموده واستبداد کهنه باتفکرات پوسيده نژاد پرستانه اش رابلرزه خواهند انداخت.
ما یقینا تورک آذربایجانی هستیم و نه ایرانی!
من یک تورکم، آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم...!!!

من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم صدها هزار جلد کتاب تورکی را در ۲۶ آذر نمی سوزاندند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم این نسل کشیهای فیزیکی و فرهنگی را برآذربایجان روا نمیدانستند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم همخونان قشقائی مرا طی ۸۵ سال گذشته ۳ بار کشتار نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم همخونان خراسانی ماراتحت فشارهای شدید فرهنگی نمی گذاشتند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم قیام ضد آریایی ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶ را فراموش نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم حقوق تورکها را بعد از انقلاب عظیم ۵۷ فراموش نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم صدهاهزارشهیدوجانباز تورک جنگ ایران وعراق را انکار نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم چند هزار داشناک ارمنی را بر۳۵ میلیون آذربایجانی ترجیح نمیدادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اجازه نمیدادند داشناکها باخیال راحت درتهران تورکها را سلاخی کنند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به اشغالگران ایروان، سلاح، انرژی و غذا نمی دادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم خشم ۳۵ میلیونی مارا بخاطر اتحاد ایران با ارمنستان درک میکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در کنار فلسطین و لبنان اندکی هم از قره باغ مظلوم حرف می زدند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ریشه های اقتصادی آذربایجان را اینگونه بی رحمانه نمی سوزاندند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم روستاها و شهرهای مارا ویرانه نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم طاعون بیکاری و فقر را در آذربایجان اشاعه نمی دادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم سبب مهاجرت میلیونها تورک به مناطق کویری نمی شدند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم جهنم ایران مرکزی را جنت و جنت آذربایجان را جهنم نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مواد معدنی آذربایجان را استخراج وراهی کرمان واصفهان نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم کمترین بودجه را به آذربایجان اختصاص نمی دادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم سیاهترین نوع استثمار را بر آذربایجان مستولی نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم جغرافیای ژئوپلتیک آذربایجان را عمدا در بن بست قرار نمی دادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم میراث تاریخی و فرهنگی ما را ویران نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اشیاء تاریخی و اثار باستانی ما را غارت نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم تاریخ عظیم ملت تورک آذربایجان را مصادره به مطلوب نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مواد مخدر را راهی آذربایجان نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم آذربایجان را از صنایع مادر و مهم تهی نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم صنایع بی ارزش و آلوده کننده را به آذربایجان نمی بردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم محیط زیست آذربایجان را به باد فنا نمیدادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مدیران غیر بومی را بر آذربایجان حاکم نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ارامنه، کردها و فارسها را در آذربایجان مستقر نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم حداقل ۱سانتیمتر راه آهن و یا اتوبان جدید درآذربایجان میساختند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم رای اهالی آگاه تبریز را در ۳۱ فروردین ۱۳۷۵ به بازی نمی گرفتند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم نمایندگان تحمیلی را به نام ملت آذربایجان انتصاب نمی کردند!من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم پرسشنامه متعفن فاصله اجتماعی را در سال ۷۴ منتشر نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به نهادهای مدنی آذربایجان اجازه تاسیس میدادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم موسسین نهادهای مدنی آذربایجان را تهدید و یا زندانی نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم پیکر آذربایجان عزیز را قطعه قطعه نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اسامی تاریخا تورکی شهرها ومناطق جغرافیائی را فارسی نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم نام تاریخی بحر خزر را به نامهای جعلی تغییر نمی دادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ایران را فقط کشور فارسها معرفی نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم تورکها را وحشی، بیابانگرد، فاقد تمدن وخونریز معرفی نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم جمهوری آذربایجان را به دروغ آران نمی گفتند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم برای میلیونها آذربایجانی حداقل ۱ کانال تلویزیونی تاسیس می کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم بخاطر علاقه به زبان مادریم،تجزیه طلب و جاسوس خطابم نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در کتابهای درسی و نشریات به ترکها دشنام و فحش نمی دادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اطفال تورک را در مهد کودکهای آذربایجان بزور فارس نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اجازه می دادند تا کودکان ما به تورک بودن خود افتخار کنند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در صدا و سیما زبان مقدس مرا به لجن نمی کشیدند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دلقکهایی مثل ماهی صفت بعد از تحقیر تورکها مدال نمی گرفتند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم رییس جمهور سابق، ملت تورک آذربایجان را آریایی خطاب نمیکرد!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مقامات ایران، نوروز را فقط به فارسها تبریک نمی گفتند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ایران کثیرالمله را پرشیا نمی خواندند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم پروفسور زهتابی را در شبستر شهید نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم سوگوراران مجلس ترحیم پروفسور فرزانه را تهدید نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم فرزندان دلاور ما را در قورولتای ملی قلعه بابک اسیر نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم لشکرهای جرار خود را در مراسم میلاد بابک، راهی قلعه نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم فعالین تورک را به کثیفترین تهمتهای ممکنه منتسب نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم کنگره ها و سمینارهای ضدتورک و ضد آذربایجانی برگزار نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به زائرین مزار پروفسور زهتابی و فریدون ابراهیمی یورش نمیبردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به زائرین مزار صفرخان در تهران هجوم نمی بردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در تهران به زائرین مزار ستارخان سردار ملی توهین نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مزار شهید ستارخان را مطابق وصیتش به تبریز میبردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم یپرم ارمنی، قاتل ستارخان را تکریم نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در تبریز بر سر مزار شریف باقرخان به زائرین حمله نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم روزنامه های تورکی را یکی بعد از دیگری توقیف نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم خبرنگاران و سردبیران آذربایجانی را راهی زندان نمی نمودند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم کتابهای ادبی و تاریخی مارا ممنوع و یا سانسور نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم شوونیستهای فارس را میدان دار عرصه فرهنگی ایران نمی ساختند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم معلمین تورک رابه خاطر دفاع از زبان و فرهنگشان زندانی نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم روحانیت مترقی و مدافع آذربایجان را خلع لباس و زندانی نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در حوزه های علمیه فارسها، تورکی را زبان اهل جهنم نمی دانستند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مشوق آخوند مرتجع جهت صدور فتاوی ارتداد علیه بابک نمیشدند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم کوروش را بر پیامبر(ص)و زرتشتیگری را بر اسلام ترجیح نمیدادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم بدن مهران ۶ ساله را بخاطر عشقش به زبان مادری کبود نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم بخاطر نوشتن جمله من تورکم، محصل را از مدرسه اخراج نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم ملت ما را با این همه غنای فرهنگی تورک خر خطاب نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم تورکها رابه سوسکهای مدفوع خوارتوالتهای فارس تشبیه نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در نشریه رسمی ایران به آذربایجان لقب چاهک توالت نمی دادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اهانت کنندگان فارس زبان را به دروغ منتسب به آذربایجان نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم مطابق قانون حق اعتراض مدنی تورکها را به رسمیت می شناختند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دهها فرزند رشید آذربایجان رابخاطر اعتراضات برحقشان نمی کشتند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم در سولدوز سیلاب خون براه نمی انداختند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم جنازه مطهر شهدا را به خانواده هایشان تحویل می دادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم برای تحویل جنازه شهدا،۲میلیون تومن جریمه درخواست نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم شبانه به خانه های نوامیس ملت مظلوم ما حمله نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم اخبار مظلومیتهای ملت آذربایجان را بایکوت نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم شعارهای هویت طلبانه تظاهراتهای ملت آذربایجان را جعل نمیکردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم به تظاهراتهای میلیونی انقلاب اخیر آذربایجان تمکین می کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم یک ملت بزرگ را اراذل و اوباش لقب نمی دادند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم آخوند درباری قم، انقلابیون ترک را مفسد فی الارض نمی خواندند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دختر معصوم ۱۵ ساله تبریزی را شهید نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم دانشگاهیان تورک رابه صورت فله ای بازداشت نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم سراسر آذربایجان را به پادگان نظامی تبدیل نمی کردند!
من یک تورکم و آذربایجانی هستم، ایرانی نیستم، اگر ایرانی بودم از استقرار و ادامه حاکمیت آپارتاید آریایی دفاع نمی کردند!
قطعا من یک تورکم،
یقینا یک آذربایجانی هستم،
من هرگز ایرانی نبوده، نیستم و نخواهم بود
ما تورک بوده ایم و هستیم و خواهیم بود!!!
وقتي سه ساله ميشوم ، توركم!
وقتي تلويزيون ميبينم ، فارسم!
وقتي مدرسه ميروم ، فارسم!
وقتي كتاب ميخوانم ، فارسم!
وقتي روزنامه ميخوانم ، فارسم!
وقتي دانشگاه ميروم ، فارسم!
وقتي نامه اي مينويسم ، فارسم!
وقتي جايي سخنراني ميكنم ، فارسم!
وقتي ميميرم ، روی سنگ قبرم را به فارسي مينويسند!
اما تو دنيا كه مي آيي ، فارسي
سه ساله كه ميشوي ، فارسي
تلويزيون كه ميبيني ، فارسي
كتاب ، روزنامه، مدرسه ، دانشگاه ، اداره .....، فارسي
اما من
اگربخواهم دوكلمه به زبان مادري ام بنويسم،
به من ميگويي : پان تورك، تجزیه طلب...!؟
İran'ın Urmiye şehrinde Sünni Azerilerle
| İran'ın Urmiye şehrinde Sünni Azerilerle | |
|
|
Yerel kaynakların verdiği bilgiye göre İran'ın Batı Azerbaycan eyaletinin başkenti Urmiye'nin Kızıl Heneye köyünün Sünni Azeri sakinleri ile İran güvenlik güçleri arasında çatışma yaşandı.Kızıl Heneye köyündeki Azeriler, 14 Ocak günü tarım alanlarında kullandıkları su kaynaklarının, köyün yakınlarında inşa edilen fabrikaya yönlendirilmesini Salmas ve Hoy şehirleri arasındaki yolu kapatarak protesto ettiler.Polis ve güvenlik güçlerinin silahsız protestoculara saldırmaları ise 4 saat süren çatışmaya sebep oldu.Protestoculardan en az 15 kişinin yaralandığı ve Urmiye'nin İmam Humeyni Hastanesine kaldırıldıkları, yaklaşık 40 kişinin ise gözaltına alındığı bildirildi.2000'den çok nüfusu olan Kızıl Heneye köyünün sakinleri çoğunlukla Sünni Azerbaycan Türkü olup tarım ve çiftçilikle geçinmektedirler. İran'da Azerbaycan Türkleri nüfusun yarısına yakınını oluşturmakta ve Urmiye,Salmas ve Hoy şehirlerinde yaşayan yaklaşık 400 bin Sünni (Hanefi) Azeri bulunmaktadır. Resmi mezhebi Şii olan İran'da Sünniler Beluçistan ve Kürt bölgelerinde çoğunluktadırlar. 10 Kasım 2008 tarihinde Beluçistan bölgesinin Seravan şehrinde Sünni din adamı Şeyhali Dehvari bir suikast sonucu öldürülmüştü.Uluslararası insan hakları kuruluşlarına göre ülkede Şii olmayanlara (Alevi-Ehli Hak, Bahai ve Sünni azınlıklara) inançsal özgürlük, ibadet mekanları ve dini eğitim konusunda zorluklar çıkarıldığı belirtiliyor. |
پیام الهام علیو به ملت بزرگ آذربایجان
رییس جمهوری آذربایجان: قره باغ اشغالی را با توسل به هر شیوه ممکن از اشغال ارامنه ازاد خواهیم کرد
تی آر تی: الهام علی یف رییس جمهوری آذربایجان در پیام سال جدید خود اظهار داشت که جهت دفاع از تمامیت ارضی آذربایجان، نخست اقدام، امتحان همه راههای دیپلماتیک خواهند کرد و در غیر این صورت حتی از استفاده از نیروی نظامی نیز منصرف نخواهند شد.
رییس جمهوری آذربایجان در این پیام اظهار داشت که در حال حاضر بزرگترین مسئله ملی این کشور اشغال اراضی آذربایجان از سوی ارامنه است.
علی یف با تاکید بر اینکه سرزمین قره باغ کوهستان بصورتی ازلی و ابدی، بخش لایتجزایی از خاک آذربایجان است بار دیگر اظهار داشت که آذربایجان هرگز تجزیه قره باغ از مام میهن را نخواهد پذیرفت.
او بر این نکته تاکید کرد که جهت آزاد سازی قره باغ از اشغال ارامنه پس از راههای سیاسی در صورت لزوم از نیروی نظامی نیز استفاده خواهند کرد. وی تاکید کرد که براساس قوانین بین المللی، آذربایجان محق به استفاده از قوه قهریه جهت رفع اشغال از اراضی ملی خویش است.
علی یف در پیام سال جدیدی خود ضمن توضیح اینکه جمهوری آذربایجان طی سال 2008، شاهد بیشترین رشد اقتصادی خود بوده افزود که خطوط لوله نفت و گاز باکو- تفلیس- جیهان و همچنین باکو- تفلیس- ارضروم با موفقیت در حال فعالیت هستند.
علی یف همچنین اظهار داشت که اقدامات اولیه در راستای ساخت راه آهن باکو- تفلیس- آحیلکلک- قارص نیز از حوادث تاریخی منطقه محسوب می شود.
رخنه تروریسم کوردی به دانشگاههای آذربایجان
وقوع درگیری شدید میان دانشجویان تورک و کرد در تیکان تپه(تكاب)
میللی حرکت جمعه ۱۳ دی ۱۳۸۷: روز پنجشنبه دانشجویان تورک دانشگاه علمی کاربردی تیکان تپه به دنبال توهین یکی از دانشجویان کرد این دانشگاه به تورکها، با جمعی از دانشجویان طرفدار تروریستهای پژاک و پ ک ک درگیر شدند.
گفتنی است که دانشجویان تورک این دانشگاه با امضای توماری خواهان عذر خواهی توهین کنندگان شده اند.
در روز های اخیر تحرکات اکراد حساسیتهای زیادی را در تیکان تپه در پی داشته که این امر واکنش مقامات دلسوز محلی راسبب گشته است.
شدت گرفتن حملات نامردان به توركها
تشدید حملات تروریستی در غرب آذربایجان
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
واحد خبر:1387/4/19
در چند روز گذشته غرب آذربایجان شاهد تشدید عملیات عناصر وابسته به گروه های تروریستی کرد بود.چند روز پیش عناصر تروریست خودرو یکی از فرماندهان نیروی انتظامی را در خروجی منطقه ناحیه انتظامی اورمیه (واقع در کارخانه قند) هدف گلوله قرار دادند که در اثر این حمله سرباز وظیفه علی طایفه شهید و فرمانده مذکور بشدت زخمی گردیده و در بیمارستان بستری است .
همچنین دوشب پیش عناصر تروریست با استفاده از یک خودرو چهار سرباز وظیفه دژبان ستاد فرماندهی لشکر64 پیاده اورمیه (واقع در میدان ایالت-مرکز شهر) را به رگبار گلوله بستند که در اثر آن 4 سرباز مجروح گردیده اند و تاکنون از وضعیت جسمی آن ها خبری دریافت نشده است .غلامرضا نوری یکی از درجه داران نیروی انتظامی نیز بر اثر برخورد با مین در شهر خانا (پیرانشهر) به شهادت رسید.مراسم تشییع جنازه علی طایفه و غلامرضا نوری روز سه شنبه در شهر اورمیه برگزار گردید.
خبر دیگر نیز حاکی است عناصر گروههای تروریستی در شیوه ای جدید با تماس های تلفنی باخانواده افسران و سربازان آن ها را تهدید به قتل می کنند که موجی از نگرانی را در بین مردم موجب شده است.شواهد امر چنین می نماید که گروه های تروریستی با عملیات های جنگ چریکی شهری تلاش دارند موجی از رعب و وحشت را حاکم کنند.متاسفانه بایکوت خبری و عدم پاسخ گویی شفاف دولتی در مورد حضور عناصر فعال در داخل شهرهای غرب آذربایجان موجب اعتراض ملت تورك شده است.
شایعه سازی به سبک کروها
حزب تروريست دموکرات کردستان که کارنامه ننگين آن در تاريخ ثبت شده است در اقدام جاهلانه اي ديگر اقدام به سؤاستفاده از اعتصاب کارگران در شهرهاي مختلف آذربايجان نمود.
بنا به اخبار تحريف شده و هدفدار منتشر شده از سوي اين حزب تروريست و نيز از سوي ديگر ارگانهاي گروهکهاي تروريست٫ بازار شهرهاي سويوغ بولاغ (مهاباد)٫ خانا (پيرانشهر)٫ سولدوز (نقده)٫ بوکان و اورمو (اروميه) به خاطر بزرگداشت عبدالرحمان قاسملو تعصيل شده است! اين حزب و مزدوران آن چگونه ميتوانند شهرهاي کردستان را فراموش کرده و در شهرهاي آذربايجان به مراسم خيالي خود بپردازند؟ توطئه اي که سالهاست برملا شده ميتواند توضيح دهنده اين اقدام تروريستي باشد. اين افراد تلاش ميکنند تا شهرهاي تورک آذربايجاني را به عنوان شهرهاي کردنشين قلمداد نمايند! در اين ميان کمکهاي آشکار و پنهان دولت و شوونيسم فارس به خبرگزاريها و سايتهاي تروريستي است که قدرت مانور آنها در عرصه مطبوعاتي را بيشتر ميکند٫ وگرنه قدرت واقعي در آذربايجان هنوز در دستان قدرتمند فرزندان واقعي اين مرزوبوم است و در حال حاضر هيچ گروه ترويستي قدرت دست اندازي به خاک پاک تورکها را ندارد.
اين اخبار که در ادامه جوسازيهاي قبلي تروريستهاي کورد منتشر ميشود حاکي از آن است که قدرت مانور طرفداران اندک اينگونه تشکلات در آذربايجان کمتر شده است و براي پنهان ساختن شکستهاي خود در اشغال آذربايجان٫ به استفاده از حيله هاي جمهوري اسلامي روي آورده اند٫ يعني از اقدامات بيربط عموم به نفع خود بهره برداري مينمايند و آنرا به دنياي مجازي اينترنت ميکشانند!
اعتصابات کارگري که بدون داشتن کوچکترين ارتباطي به احزاب تروريست کورد در جريان ميباشد چندين هفته است که در خروجيهاي خبرگزاريهاي مختلف قرار دارد. کارگران کارخانه ها و توليديها به خاطر اعتراض به کمي دستمزد و نيز عدم پرداخت حقوق معوقه خود از سوي کارفرمايان دست به اعتصابات گسترده زده اند.
استان آذربايجان غربي نيز از اينمورد مستثني نبوده و کارگران کارخانه هاي مختلف نيز به اعتصابات سراسري ملحق شده اند.
تنهاترين تفاوت با اعتصابات کارگري در آذربايجان غربي وجود عده اي از کارگرهاي کورد مهاجر ميباشد که به خاطر پائين بودن دستمزد آنها و نيز براي عملي کردن طرح اشغال آذربايجان از سوي اکراد به منطقه وارد شده اند. البته بايد طمعکاري کارفرمايان تورک در استخدام اکراد ارزان قيمت را نيز به اين تفاوت خطرساز افزود.
احزاب تروريست کورد که شکست خود را در آذربايجان نزديک ميبينند٫ فعاليت خود را از مهاجرت سيلابي اکراد به شهرهاي آذربايجان٫ به حملات شهري و سپس به ترورهاي شخصي تغيير داده اند. امروزه شاهد ترورهاي غير انساني هستيم که به دست نيروهاي وابسته به احزاب تروريست کورد انجام ميگيرند و باعث هرچه بيشتر شدن نفرت ملت آذربايجان از اکراد مهاجر ميشود.
گزارشات موثق از شهرهاي مختلف آذربايجان غربي حاکي از آن است که بازار و ديگر مراکز بازرگاني منطقه به صورت کاملا معمولي به فعاليت خود ادامه ميدهند. تنهاترين تفاوت اين بوده است که عده اي از باربران(حمالان) و دستفروشان کورد بر سر کار خود حاضر نشده اند! با اين حساب بايد از احزاب تروريست کورد پرسيد که آيا بازارهاي آذربايجان فقط متشکل از عده اي باربر(حمال) و دستفروش کورد است که نبود آنها باعث تعطيلي اين مراکز گردد؟
موج نفرتي که اقدامات تروريستي اکراد در منطقه ايجاد کرده است در حال خيزش است. اقدامات اخير تروريستها در قتل سربازان و درجه داران تورک مورد لعن مليگرايان منطقه قرار گرفته است. در بازي فوتبال تيم محلي سولدوز با تيم مهاجران کورد شاهد اين احساس بوديم. وجود پارچه نوشته ها و پلاکاردهاي بيشمار در جهت محکوم ساختن اقدامات تروريستي اکراد و نيز متن نوشته ها که به تورکي بوده اند نشان از عزمي دارند که در آينده نزديک موجب فراري دادن تروريستها از منطقه خواهد بود.
در زير نمونه اي از شايعه پراكني به سبك كوردي را به حضورتان تقديم ميداريم.
[1] http://www.pdki.org/articles4-1604-11.htm
اعتصاب عمومی در کردستان در سالگرد ترور د. قاسملوو، رهبر حدکا
تعطیلی اکثریت بازارها در ارومیه به مناسبت بیستودوم تیرماه
کوردستان میدیا: به گزارش مرکز خبری PDKI، مردم ارومیه در بامداد نوزدهمین سالگرد ترور شهید دکتر عبدالرحمان قاسملو اکثریت مغازههای این شهر را به حالت تعطیل درآوردند. در این اعتصاب گسترده آذریهای ارومیه نیز برای ابراز همبستگی و همدردی با کردها(عجب براي خودتان نوشابه باز ميكنيد!!!) اقدام به تعطیلی بازارها نمودند. گفتني است در محلات کردنشین ارومیه تمامی بازارها در حالت تعطیل به سر میبرد.(ركود اقتصادي اروميه با اراده حمالان كورد!!!).
تعطیلی بازارها در پیرانشهر به مناسبت بیستودوم تیرماه
کوردستان میدیا: به گزارش مرکز خبری PDKI، روز بیستودوم تیرماه 1387 مردم پیرانشهر در اعتصابی گسترده به مناسبت فرارسیدن نوزدهمین سالگرد ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو اکثریت قریب به اتفاق مغازهها و پاساژهای شهر را به حالت تعطیل درآوردند.
نیروهای سرکوبگر رژیم برای خاتمه دادن به این وضعیت، مغازهداران را تحت فشار قرار داده و وضعیت حکومت نظامی را بر شهر حکمفرما نمودهاند.
تعطیلی بازارها در مهاباد به مناسبت بیستودوم تیرماه
کوردستان میدیا: مردم آگاه و قدرشناس مهاباد در پاسخ به فراخوان عمومی حزب دمکرات کردستان ایران تمامی مغازهها و بازارهای این شهر را تعطیل و اعتراض خود را به ترور ناجوانمردانهی شهید دکتر عبدالرحمان قاسملو به دست دیپلمات ـ تروریستهای جمهوری اسلامی ابراز نمودند.
به گزارش مرکز خبری PDKI، نیروهای ضدخلقی رژیم به منظور سرکوب این اعتصاب مردمی در آمادهباش کامل به سر برده و در تمامی خیابانها مستقر شدهاند.
این اعتصاب تا لحظهی مخابرهی این خبر همچنان ادامه داشته است.
تعطیلی اکثریت مغازهها در شهرستان نقده
کوردستان میدیا: در نوزدهمین سالگرد شهادت دکتر عبدالرحمان قاسملو، مردم نقده از نخستین لحظات صبح بیستودوم تیرماه اقدام به تعطیلی اکثر بازارهای این شهر نمودند.
به گزارش مرکز خبری PDKI، قرار است مردم این شهر در پاسخ به دعوت حزب دمکرات کردستان ایران در بعدازظهر این روز تمامی مغازهها را تعطیل نمایند.
در این اعتصاب گسترده، مردم نقده ضمن گرامیداشت یاد و خاطرهی رهبر فرزانهی ملت کرد و حزب دمکرات کردستان ایران، شهید دکتر قاسملو، یک بار دیگر ترور این رهبر صلحطلب را به دست مزدوران جمهوری اسلامی و برسر میز مذاکره به شدت محکوم نمودند.(جنايات قاسملو و احمقهاي دورو برش بهتر از همه براي مردم نقده روشن است بيخودي زور نزنيد كوردهاي احمق!)
اعتصاب عمومی در بوکان
کوردستان میدیا: از نخستین لحظات بامداد بیستودوم تیرماه مردم بوکان به مناسبت فرارسیدن نوزدهمین سالگرد ترور شهید دکتر عبدالرحمان قاسملو تمامی دکاکین و بازارها را به حالت تعطیل درآوردند.
به گزارش مرکز خبری PDKI، شمار زیادی از مزدوران رژیم برای سرکوب هرگونه اعتراض مدنی در معابر و خیابانها مستقر شدهاند.
این نیروها اقدام به شکستن شیشهی مغازهها و یادداشت نمودن اسامی صاحبان مغازهها و پاساژهای تعطیلشده، نمودهاند. این اعتصاب عمومی گسترده تا لحظهی مخابرهی این خبر همچنان ادامه داشته است.
تعطیلی بازارهای سقز به مناسبت بیستودوم تیرماه
کوردستان میدیا: در پاسخ به فراخوان حزب دمکرات کردستان ایران، مردم شهرستان سقز در اعتصابی عمومی، به مناسبت نوزدهمین سالگرد ترور شهید دکتر عبدالرحمان قاسملو تمامی مغازهها و بازارهای این شهر را تعطیل نمودند.
به گزارش مرکز خبری PDKI، مردم سقز از همان لحظات آغازین صبح بیستودوم تیرماه، تمامی مغازهها، پاساژها و اماکن تجاری خود را تعطیل نموده و خیابانها را خلوت نمودند.
تا لحظهی مخابرهی این خبر وضعیت حکومت نظامی بر شهر سایه افکنده و نیروهای ضد خلقی رژیم در تمامی خیابانها مستقر شدهاند. این در حالیست که نیروهای رژیم به منظور جلوگیری از تعطیلی بازارها چندین تن از بازاریان را دستگیر و آنان را وادار به گشودن مغازههایشان نمودهاند اما بازاریان تنها پس از لحظات کوتاهی مجدداً مغازههای خود را تعطیل و بازار را ترک نمودهاند.
آخر حرف حساب شما کوردهای احمق چیست؟!!!
شهادت 5 نفر از نیروهای تورک سپاه(تیپ تبریز)بدست کوردهای تروریست در منطقه مرزی سلماس
باتی گونآذ:بنابر گزارش منابع موثق داخلی سپاه چند در مورخه 29/4/87 در اثر انفجار مین کنار جاده ای که گفته میشود توسط تروریستهای کورد از راه دور کنترل میشده است یک دستگاه تویوتا لند کروز که نیروهای تورک سپاهی بر آن سوار بودند منهدم شد که بر اثر شدت انفجار 5 نفر به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و یک نفر دیگر هم چشمهایش را برای همیشه از دست داده است.دیروز هم 3 سرباز تورک طی درگیری با تروریستهای کورد در منطقه کوهسار سلماس به شهادت رسیدند.طبق گزارشهای دریافتی سر یکی از شهیدان را با قساوت تمام از بدن جدا کرده بودند.
سخنرانی سران پژاک در روستاهای فعلا کورد نشین سلماس
باتی گونآذ:طبق گفته چند معلم که در روستاهای فعلا کورد نشین سلماس خدمت میکنند چند روز پیش سران پژاک با هماهنگی سربازان گمنام امام زمان(ساتقینلار)در تک تک روستاهای کورد نشین سخنرانی ضد تورکی کردند!!!
به گفته یکی از شاهدین همه جا توسط تروریستها محاصره شد و معلمها را هم در دفتر مدیر زندانی میکردند و درها هم قفل میشده است.بعد همه جوجه تروریستها(کورد زاده ها)در حیاط مدرسه(روستاي هفتوان،۴ كيلومتري سلماس) جمع میشدند تا تروریستها درس آینده آنها را برایشان دیکته کنند.جالبتر اینکه زنان کورد که همگی به خرکار بودن شهرت دارند و تا میتوانند زادو ولد میکنند هم از در و دیوار به حرفهای تروریستها که ملای روستا هم او را همراهی میکرد و حرفهایش را تصدیق میکرد گوش میدادند.و اما اهم درسهای ترور خزنده کوردی این بود که تا میتوانید زاد و ولد کنید و ملا هم میگفت که سقط جنین و بستن لوله زنان گناه کبیره است!!!آی ملت کورد تا میتوانید قاچاق کنید و پولدار شوید و فقط وفقط ملک بخرید!بزرگترین خانه ها را در هر شهری صاحب شوید!زمینها و ملکهایتان را به تورکها نفروشید که حرام است و هر کس بفروشد خائن شناخته میشود!و اما زنان کورد هم که به زیبایی هم شهرت دارند!!!شعار میدادند و فریاد میزدند اسلحه ما شکم(رحم) ماست و هر چه میتوانیم در راه وطن جوجه کشی میکنیم.لازم به ذکر است که پرچم کوردستان بزرگ خیالی هم به احتزاز درآمده بود و حتی سنجاق سینه پژاک هم بین همه اکراد پخش شده بود.
بعد از خواندن این قضیه که توسط یک معلم زن به ما فرستاده شده است امیدواریم ملت آگاه تورک سلماس و تمام آذربایجان غربی به نقشه های پلید این تروریستها واقف شده باشند.
مسلح کردن اکراد به بهانه مرزبانی
جیره بگیری مهاجرین کورد به بهانه مرزبانی
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
واحد خبر: 19/4/1387
بر اساس گزارشات رسیده، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران با هماهنگی نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران جهت مرزبانی اقدام به جذب تعداد زیادی از مهاجرین کورد نواحی مرزی خوی ( خصوصا از روستای زیوه در بخش زور آباد) و مناطق مرزی چالدران ( از روستا های آغ باش- گوگان – اریکلی ) نموده است. این مهاجرین کورد با حقوقی ماهیانه ششصد هزار تومان برای جلوگیری از نفوذ گروه های تروریستی پژاک و پ ک ک به منطقه از سوی دولت ایران مسلح گردیده اند. متاسفانه این مهاجرین مسلح شده خود تبدیل به ابزار نفوذ گروه های تروریستی کورد به اراضی غربی آذربایجان شده و اهالی روستا های تورک منطقه بهانه های گوناگون از سوی این چته های جیره بگیر مورد آزار و اذیت قرار می گیردند. اساسی ترین سوال از مسئولان نظامی و انتظامی این است بارها و بارها سربازان و افسران تورک با یاری همین چته های جیره بیگر حکومت ایران به تله های انفجاری و کمین های نظامی گروه های تروریستی کورد گرفتار آمده اند و یا در جنگ ایران و عراق گروه های مهاجر بارزانی جیره بگیر دولت ایران که در اطراف شهر اورمیه ساکن شده بودند و یا توابین گروه های تروریستی کورد با صدها خیانتشان موجبات کشته شدن هزاران نفر را فراهم آورده اند، حال در پس چه سیاستی این چته های مهاجر بار دیگر و این بار به بهانه مرزبانی مسلح شده اند؟
لازم به ذکر است این نیروها در پادگان مالک اشتر اورمیه آموزش دیده و قرارگاه مرکزی آن ها در قرارگاه شمالغرب کشور حمزه سیدالشهدا واقع است.
دسته گل معاون احمق رئیس جمهور
معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی: بخش زيادي از استان آذربايجان غربي و تمام استانهاي کرمانشاه و استان ايلام سرزمين کردهاست!!!
سياست توسعه گردشگري در ايران يک سياست برگشت ناپذير و استراتژيک است. قوانين ايران براي سرمايهگذاري نيز قوانين بسيار مناسبي است و در دولت جمهوري اسلامي ايران نيز نگاه مناسبي به گردشگري وجود دارد و رئيس جمهور نيز بر اين امر تاکيد دارند.
به گزارش ميراث آريا(chtn) ، معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراثفرهنگي، صنايع دستي و گردشگري امروز با بيان اين مطلب در چهارمين همايش تبيين سياستهاي دولت در صنعت گردشگري گفت: در نخستين نشست با شما 90 منطقه نمونه گردشگري در ايران تصويب شده بود در حالي که تعداد اين مناطق در حال حاضر به 704 منطقه رسيده است.
اسفنديار رحيم مشايي با اشاره به سياستهاي دولت جمهوري اسلامي ايران براي توسعه گردشگري تصريح کرد: حضور ما درنمايشگاههاي خارجي رو به افزايش است.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به ويژگيهاي استان کردستان جملاتي را به زبان کردي ادا کرد و افزود: استان کردستان عمدتا سرزمين کردهاست، اگر چه اقوام ديگري هم در اين استان زندگي ميکنند.
وي افزود: زندگي کردها در ايران تنها محدود به کردستان نيست. بخش زيادي از استان آذربايجان غربي و تمام استانهاي کرمانشاه و استان ايلام سرزمين کردهاست.
وي با بيان اين که کردها بسيار ميهمان نواز و فرهنگي هستند، افزود: من شناخت زيادي از اقوام ايراني دارم اما در ميان اين اقوام قومي را مانند کردها پايبند به ادب نديدهام. در کردستان تعداد زيادي شاعر ميبينيد که صحنه فرهنگ و ادبيات را خالي نگذاشتهاند.
معاون رئيس جمهور با بيان اينکه کردها يکي از اصيلترين اقوام ايراني هستند، گفت: براي اثبات ايراني بودن کردها هيچ پژوهشي لازم نيست.
مشايي با اشاره به اقدامات دولت براي توسعه صنعت گردشگري افزود: در نشستهاي بعدي تلاش خواهيم کرد گزارش کاملي از اين اقدامات ارائه کنيم.
وي گردشگري را فرصتي براي پيوند ملتها و شناخت آنها از يکديگر دانست و گفت: دولت جمهوري اسلامي براي توسعه گردشگري بسيار مصمم است.
مشايي با بيان اينکه نگاه رئيس جمهور ايران به گردشگري تنها نگاه اقتصادي نيست، گفت: ما يک ملت بزرگ با اقوام مختلف هستيم و نياز داريم همديگر را بهتر بشناسيم. از نظر بين المللي نيز گردشگري امروزه سياست توسعه مهرورزي بين ملتهاست که اگر به درستي از آن بهرهبرداري شود، ميتواند صلح پايدار را به ملتها هديه کند.
وي گردشگري را گره زدن منافع مردم با مردم ذکر کرد و گفت: اين کوتاهترين راه براي صلح و ثبات در دنياست.
وي با بيان اينکه ظرفيت انساني در شرايطي تحقق پيدا ميکند که ماهيت جهاني شدن انسان تحقق پيدا ميکند، افزود: ميلياردها نفر در طول تاريخ دور از هم زندگي کردهاند و در کوچههاي تاريخ و جغرافيا گم شدهاند و براي يک بار هم همديگر را نديدهاند، اما آينده زمان جمع شدن بشر به دور هم است.
وي با بيان اينکه پيام ايرانيان جز عشق و دوستي نيست و جايي براي پيام ديگري وجود ندارد، گفت: اين سرزمين، سرزمين ادب و حماسه است .
وي با بيان اينکه اقتصاد ميتواند صحنه خصومت و يا انس باشد، گفت: اين امر بستگي به نگاه انسانها دارد.
درگیری اصناف ارومیه با مهاجران کورد
باتی گونآذ-آزاد تبریز- ظهر روز سه شنبه 4/4/87 در پی اعتراض تعدادی از بازاریان و اصناف اورمیه به سد معبر دستفروشان که از اکراد مهاجر به شهر اورمیه می باشند، در گیری شدیدی بین اصناف بازار غله و تره بار ( بوغ دا میدانی – مسجد اعظم بازاری) واقع در خیابان بعثت و دستفروشان مهاجر کرد اورمیه صورت گرفت. در این درگیری دسته جمعی چند ساعته که با دخالت نیروی انتظامی و با مجروح شدن تعدادی از اصناف و دستفروشان مهاجر کرد پایان یافت با دخالت تعدادی از بازاریان مهاجر کرد اورمیه که در چند سال اخیر با خرید مغازه در بازار اورمیه به تجارت مشغولند حالت گسترده تری به خود گرفته . نهایتا این درگیر با انتقال مجروحین حادثه به بیمارستان و تشکیل پرونده از سوی نیروی انتظامی به صورت نسبی پایان پذیرفت و به دلیل تهدید های مکرر دستفروشان مهاجر کرد جوی ملتهب در باز اورمیه حاکم است و احتمال تکرار حادثه و دگیری وجود دارد. در چند سال گذشته با افزایش مهاجرت های اکراد شهرهای کرد نشین به شهرهای غربی آذربایجان و افزایش جرم و جنایت و قاچاق مواد مخدر و عملیات های تروریستی گروه های کرد در منطقه تنش بین ترک های آذربایجان و اقلیت مهاجر کرد فزونی یافته و شاهد اعتراض اهالی ترک منطقه به زیاده خواهی های اقلیت مهاجر کرد می باشیم. چند روز گذشته نیز بعد از بازی پیروزمندانه تیم ملی ترکیه در مقابل کرواسی دانشجویان کرد خوابگاه دانشجویی عطا اورمیه اقدام به فحاشی بر علیه کشور ترکیه نموده بودند که به درگیری فیزیکی بین آنها و دانشجویان ترک این خوابگا منجر شده بود که متاسفانه حراست دانشگاه اورمیه در اقدامی عجولانه و یکطرفانه 8 نفر از دانشجویان ترک این خوابگاه را به کمیته انظباطی معرفی کرده که خبر آن قبلا منتشر شده است.
امام جمعه تبریز مسئول جنایات امنیتی
باتی گونآذ-آزاد تبریز- همزمان با پیش روى حرکت ملى ترک ها در ایران و در راس آنها آذربایجان و با افزایش فعالیت هاى فرهنگى، اجتماعى و سیاسى در بین فعالان، جوانان و دانشجویان و در کنار روند صعودى گرایش مردم به حرکت و خیزش هویت طلبى و با ازدیاد انعکاس اخبار حرکات ملى در آذربایجان جنوبى در رسانه هاى خارجى و بین المللى، واهمه و ترس نیروهاى امنیتى و اطلاعاتى در آذربایجان نیز رو به افزایش است. آنها که در قلع و قمع صداهاى معترض، آزادى کامل و صد در صد داشته و تایید رهبرى و ارگان هاى نظام را نیز در پشت سر خود دارند، مى روند که هر روز دستان مزدورشان را به خون جوانان ترک آلوده سازند.
تنها چند روز پس از به قتل رساندن قادر صدیقى در جاده سنتوى تبریز به دست نیروهاى امنیتى رژیم ددمنش جمهورى اسلامى، بار دیگر جنایتکاران جنایت دیگرى آفریدند و یک فعال سیاسی دیگر را در تبریز به قتل رساندند. فرهاد محسنى نگارستان، فعال سیاسی آذربایجانی، چند روز پس از ربوده شدن بدست ماموران امنیتى رژیم بدست آنها بقتل رسیده و جنازه اش از سوى آنها به پزشکی قانونی در تبریز تحویل داده شد.
او که در تظاهرات خرداد ٨٥ شمسى در تبریز به ضرب گلوله هاى آدم کشان جمهورى اسلامى زخمى و سپس دستگیر شده بود ، دو سال پس از آن روز ها دو باره دستگیر و در تاریک خانه هاى نظام اسلامى به احتمال بسیار زیاد زیر شکنجه هاى پست فطرتان و حلقه بگوشان امام جمعه تبریز و نماینده باصطلاح رهبر بقتل رسید.
حجت الاسلام محسن مجتهد شبستری، امام جمعه تبریز و نماینده مستقیم خامنه اى در آذربایجان مسیول مستقیم چنین قتل هاى زیر دستان خود بوده و مى باید جزییات این فاجعه انسانى را به اطلاع خانواده فرهاد و مردم آذربایجان برساند. به دستور او باید بلافاصله کمیسیونى بى طرف مسیولیت روشن کردن این جنایت ارگان هاى امنیتى را بعهده بگیرد. این کمیسیون باید در اسرع وقت جزییات دستگیرى، محل نگهدارى ، شکنجه و چگونگى به قتل رسیدن او را به آگاهى عموم برساند.
مجتهد شبسترى نماینده نظام و مسیول مستقیم قتل هاى سیاسى در آذربایجان است. سکوت او و عدم رسیدگى به چگونگى جنایات بر علیه فعالان آذربایجانى پرونده بى کفایتى هاى او را چندین برابر مى کند. مسیولان نظام و از جمله محسن مجتهد شبسترى باید بخوبى بدانند که در فرداى چرخش قدرت در ایران ، در مقابل دادگاهاى مردمى پاسخگوى تصمیمات و اعمال خود خواهند بود. مستبدانى که امروز جوانان بى گناه را شکار و آنها را در شکنجه گاهها به قتل مى رسانند، بزودى پاسخگوى اعمال شنیع شان خواهند بود.
بنا به گزارش خبرگزارى فارس امام جمعه تبریز در خطبه نماز جمعه امروز ٢٤ خرداد چنین گفته است:
“امام جمعه تبریز همچنین با اشاره به سالروز شهادت چهار تن از اعضای هیئتهای موتلفه اسلامی گفت: شهیدان بخارایی، صفارهرندی، نیک نژاد و امانی در حرکتهای مردمی برای پیروزی انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا کردند. وی تصریح کرد: این گروه در سکوت مرگبار آن دوران به حرکتهای مردم برای پیروزی انقلاب اسلامی جان تازه بخشیدند.”
اکنون باید خطاب به امام جمعه تبریز گفت تاریخ دارد تکرار مى شود. اکنون شما همچون دوران سیاه رژیم پهلوى یک سکوت مرگبار نوینى آفریده اید و این فعالان و جوانان آذربایجانى هستند که به حرکت ملی جان تازه بخشیده اند. پس سکوت مرگبارتان را بشکنید و جزییات جنایات نیروهاى امنیتى رابر ملا سازید. جلوى قانون شکنى ها و خودسرى ها را بگیرید.
از سوى دیگر عدم انعکاس خبر جنایت رژیم در تبریز در مطبوعات و رسانه هاى فارس زبان باصطلاح اپوزیسیون رژیم به جز یک یا دو استثنا نشانگر فاصله عمیق بین دیدگاهها و آینده سیاست در ایران است. از کامنت هاى برخى وبلاگ ها حتى چنین بر مى آید که خیلى از این “اپوزیسیونى” ها با رفتار ارگان هاى امنیتى در ایران موافق بوده و تلویحا آن را تایید مى کنند.
چنین سیاست و عملکردى از سوى هر کس که مى خواهد باشد به ترکها یک چیز مهم را مى آموزد و آن ضرورت تکیه به نیروى خودى و تلاش مستمر براى ایجاد و حفظ هویت مستقل براى مبارزه است. آن “اپوزیسیونى” که امروز از سر به نیست کردن ترکها خوشحال مى شود، فردا به هر نیرنگى متوسل خواهد شد تا جلوى بیدارى و حرکت در آذربایجان را بگیرد. وظیفه حرکت ملى و دمکراتیک آذربایجان دو چندان است. در کنار مبارزه خستگى ناپذیر بر علیه بیداد گریهاى جمهورى اسلامى، همواره باید باصطلاح اپوزیسیون را نقد کرده و دودوزه بازى هاى آنها را افشا کند.
مبارزه براى آزادى و دمکراسى و حق تعیین سرنوشت مبارزه اى بر حق و عادلانه است. براى ادامه راه رزمندگان حرکت ملى بپا خیزیم و مشعل مبارزه آزادیخواه آنانرا بدست گیریم.
Oyrenci
توهینی دیگر به ملت قهرمان تورک
باتی گونآذ- اویرنجی نیوز: تحقیر و تمسخر همواره یکی از راهکارهای غیر انسانی شونیسم فارس برای اجرائی کردن سیاست آسیملاسیون و هویت زدائی در آذربایجان بوده است. در صد سال گذشته شونیسم فارس به انحا و روشهای مختلف این تاکتیک غیر اخلاقی را بکار گرفته است.متاسفانه بعضا این سیاست نتیجه بخش نیز بوده و انسانهای ضعیف النفس را تحت تاثیر قرار داده است.
در همین راستا طی چند روز اخیر شاهد برگزاری نمایش خیابانی تئاتر در پارکها هستیم. دراین نمایشها برای آنکه تماشاچیان جمع شده در محل را بخندانند، دلقکهای فارس، در قالب نمایشهای هنرمندانه اقدام به مسخره کردن فرهنگ و هویت تورکها می نمایند. همچنین تکیه کلام مجری برنامه در پایان هر قطعه مسخره بازی عبارت هنر نزد ایرانیان است و بس، میباشد.در قسمت آواز و موسیقی نیز گروهی از کردها را با لباس کردی یکدست به میدان می آورند و آنها اقدام به آواز خوانی می کنند. یکی از این پارکها که همه روزه تا 14 اردیبهشت به این گونه برنامه ها می پردازد، خانه هنرمندان پارک ایرانشهر می باشد.
اگرچه بعد از قیام سراسری ملت آذربایجان در اردیبهشت و خرداد 1385 در اعتراض به کاریکاتور موهون روزنامه ایران، انتظار می رفت، شونیسم فارس از کرده خود پشیمان بشود، اما رویدادهائی از این قبیل که در روزهای اخیر شدت بیشتری گرفته است، نشان از تنبلی بیش از حد شونیسم فارس در ازبر کردن درسهایش دارد.
ظاهرا بایستی طرحی نو درانداخت ودرسی دیگر به شونیسم فارس داد.درسی که صدای آن در جای جای این کره خاکی شنیده شود.
مرگ بر شونیزم فارس و تروریسم کورد و ارمنی
درگیری نیروهای سپاهی با گله پژاک!!!
سایت تابناک از کشته شدن ۹ راس از اعضای گروه تروریستی پژاک توسط نیروهای سپاه خبر داد.
بنابر گزارش خبرنگار این سایت از ارومیه، درگیری در شب(پنجشنبه) گذشته روی داده است. پس از آگاهی نیروهای سپاه پاسداران از حضور این گله ده نفره، آنها در روستای گنبد از توابع سومای برادوست شهرستان ارومیه با گله پژاک درگیر شدند که در این درگیری، ۹ راس از اعضای پژاک کشته شدند.
در میان این ۹ جسد، جنازه پنج دختر و چهار پسر دیده میشود که هفت تن آنان از توابع ترکیه و دو تن ایرانی هستند. یک نفر باقیمانده نیز که مجروح شده بود با استفاده از تاریکی شب، به سوی مرزهای ترکیه گریخته است.
در این درگیری، از تروریستها چهار بیسیم دستی، ۹ اسلحه، مقادیری چاشنی انفجاری و برخی اسناد و مدارک نیز به دست آمده است.
گوزل آغا گوزلیدی ووردی چیچک چیخارتدی!!!
فارسی کنونی به صورتی مصنوعی و فرهنگستانی ساخته شده است
نوشته : ناصر پور پیرار
تا پیش از مشروطیت، زبان فارسی کنونی در هیچ مکتبخانهای به عنوان زبان دانایی آموخته نمیشد، آن را زبان محاوره و گفتوشنود و داد و ستد میشناختهاند و زبان دانایی، از شروع تا پایان، از مکتبخانهی ملاباجی، تا عالیترین حوزههای علم و اندیشه، زبان درخشان عرب بوده و این خود حجتی کافی است بر ناتوانی ماهوی زبان فارسی در انتقال مفاهیم و معلومات عالم ساز کتیبه های هخامنشی، با زبان بومیان این نجد و با زبان فارسی کنونی بی ارتباط است؛ معلوم کرده ام در دورانی که مورخین و شرق شناسان دغل، به غلط اشکانی شناخته اند، هیچ نشانی از حکومت و هویت و خط و زبان ملی دیده نمی شود و به زودی درکتاب ساسانیان معلوم خواهم کرد که فقیرترین عهد ایران، به آن زمان ظهورکرده است. پس از آن همه ادله و اسناد محکم تر از سرب، که هر ادعایی دربارهی خط و زبان و کتابت ملی پیش از اسلام را، از هستی و هویت ساقط می کند، هنوز میشنویم که میگویند در قرآن واژه های فراوان فارسی یافت می شود!!! بی این که پیشاپیش متنی معرفی کنند و بیاورند اثباتگر این که پیش از اسلام، اصولاً خط و زبان و گنجینهی لغت فارسی داشتهایم و یا لااقل ده واژه از آن لغات فارسی را که میگویند در قرآن آمده، به وضوح معرفی کنند
حالا اگر اجل امان دهد، در ورود به دوران پس از اسلام، خواهم گفت که فارسی کنونی هرگز پیش از سلسلهی سامانیان نبوده و خواهم گفت که این همه دست به دامنی و استمداد زبان فارسی از گنجینهی لغت و قواعد زبان عرب از آن است که فارسی کنونی به صورتی مصنوعی و فرهنگستانی ساخته شده، نه با بهره از گنجینهی لغت ملی و بومی مردم این نجد. این زبان را در دربار سامانیان، با اهدافی که به تشریح خواهم آورد، ساختهاند، پیش از قرن چهارم هجری هرگز نبوده است و درست به همین سبب، از همان زمان، بومیان ایران، آن را فارسی دری، یعنی زبان رایج درباریان خواندهاند و در سراسر تاریخ این سرزمین این زبان جز در دربار و نزد شعرا و دیگر روابط فرهنگی رسمی و دولتی کاربرد نداشته است، و مردم، درست مانند امروز، با زبانهای بومی خود، از ترکی و گیلکی و مازندرانی و کردی و عربی و بلوچی و لری رفع نیاز کردهاند، فارسی را زبان جانشین بومی خویش نشناختهاند و مگر در صورت نیاز و برای رفع حاجت رسمی و دولتی خویش، به آن رجوع نداشتهاند.
باید دست کم چندان پیشینهی بحث را شناخت که بدانیم تا پیش از مشروطیت، زبان فارسی کنونی در هیچ مکتبخانهای به عنوان زبان دانایی آموخته نمیشد، آن را زبان محاوره و گفتوشنود و داد و ستد میشناختهاند و زبان دانایی، از شروع تا پایان، از مکتبخانهی ملاباجی، تا عالیترین حوزههای علم و اندیشه، زبان درخشان عرب بوده و این خود حجتی کافی است بر ناتوانی ماهوی زبان فارسی در انتقال مفاهیم و معلومات عالم ساز بدین ترتیب اگر زبان گوهرین و توانای عرب، که در استحکام و قدرت آن همین بس که بگوییم زبان قرآن است، تنها گزینهی جهان پهناور اسلام بوده و هنوز هم هست، از آن روست که هیچ فرهنگ و بیان و لغت دیگری قادر نبوده و نیست، که جانمایهی قرآن را جواب دهد، و اگر گروندگان به قرآن، زبانی را گزیدهاند که قادر به انتقال مفهوم آن متن متین دوران ساز بوده، پس رفتاری عاقلانه و طبیعی در پیش گرفتهاند، نه ناگزیر و تحمیلی اگر این مختصر هنوز کفایت نمیکند، کافی است که معترض، لغات عربی را در گفتهها و نوشتههای روزمرهی خویش بشمرد، تا معلوم او شود که تمامی واژگانی که بار بیان را به مقصدی میبرد، عربی است و شرمساری بزرگتر این که حتی با کوشش بسیار نیز به علت فقر بنیانی زبان فارسی، نمی توان در جای هیچ یک از آن کلمات عرب معادلی نشاند، کوششی که دهها خیالپرداز، از کسروی تا دکتر حسین روحانی، در تجربهی آن ناموفق و ناکام ماندند این تکیه ی زبان فارسی به لغت عرب، شامل حروف و اوزان و دستور آن زبان نیز میشود و هر کلام منثور و یا منظوم به اصطلاح فارسی، چیزی جز کپیبرداری از قواعد بیان، تقلید اوزان و صورت حروف عربی نیست. اگر کسی توانست در جای همین دو واژهی «منثور» و «منظوم» جایگزینی توانا به فارسی بیاورد، که به شمایل جملهای درنیامده باشد، من سخن خویش پس خواهم خواند و اگر نتوانست همان بس که شرمساری کشد اگر زبانی از هستی و هویت درونی خویش سیراب شود و اگر در میان مردمی با پیشینهی فرهنگ کهن ثبت باشد، برای عرض اندام و اظهار وجود، مجبور به این همه رجوع و سجود در پیشگاه زبان دیگر نمیشد. به حق و صبر بکوشیم و توصیه کنیم. تا بیانی دیگر.
والسلام
خبر از اورمو
تصاویر اوجالان و سیمیتقو در اورمیه منهدم شد
باتی گونآذ-میللی شورا- 7 اردیبهشت: براساس گزارشی که از اورمیه دریافت کرده ایم 5 شنبه گذشته جمعی از فرزندان دلاور آذربایجان پس از مشاهده اصرار یکی از اصناف وابسته به پ ک ک در این شهر در نصب عکسهای اوجالان و سیمیتقو در داخل مغازه عکاسی، به داخل مغازه رفته و در مقابل طرفداران این دو تروریست جنایتکار، اقدام به امحای عکسهای مذکور کرده اند و به صاحب مغازه هشدار داده اند که در اورمیه هیچ جایی برای هواداران تروریسم وجود ندارد.
فراخوان
فراخوان خاطره نویسی، مقاله نویسی، جمع آوری اسناد و عکس کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان به مناسبت، هفته گرامی داشت یاد قربانیان تروریسم در آذربایجان و شهر سولدوز در نظر دارد جهت مکتوب کردن تاریخ جنایات گروه های تروریستی کرد در غرب آذربایجان و حوادث خونبار سولدوز در 1358 ویژه نامه " توپراق" و سی دی "یادمان قربانیان تروریسم در غرب آذربایجان" را منتشر نماید. لذا از همه اساتید، محققان تاریخی، بازماندگان، شاهدان عینی و رزمندگان حوادث خونین سولدوز و منطقه غرب آذربایجان تقاضا دارد که مقالات،اسناد، عکس ها و خاطرات خود را تا آخر خرداد 1387 به ایمیل کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان(bati.azerbaycan@yahoo.com) ارسال فرمایند. لازم به ذکر است کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در امانت داری و نگهداری کلیه اسناد ارسالی نهایت کوشش و در انتشار و استفاده بهینه آنها تلاش خواهد نمود.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
4 / 2 / 1387
لیست اسامی قربانیان غیر نظامی تروریسم کورد در سلدوز
لیست اسامی قربانیان غیر نظامی تروریسم کورد در سلدوز
باتی گونآذ-آزاد تبریز: در تاریخ 25 / 1 /1358 گروه های تروریستی کورد در شهر سولدوز اقدام به برگزاری میتینگ نظامی کردند. دقیقا روز جمعه مورخه 31 / 1 /1385 یعنی 6 روز بعد از برگزاری میتینگ نظامی گروه های تروریستی کورد تظاهرات مسلحانه و گسترده خود را در شهر سولدوز آغاز می کند در آن روز تروریست ها اکثر نیروی خود را وارد شهر کرده و تعدادی از نیروی تروریستی در محور سولدوز – اشنویه،خانا- سولدوز،سولدوز- سویوق بولاغ( مهاباد) در حال آماده باش بودند. قاسملوعزالدین حسینی، ملا صالح و بسیاری از سران گروهای تروریستی کورد نیز وارد شهر شده بودند. شهر بیست هزار نفری سولدوزشاهد ورود بیش از بیست هزار نفر تروریست کورد به داخل شهر بود. با وقایع دردناکی که در شهرهای خانا( پیرانشهر)، اشنو ( اخراج ساکنین تورک از این دوشهر توسط گروه های تروریستی کورد) افتاده بود دلهر تمام شهر سولدوز را حکم فرما بود. تروریست های کورد که به سلاح های سنگین و نیمه سنگین مسلح بودند سرود های آتشین و ناسیونالیستی افراطی می خوانند و متاسفانه برخی تورک های چپ گرا آذربایجان نیز هم دوش با برادران و هم مسلکان سوسیالیست کورد خود !!! سرود زنده باد کردستان سر داده بودند. برای رهبران گروه های تروریستی کورد روشن بود که بعد از اخراج ساکنین تورک شهرهای خانا( پیرانشهر) واشنو و پسوه سولدوز به مثابه دروازه فتح غرب آذربایجان به شمار می آمد و این پروژه ای بود که دکتر قاسملو می خواست رویا های اسماعیل سیمکو جنایتکار را عملی سازد . تروریست ها ی کورد با سلاح های غارت شده از مقابل رهبران خود رژه رفته و در ورزشگاه شهر تجمع کردند. با شلیک گلوله ای که احتمالا نقشه از پیش تعیین شده ای بود میتینگ به هم ریخته و نقطه اجرایی نقشه قتل عام و فتح شده آغاز می شود. تروریست با یورش به خانه های مردم هر جنبده ای را به رگبار مسلسل می بندند که در آن حوادث ده ها نفر کشته و صدها نفر زخمی می شوند. بالاخره مردم تورک سولدوز علیرغم حضور سنگین تروریست ها و نقشه های از قبل طراحی شده با امکانات اندکی آماده مقابله شدند. مقاومت از مرکز شهر که تیه ای استراتژیکی است آغاز و جنگ به حالت خانه به خانه می کشد. مهاجمین تروریست برای ایجاد رعب وحشت و سست کردن روحیه مدافعین زنان و کودکان را قتل عام می کردند.روستا های اطراف شهر به تصرف تروریست ها در آمده بود و امکان ارسال هیچ غذا و دارویی امکان پذیر نبود.مقاومت سرسختانه مردم قهرمان سولدوز 4 روز به طول کشید و در این چهار روز نوامیس مردم زیر دست تروریست ها لگد مال شد. چشم گروگان ها از حدقه بیر آورده می شد سر مدافعان شهر بریده می شد. بالاخره بعد از چهار روز نیرو های مردمی وارتشی به رهبری حسنی امام جمعه اورمیه بعد از نبرد های سنگین وارد شهر ستمیده سولدوز شده و تروریست های کورد تاوان کرده های خود را پس دادند. جنایات گروه های تروریستی در شهر سولدوز روی سیاه اسماعیل سیمکو را نیز سفید کرد. متاسفانه به دلیل سیاست های طرفدارانه گروه های چپ گرای مرکز از گروه های تروریستی کورد و سیاست پنهان سازی جنایت تروریست های کورد از سوی حاکمیت ایران زوایای اساسی حادثه و اسناد مهم تاریخی در هالی از ابهام فرو برده است، یکی از این ابهامات آمار واقعی قربانیان غیر نظامی جنایات تروریست های کورد در شهر سولدوز است. مزار برخی از خانواده های سولدوزی که به صورت دسته جمعی از سوی تروریست های کورد قتل عام شده اند بر پیر و جوان سولدوزی آشناست ولی برخی ها کشته شده ها که در سولدوز قربانی تروریسم کورد شده اند بعد از سال ها هنوز اجساد شان نیز مفقودالاثر است.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
6/ 2 / 1385
قربانیان غیر نظامی جنگ چهار روزه سولدوز :
1- عباس آبیار متولد 1304
2- عوض آبیار متولد 1335
3- سیف اله آقازاده متولد 1324
4- قنبر ابراهیم اژدری متولد 1328
5- سلطانعلی اکبری متولد 1328
6- نجفقلی الماس زاده متولد 1330
7- جعفر تقی زاده متولد 1308
8- علی حسین نژاد متولد 1339
9- خیراله حقوردی متولد 1306
10- حبیب حقی متولد 1292
11- اردشیر قاسمزاده متولد 1337
12- جمشید قاسمزاده متولد 1338
13- لطفعلی محمد زاده متولد 1273
14- رمضان نصیری متولد 1318
15- نور علی هادی متولد 1305
16- حاج آقا خالقی بفرجرد متولد 1332
17- سلیمان اشرفی فرد متولد 1310
18- قوچعلی اطلسی متولد 1305
19- عزیز بدلی متولد 1340
20- طرلان قاسم زاده متولد…..
21- میرزا علی بدلی متولد 1314
22- عبداله پاشاپور متولد 1324
23- خلیل پور ایرانی متولد 1342
24- علی پیشار متولد 1300
25- محمد جعفری متولد1306
26- ایوب رستمی متولد 1332
27- مصطفی صادقیار متولد 1327
28- قربانعلی بدلی متولد 1270
29- یوسف فیضی پور متولد 1318
30- رحمت اله قاسم زاده متولد 1334
31- محسن قاسمزاده متولد 1292
32- ولی اله مختار پور متولد 1327
33- نادعلی مسافری متولد 1318
34- علی مهر فر متولد 1323
35- نعمت عباس جوان متولد 1307
36- قربان ولیزاده متولد 1326
37- حسینعلی هاشم پور متولد 1317
اطلاعیه جدید کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
اطلاعیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
هفته گرامی داشت یاد قربانیان تروریسم در آذربایجان و شهر سولدوز
بعد از فروپاشی نظام سلطنتی پهلوی، رهبران تروریست حزب دمکرات کردستان و کومله در پس پرده نقاب دفاع از ملت کرد و سرمست از قدرت سیاسی و نظامی گروه های تروریستی شان برای عملی کردن مالاخولیای کردستان بزرگ، منطقه غرب آذربایجان را آماج حملات تروریستی خود قرار دادند. گروه های تروریستی حزب دمکرات کردستان و کومله که از حمایت نیروهای چپ مرکز بر خوردار بودند، نقشه مالاخولیایی خود را از شهر سولدوز دروازه آذربایجان آغاز و در روز جمعه 31 فروردین 1358 با برگزاری میتینگ سیاسی نظامی در ورزشگاه شهر سولدوز، جنگ خانماسوز و نژادپرستانه خود را علیه ملت آذربایجان آغاز نمودند. گروه های تروریستی با حملات وحشیانه به زنان و کودکان معصوم و آتش زدن اماکن عمومی ، منازل و مغازه های تورک ها فضایی از رعب و وحشت را بر منطقه غرب آذربایجان مستولی نمود. گروه های تروریستی حزب دمکرات کردستان و کومله برای پیشبرد اهداف شوم خود احساسات اقلیت مهاجر کرد را تحریک می کردند. آنها از ساکنان تورک شهرهای خانا( پیرانشهر)، اشنو، پسوه، محمدیار و سولدوز و... می خواستند که بدون مقاومت منطقه را تخلیه کنند. در آن سال های تار و کدر هزاران خانوار تورک ساکن منطقه( خصوصا شهرهای خانا، اشنو، پسوه) مجبور به تخلیه اجباری خانه و اراضی خود گردیدند. بسیاری از این خانواده ها بعد از مدت ها اقامت موقت در پادگان جلدیان مجبور به تخلیه آنجا شده و به شهراورمیه و سولدوز نقل مکان کردند. در حالی که جنوب استان آذربایجان غربی در آتش نفرت نژاد پرستانه حزب دمکرات کردستان و کومله می سوخت شهر اورمیه نیز از دوسو هدف حمله تروریست های کورد قرار گرفته و جنگ شدیدی در کوه های مشرف به شهر( منطقه طرزلو و بند که امروز به شهرک ایثار و خیابان برق و دانشکده معروف است) آغاز گردید که با دفاع نیروهای مردمی تروریست ها مجبور به عقب نشینی شدند. متاسفانه جنایت ضد انسانی گروه های تروریستی حزب دمکرات کردستان و کومله بر علیه مردم تورک غرب آذربایجان تحت شعاع حوادث انقلاب ایران و اوضاع آشفته سیاسی قرار گرفته و در آن تاریخ جنگ قدرت بین حاکمیت جدید ایران ومخالفین سیاسی و حمایت های معنوی و نظامی سازمان های سیاسی چپ ایران( سازمان مجاهدین خلق ایران ،سازمان چریک های فدایی خلق ایران) از گروه های تروریستی حزب دمکرات و کومله و شرایطی را فراهم آورد که جنایت ضد انسانی تروریست ها در هیاهو های سیاسی به فراموشی سپرده شد و تاریخ خونینی از ملت آذربایجان که درس عبرتی برای فرزندان این سرزمین می باشد در زیر خاک مدفون گردید. گروه های تروریستی حزب دمکرات و کومله از آنجائیکه شهر قهرمان سولدوز را دروازه اشغال غرب آذربایجان و اورمیه تلقی می کردند، با آتش زدن خرمن تفرقه بین ساکنان تورک شهر سولدوز و اقلیت مهاجر کورد این شهر را هدف حملات تروریستی خود قرار دادند. تروریست های مسلح حزب دمکرات کردستان و کومله که بی شرمانه مدعی دفاع از حقوق ملت کورد بودند، در جنگی نابرابر خانه و مغازه های متعلق به تورک های سولدوز را که در مقابل آنها مقاومت می کردند آتش زده و بی رحمانه زنان، کودکان، پیرمردان وپیر زنان را قتل عام می کردند که بعد از سال ها مزار این شهیدان به عنوان سند رسوایی گروه های تروریستی حزب دمکرات کردستان و کومله به یادگار مانده است. در آن روزهای خونین که یاد آوری اش عرق شرم بر جبین بشریت می نشاند ده ها تن قربانی شهوت قدرت گروه های تروریستی کورد شدند اما مقاومت دلیرانه فرزندان آذربایجان تروریست ها را مجبور به عقب نشینی از سرزمین های تاریخی آذربایجان نمود اما بعد از گذشت 29 سال هنوز شهر قهرمان سولدوزو خانواده های تورکی که مجبور به کوچ اجباری از خانه و کاشانه خود از شهرهای خانا، اشنو، پسوه وجلدیان شدند شاهدان زنده جنایات ضد انسانی گروه های تروریستی کورد هستند و این انسان ها با اینکه مجبورا در شهرهای سولدوز و اورمیه به زندگی ادامه می دهند ولی خاطرات تلخ آن روزها را فراموش نکرده اند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در بیست و نهمین سالگرد وقایع خونین منطقه غرب آذربایجان یاد قربانیان تروریسم و مردان و زنانی را گرامی می دارد که با مقاومت سرافرازنه تروریست هایی را که به طمع سرزمین های مقدس آذربایجان در اندیشه ساختن کردستان بزرگ بودند مجبور به عقب نشینی از خانه و کاشانه خود کردند. متاسفانه دربیست نهمین سالگرد وقایع خونین منطقه غرب آذربایجان و در حالی که جهان تروریسم را لعن و نفرین می کند، بار دیگر فرزند ناپاک تروریسم سر از آستین گروه های تروریستی pkk-pjak درآورده و در اندیشه کردستان بزرگ انسان های بی گناه را به قربانگاه خدایان تروریسم می کشانده و چشم طمع به منطقه غربی سرزمین تاریخی آذربایجان دو خته اند. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از همه ملت آذربایجان و فعالین حرکت ملی می خواهد که در زمانی که دنیا بر علیه تروریسم بسیج شده است ، با یاد آوری و افشا اسناد جنایات تروریست ها در شهر سولدوز و گرامی داشت یاد شهیدان این حوادث خونبار پرده از چهره کریه تروریسم در غرب آذربایجان برداریم.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از همه استاید و محققان تاریخ ، گروه ها و تشکیلات های سیاسی داخل و خارج از آذربایجان، جنبش دانشجویی حرکت ملی آذربایجان، جنبش کارگری حرکت ملی آذربایجان، جنبش زنان حرکت ملی آذربایجان و شاهدان عینی و بازماندگان حوادث خونبار می خواهد که از روز31فروردین تا 6 اردیبهشت را به یاد مقاومت شش روزه مردم سولدوز در مقابل تروریست ها و حوادث خونین شهر سولدوز هفته گرامی داشت یاد قربانیان تروریسم در آذربایجان و شهر سولدوز اعلام و به شیوه های مقتضی در گرامی داشت آن تلاش کنند. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان امیدوار است در روزهای سختی که تمامیت ارضی آذربایجان در منطقه غرب آذربایجان با دسیسه های مختلفی هدف توطئه های گروه های تروریستیpkk- pjak قرار گرفته با بسیج همگانی مردم و افشا اسناد جنایات تاریخی تروریست ها توطئه های مدعیان ارضی خاک مقدسمان را خنثی کنیم.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
2/2/1387
فاجعه سلدوز
هر سال در دوم اردیبهشت ماه، خون شهدای تورک بر خاک سلدوز(نقده) شعله می کشد!
این روز را بخاطر بسپار، فراموش نکن، بر هیچکس مبخش و به همه بگو!
بیست و دوم آوریل برابر با دوم اردیبهشت ماه، یاد آور یکی از حادثه های خونین و حماسه های غرور آفرین ملت تورک آذربایجان است.
29سال پیش در چنین روزی، یک سال پس از وقوع انقلاب مردمی و ضد آریایی سال 1357، جمعی از تروریستهای مسلح حزب دمکرات کردستان(که پادگان ارتش سویوخ بولاخ را تالان کرده بودند و تمام اسلحه و مهمات آنرا دزدیده بودند.) اقدام به ایجاد نا امنی و اشوب در مناطق جنوب غربی آذربایجان نمودند.
تروریستهای مسلح این گروه تروریستی با حمله به شهرهای ماحال سولدوز ( سایین قالا، قوشاچای، سویوق بولاق، نقده، خانا و بانا ) کوشیدند تا با استفاده از شرایط ضعف دولت مرکزی اقدام به تصرف این شهرهای آذربایجانی کنند.
متاسفانه به دلیل بی تدبیری، اهمال و حتی سکوت دولت مرکزی برخی از مناطق سولدوز مورد تصرف افراطیون حزب تروریست دموکرات کردستان خیالی درآمد.
از اوایل فروردین ماه سال 58، تروریستهای حزب دموکرات با یورش ناجوانمردانه به مردم تورک و کرد منطقه، هزاران تن از مردم، بخصوص غیر نظامیان تورک را هدف قرار داده و با بی رحمی به شهادت رساندند. این گروه تروریستی مسلح پس از تصرف شهر سویوق بولاق (مهاباد) متوجه شهر سوق الجیشی سلدوز(نقده) شد.
صبح روز دوم اردیبشهت ماه، نزدیک به 10 هزار تن از افراطیون تروریست کورد که عموما از استان کردستان آمده بودند میتینگی را در استادیوم ورزشی نقده برپا کردند. آنان در این میتینگ خواستار خلع اراضی بخشهای غربی آذربایجان از اکثریت مطلق جمعیت تورک شدند!
اخبار تجمع تروریستها در استادیوم شهر تا ظهر آن روز در تمامی سلدوز(نقده) پیچید. با توجه به اینکه اکثریت جمعیت 30 هزار نفری شهر از تورکها بودند و بخوبی بر مخاطراتی که شهر را تهدید می کرد آگاهی داشتند به سرعت به پا خاستند. اهالی تورک شهر با همکاری نیروهای دولتی بفوریت وارد کلانتریها و مراکز ژاندارمری شدند. دهها هزار سلاح از انواع مختلف در بین مردم اعم از زن و مرد و پیرو جوان توزیع شد. افرادی چون حاج عظیم معبودی بصورت خود جوش وارد عرصه دفاع شدند. گروههای مقاومت تشکیل گردید و اهالی با سردادن فریاد « یا مرگ یا آزادی » هم قسم شدند.
طی چند ساعت هزاران تن از نیروهای مردمی در غالب یک میلیشیای شوریده ملی متشکل شدند و اهالی بر پشت بامها و همچنین خیابانهای محلات سنگر بندی کردند. مردم روستاهای اطراف و سپس شهرهای نزدیک نیز با آگاهی از وضعیت برادران و خواهران خود در نقده به کمک اهالی شهر آمدند.
نخستین حملات بصورت کاملا ناجوانمردانه از سوی تروریستهای حزب دموکرات شروع شد. با توجه به اینکه اهالی نقده از باز کردن درب خانه ها اجتناب می کردند، تروریستهای کردی که با همسایگان خود روابط صیمانه ای داشتند بصورت طعمه وارد معرکه شدند. آنها با کوبیدن درهای همسایه های تورک، با صدای بلند از آنها می خواستند که دربها را باز کنند تا با همکاری همدیگر اوضاع مخاطره آمیز آن روز را تدبیر کنند. اما به محض گشوده شدن درهای منازل تورکان، تروریستها آنها را به رگبار می بستند.
در یکی از ددمنشانه ترین این جنایتها، افراطیون کرد به خانه خانواده هشت نفری «بدلی» حمله کردند. آنها همه هشت نفر را سر بریدند. حتی تروریستها به کودک شش ماهه خانواده نیز رحم نکردند. سر او را بریدند و برروی گهواره اش نوشتند:
«آیا حیف از شلیک گلوله بر ای کشتن یک تورک نیست؟!»
ضربه روانی این قبیل جنایتها به حدی سنگین بود که سبب فوران خشم عمومی تورکها علیه تروریستها شد. حتی برخی از کردها نیز با مشاهده شدت قساوت افراطیون حزب دموکرات به تورکها پیوستند. یورش میلشیای تورک آغاز شد. تقریبا نیمی از اهالی شهر وارد مبارزه شده بودند.
تورکها خانه به خانه، کوچه به کوچه و محله به محله با تروریستهای کورد جنگیدند. هزاران تن از کروهای افراطی گرفتار خشم ملت بزرگ تورک شدند.
تا ساعت 2 شب، شهر بطور کامل آزاد شد و قدرت در اختیار تورکها قرار گرفت.
در این مجادله ملی، نزدیک به 800 تن از تورکها به شهادت رسیدند. شهدای حماسه نقده در حال حاضر در قبرستان شهیدان این شهر آرمیده اند.
یاد و نام همه شهیدان و مبارزان این حماسه پر شکوه ابدی باد.
حال نیز این خطر بالقوه میرود که دوباره در شهرهای دیگر آذربایجان غربی بالفعل شود.امید است که ملت بزرگ تورک اینبار شر کروها را برای همیشه با درس گرفتن از تاریخ مبنی بر اینکه کورد تروریست بوده و هست و خواهد ماند(یعنی آدم بشو نیست) از سر آذربایجان کم کند.انشاالله!
باتی گوناذ
رخنه تروریسم کوردی به دانشگاه اورمو و اعتراض دانشجویان غیرتمند تورک
مرگ بر تروریسم و تروریست که کورد ... هنوز فرقش را نمیداند!!!
تهدید های جدید گروهک تروریستی پژاک
باتی گونآذ- راديو فرانسه: گروه تروریستی و جدایی طلب کرد، “پژاک”، تهدید کرده است در صورتی که تهران به سیاست های “ضد کرد” خود پایان ندهد، حملات مسلحانه علیه ایران را افزایش خواهد داد. سازمان “پژاک” که به خواهر خواندگی پ ک ک، معروف است و معمولاً به آلت دست بودن واشنگتن متهم می شود، به خبرگزاری فرانسه گفته است: “ما توان آن را داریم که با بمب، به نیروهای ایرانی حمله کنیم”. یکی از مسئولان پژاک که از یکی از نهانگاه های کوهستانی این سازمان با خبرگزاری فرانسه تماس گرفته، ادامه می دهد: “ایران باید بداند که ما امکانات زیاد و اختیار وسعت عمل داریم و قادریم به مکان های مهم در ایران ضربه بزنیم. ما نمی توانیم در مقابل تجاوز ایران دست بسته بنشینیم و سرکوب مذهبی را هم نمی پذیریم”.
این عضو هیئت رهبری پژاک که خبرگزاری فرانسه او را “رناهی احمد” معرفی کرده، ادعا دارد که اخیراً سازمانش حملات متعددی علیه نیروهای دولتی ایران انجام داده است. او می گوید: “در ماه گذشته، مبارزان ما به خاک ایران نفوذ کرده و ده ها سرباز را کشته اند. در مریوان نیز نیروهای ما شش سرباز را کشته اند”.
گروه تروریستی “پژاک” که به حزب کارگران کردستان ترکیه-پ ک ک- وابستگی دارد، از سوی دولت ایران متهم به فرمان برداری از آمریکا است. اما “رناهی احمد” این اتهام را نمی پذیرد و پاسخ می دهد: “ما هیچ رابطه ای با آمریکا نداریم. آنها نه حمایتی از ما می کنند و نه کمک مالی. منبع درآمد و معاش ما را ملتمان تأمین می کند”.
باید یادآوری کرد که در زمستان گذشته، ارتش ترکیه عملیات گسترده ای را در شمال عراق، علیه شورشیان پ ک ک، به اجرا درآورد.
حزب کارگران کردستان ترکیه از سال 1984علیه دولت ترکیه مبارزۀ مسلحانه پیش گرفته است.
حسنی:در جنگ قره باغ خواستم کمک کنم ولی سفیر ایران مانع شد!!!
باتی گونآذ-بیزیم سولدوز: غلامرضا حسنی امام جمعه ارومیه شب گذشته در مراسمی که به دعوت ستاد انتخاباتی علی زنجانی نامزد تورک راه یافته به دور دوم انتخابات در سولدوز برگزار شد ضمن یاد اوری جنایات کوردهای مهاجم در بهار ۱۳۵۸ در این منطقه از مردم خواست با حفظ اتحاد به این نامزد در برابر کاندیدای کورد رای دهند. حسنی که درک صحیحی از تفکرات هویت طلبانه مردم سولدوز دارد با بیان خاطراتی از دیدار خود با حیدر علی اف در زمان جنگ قره باغ گفت:در زمان جنگ قره باغ به دیدار حیدر علی اف رفته و پیشنهاد نمودم ۳۰ هزار تن گندم و کلیه وسایل مورد نیاز بیست هزار سرباز را تامین کنم اما سفیر ایران با گزارشات غلطی که به تهران نمود پس از بازگشت به دفتر رهبری احضار شدم و اگر فیلم دیدار ها نبود چه میشد…به هر حال نگذاشتند.در این برنامه که درساعت ۲۳ شب گذشته در تالار سالار سولدوز برگزار شد یکی از همراهان حسنی بنام حجت الاسلام مولودی نیز به سخنرانی پرداخته و شعر <<تورکون دیلی تک سئوگیلی…>> را قرائت نمود.
مورد توجه فعالان اذربایجانی!!!
کردستان شرقی !!! و برادران آذری !!!
عید نوروز و تبلیغات رادیویی پژاک و پ ک ک
در حالی که گروه تروریستی pkk به بهانه فرا رسیدن عید زمینه آشوب و نا آرامی را در شهرهای ازمیر، مرسین ، استانبول و... ترکیه را فراهم آورده بود عوامل این گروه تروریستی با برافراشتن پرچم کردستان و عکس عبداله اوجالان ، به پرچم ترکیه اهانت نمودند . رادیو 24 ساعته "مرسا پوتانی" وابسته به گروه تروریستی pkk تبلیغات گسترده ای را برای مراسم روز عيد آغاز نموده بود.
این رادیو در بخش های مختلف خود مخصوصا در برنامه هایی که به کردستان ایران پخش می کند از کردها می خواهد که روز سیزده نوروز با لباس سنتی خود در مکانهای تاریخی شان حضور یافته و به اجرای موسیقی ملی خود بپردازند. نقطه جالب در این فراخوان رادیویی این است که مجری و تماس گیرندگان با این رادیو بصورت مستمر بر اجرای مراسمات تاکید نموده و از برادران آذری !!! خود(توركون دوستو يالنيزجا توركدور) می خواهند که به آنان بپیوندند.
گردانندگان این رادیو با ژشتی دمکرات مآبانه و رندانه برای تحریک احساسات شنوندگان خود گوشه هایی از موسیقی "ونجلس" و سرود "شهید کردستان" را پخش کرده و مکررا با نام بردن از شهرهای کردستان شرقی ماکو ، سلماس ، خوی ، ارومیه و ... از همه برای تجمع در نقاط تاریخی دعوت به عمل می آورند و افزون خواهی ارضی خود را پشت پرده سیاست اتحاد قومیتها ی ایران برای مبارزه با جمهوری اسلامی کتمان می نمایند . حال عید نوروز با کردستان شرقی !!! و برادران آذری !!! چه ربطی دارد ، بگردیم دنبال پرتقال فروش.
این رادیو وابسته به گروه تروریستی pkk در برنامه ساعت 30/15 روز جمعه 26 اسفند خود در مصاحبه ای با دو تن از اعضا گروه تروریستی pjakبه نامهای "محمد شریعتی" و "مجید راژانی" در جواب دلیل برگزاری این مراسمات گفتند:
چند سال است که این مراسمات در 4 گوشه کردستان برگزار می شود و توانسته زمینه بسیاری از مبارزات را فراهم آورد .....
امسال این مراسم باید در کردستان شرقی به دلیل سرکوب ملت کرد در ماکو و یولا گلدی بصورت گسترده برگزار شود و ما از برادران آذری می خواهیم که در این مراسمات به ما بپیوندند تا سیاست جمهوری اسلامی در مورد تفرقه افکنی بین کرد و آذری !!! عقیم بماند.
این عناصر گروه تروریستی pjakنگفتند در حالی که مشغول ساختن تاریخی مجهول و ارائه آن به مردم، آنهم در اراضی ملتی دیگر هستند چگونه می توانند جبهه مبارزه با جمهوری اسلامی را بگشایند ؟ آیا ملت تورک آذربایجان به سهولت از راضی تاریخی خود چشم خواهند پوشاند؟
لازم به یاد آوریست که سال گذشته نیز این جریانات تروریستی همزمان با ترکیه که منجر به نا آرامی و اغتشاش گردید در آذربایجان غربی نیز مخصوصا در مناطق "خان دره سی" ، کناره های نازلی چایی ، آبشار سلوک و ... با لباسهای متحد الشکل در حالی که پرچم کردستان و عکس عبداله اوجالان در دستشان بود به اجرای مراسم پرداختند و نقطه جالب اینکه این حرکات درست مقابل چشم نیروی انتظامی جمهوری اسلامی صورت می پذیرفت .
توضیح:
- گروه های تروریستی کرد به عمد از بکار بردن کلمه تورک خود داری نموده و از کلمه مجعول آذری استفاده می کنند و برای قسمتهایی از خاک آذربایجان غربی بنام استان مکریان تاریخ سازی نموده اند .
- متاسفانه تعدادی از فعالین قدیمی چپ گرای آذربایجانی نیز با نام مبارزه خلقهای ایران به صورت آکتیو به همکاری با گروه تروریستی pjakپرداخته اند که در آینده در مورد آنان افشا گری خواهد شد.
تروریستها و قاچاق
اعترافات مهم یک عضو ایرانی پژاک در ترکیه:پژاک از قاچاقچیان بنزین در ایران حق گمرکی می گیرد
یک عضو ایرانی گروه پ.ک.ک با اسم رمز "دیلوان یعقوب" و با نام اصلی م.ج.الف با تسلیم شدن به پلیس اعترافات مهمی را در مورد فعالیتهای پ.ک.ک و پژاک داشته است. وی در تاریخ 29 آگوست تسلیم نیروهای ترکیه شده بود با اطلاعاتش باعث دستگیری سه نفر و کشته شدن 7 تروریست شد. این عضو گروه پ.ک.ک اصالتا اهل سلماس آذربایجان است.
وی به دلیل عدم تسلط به ترکی به فارسی صحبت می کرد و سخنانش ترجمه می شد. وی برای مقابله با جمهوری اسلامی به پژاک پیوسته بود.
این عضو ایرانی پ.ک.ک گفته است:در ابتدای امر به کمپ هینره یعنی قرارگاه پژاک در عراق و نزدیکی مرز ایران فرستاده شدم. از آنجا به کمپهای بالاکات ، کرتک، شهید روژات و هفتانین در کوه قندیل فرستاده شدم. می خواستم از دست آنها فرار کنم اما دستگیرم کردند و دو ماه زندانیم کردند. بعد از آن به من گفتند می خواهند مرا به ترکیه بفرستند. این گروه هنوز هم به دنبال تشکیل کردستان آزاد است. از سوی دیگر حزب جامعه دموکراتیک ترکیه در تلاش برای دستیابی به منافع سیاسی و نشان دادن ترکیه به عنوان یک کشور غیر دمکرات است و برای این امر فعالیتهای زیادی نیز انجام می دهد. بعد از انتخابات مجلس ترکیه پ.ک.ک با حمایت از نامزدهای حزب جامعه دموکراتیک به این اندیشه رسید که سخنگوی خود را به مجلس فرستاده است.
وی در مورد سهمیه پ.ک.ک از قاچاق در ایران نیز گفت: پ.ک.ک به نام حق گمرکی (!) از قاچاقچیان سیگار، سلاح و بنزین به ازای هر قاطر، 5 هزار تومان دریافت می کند! از قاچاقچیان حیوانات نیز بسته به نوع و تعداد حیوانات 60 هزار تومان می گیرد. من بخاطر آنکه دیدم پ.ک.ک ایدئولوژی اشتباهی دارد از آن جدا شدم و تسلیم نیروهای ترکیه شدم و خواستار بهره مندی از تمامی قوانین ترکیه که به نفعم باشد هستم.
به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از حریت، یکی دیگر از افراد پ.ک.ک - که به دنبال لو رفتنشان توسط عضو ایرانی پ.ک.ک و پژاک دستگیر شده بود - هم در اعترافاتش عنوان کرد: "هنگامی که برای جمع آوری گردو به روستای شمکه رفته بودم چند نفر نزدیکم آمدند و گفتند ما عضو پ.ک.ک هستیم، اگر به ما ملحق شوی باهم فوتبال بازی می کنیم. در بینمان دخترهای بسیار زیبا هم هست! سپس یک تفنگ را دستم دادند و گفتند این تفنگ مال توئه، بعد از مدتی فرمانده خواهی شد! بعد از مدتی به منطقه زاگرس منتقل شدم. ر- ش که اصالتا اهل دهوک عراق است گفته است در زاپ 2 هزار نیروی پ.ک.ک و پژاک وجود دارد.
وی گفته است که به نیروی ایرانی پ.ک.ک (پژاک) پیوسته و مهمات پژاک از ارمنستان تأمین می شد. به ایران منتقل و از آنجا به زاپ می رسیده است. به گفته این عضو پژاک، بعد از شدت یافتن نبرد ایران با تجزیه طلبان پژاک، ارسال سلاح از ارمنستان مقدور نبوده به همین دلیل پیشمرگه های حزب مسعود بارزانی وظیفه تسلیح پژاک و پ.ک.ک را برعهده گرفته اند.
پی نوشت – حزب حیات آزاد کردستان (پارتی ژیانی ئازادی کوردستان - پژاک) که برای جدائی بخشی از خاک کشورمان می جنگد تاکنون بارها در مرز ایران و عراق با سربازان ایرانی درگیر شده است و باعث به شهادت رسیدن سربازان کشورمان شده است. از این گروه در رسانه های ترکیه به عنوان بازوی ایرانی پ.ک.ک یاد می شود چرا که نقشه پ.ک.ک جدائی کردستان ترکیه و بخش غربی ایران و الحاق آن به شمال عراق و نشکیل کشوری با نام کردستان آزاد است.
قایناق: http://uzakyol.blogspot.com/
توپراق منتشر شد
پنجمین شماره توپراق منتشر شد
پنجمین شماره نشریه توپراق ارگان کمیته مردمی دفاع ار غرب آذربایجان منتشر و در شهرهای مختلف آذربایجان در حال پخش می باشد.در این شماره مقالاتی از بؤیوک رسول اوغلو . عاریف کسگین به چشم می خورد.همچنین آخرین بیانیه ها و دیدگاههای کیمته در باب فعالیت آشکار و پنهان گروههای تروریستی کرد در منطقه غرب آذربایجان و حمایت شوونیسم فارس را از آن می توانیم بخوانیم .لازم به ذکر است نشریه توپراق جهت انعکاس دیدگاههای خوانندگان نشریه و بینندگان وبلاگ اقدام به درج برخی از دیدگاههای ارسالی و در ج شده در بخش نظرات وبلاگ کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان نموده است.
با توجه به برخی محدودیتهای پیش روی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان امیدواریم هواداران و فعالین حرکت ملی آذربایجان که به نحوی نشریه به دستشان می رسد در توزیع آن ما را یاری رسانند.
در ضمن می توانید از طریق لینک زیر شماره پنجم نشریه توپراق را دانلود کنید:
http://www.4shared.com/dir/6107911/488bcefd/sharing.html
یاغیهای پ.ک.ک و پژاک
اعترافات مهم یک عضو ایرانی پژاک در ترکیه: پژاک از قاچاقچیان بنزین در ایران حق گمرکی می گیرد
یک عضو ایرانی گروه پ.ک.ک با اسم رمز "دیلوان یعقوب" و با نام اصلی م.ج.الف با تسلیم شدن به پلیس اعترافات مهمی را در مورد فعالیتهای پ.ک.ک و پژاک داشته است. وی در تاریخ 29 آگوست تسلیم نیروهای ترکیه شده بود با اطلاعاتش باعث دستگیری سه نفر و کشته شدن 7 تروریست شد. این عضو گروه پ.ک.ک اصالتا اهل سلماس آذربایجان است.
وی به دلیل عدم تسلط به ترکی به فارسی صحبت می کرد و سخنانش ترجمه می شد. وی برای مقابله با جمهوری اسلامی به پژاک پیوسته بود.
این عضو ایرانی پ.ک.ک گفته است:در ابتدای امر به کمپ هینره یعنی قرارگاه پژاک در عراق و نزدیکی مرز ایران فرستاده شدم. از آنجا به کمپهای بالاکات ، کرتک، شهید روژات و هفتانین در کوه قندیل فرستاده شدم. می خواستم از دست آنها فرار کنم اما دستگیرم کردند و دو ماه زندانیم کردند. بعد از آن به من گفتند می خواهند مرا به ترکیه بفرستند. این گروه هنوز هم به دنبال تشکیل کردستان آزاد است. از سوی دیگر حزب جامعه دموکراتیک ترکیه در تلاش برای دستیابی به منافع سیاسی و نشان دادن ترکیه به عنوان یک کشور غیر دمکرات است و برای این امر فعالیتهای زیادی نیز انجام می دهد. بعد از انتخابات مجلس ترکیه پ.ک.ک با حمایت از نامزدهای حزب جامعه دموکراتیک به این اندیشه رسید که سخنگوی خود را به مجلس فرستاده است.
وی در مورد سهمیه پ.ک.ک از قاچاق در ایران نیز گفت: پ.ک.ک به نام حق گمرکی (!) از قاچاقچیان سیگار، سلاح و بنزین به ازای هر قاطر، 5 هزار تومان دریافت می کند! از قاچاقچیان حیوانات نیز بسته به نوع و تعداد حیوانات 60 هزار تومان می گیرد. من بخاطر آنکه دیدم پ.ک.ک ایدئولوژی اشتباهی دارد از آن جدا شدم و تسلیم نیروهای ترکیه شدم و خواستار بهره مندی از تمامی قوانین ترکیه که به نفعم باشد هستم.
به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار ترکیه به نقل از حریت، یکی دیگر از افراد پ.ک.ک - که به دنبال لو رفتنشان توسط عضو ایرانی پ.ک.ک و پژاک دستگیر شده بود - هم در اعترافاتش عنوان کرد: "هنگامی که برای جمع آوری گردو به روستای شمکه رفته بودم چند نفر نزدیکم آمدند و گفتند ما عضو پ.ک.ک هستیم، اگر به ما ملحق شوی باهم فوتبال بازی می کنیم. در بینمان دخترهای بسیار زیبا هم هست! سپس یک تفنگ را دستم دادند و گفتند این تفنگ مال توئه، بعد از مدتی فرمانده خواهی شد! بعد از مدتی به منطقه زاگرس منتقل شدم. ر- ش که اصالتا اهل دهوک عراق است گفته است در زاپ 2 هزار نیروی پ.ک.ک و پژاک وجود دارد.
وی گفته است که به نیروی ایرانی پ.ک.ک (پژاک) پیوسته و مهمات پژاک از ارمنستان تأمین می شد. به ایران منتقل و از آنجا به زاپ می رسیده است. به گفته این عضو پژاک، بعد از شدت یافتن نبرد ایران با تجزیه طلبان پژاک، ارسال سلاح از ارمنستان مقدور نبوده به همین دلیل پیشمرگه های حزب مسعود بارزانی وظیفه تسلیح پژاک و پ.ک.ک را برعهده گرفته اند.
پی نوشت – حزب حیات آزاد کردستان (پارتی ژیانی ئازادی کوردستان - پژاک) که برای جدائی بخشی از خاک کشورمان می جنگد تاکنون بارها در مرز ایران و عراق با سربازان ایرانی درگیر شده است و باعث به شهادت رسیدن سربازان کشورمان شده است. از این گروه در رسانه های ترکیه به عنوان بازوی ایرانی پ.ک.ک یاد می شود چرا که نقشه پ.ک.ک جدائی کردستان ترکیه و بخش غربی ایران و الحاق آن به شمال عراق و نشکیل کشوری با نام کردستان آزاد است.
قایناق: http://uzakyol.blogspot.com/
خبر
سند سازی برای جعل تاریخ گروه های تروریستی کورد
گروه های تروریستی کورد از سال های گذشته پروژه تحریف تاریخ و سند سازی جهت جعل تاریخ در منطقه غرب آذربایجان را در برنامه های کلان خود قرار داده اند و این کار را با سئو استفاده از موقعیت مذهبی و اقتصادی و سیاسی حامیان خود به انجام می رسانند. متاسفانه سند سازی تاریخی در شهر ماکی با حمایت های پشت پرده رهبران گروه های تروریستی کورد به صورت چشمگیری صورت می گیرد، بنا به خبر ارسالی هسته های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان ( شاخه ماکی) فردی 85 ساله به نام ابراهیم سلیمانی ساکن خیابان جمهوری اسلامی شهر ماکی با رهنمود های رهبران گروه های تروریستی کورد جهت پیشبرد اهداف تاریخ سازی جعلی در روستای حسو شیرین که 30 دقیقه با شهر ماکی فاصله دارد اقدام به دیوار کشی به دور قبرستان متعلق به کورد های مهاجر نموده و ضمنا برای آخوند مهاجر منطقه نیز خانه و مسجدی برپا کرده است.
ابراهیم سلیمانی دارای 5 پسر و یک دختر می باشد. 3 تن از فرزندان پسر وی در کشور قیر قیزستان دارای شرکت بزرگ حمل نقل بین الملی می باشند و یک پسر دیگرش نیز شرکت حمل و نقلی در شهر بازگان دارد یکی از پسر های وی مدت 13 سال است که عضو گروه تروریستی پ ک ک بوده و تنها دختر وی مدتی پیش به گروه تروریستی پژاک پیوسته است. این فرد صاحب خانه ای در شهر ارز روم تورکیه می باشد چندین ماه از سال را در آنجا به سر می برد. این سرمایه دار حامی گروه های تروریستی کورد هدف از فعالیت جهت تاریخی سازی جعلی برای منطقه ماکی را صرفا رضای خدا اعلام کرده است. یاد آوری لازم است در سال های استقلال کشور های افریقایی ، قبرستان ها از جمله سند هایی بود که جهت مرز کشی بین کشورها و ملت ها از سوی مجامع جهانی به عنوان سند تاریخی قلمداد می شد.
عوامل تروریسم کورد در نقش خیرین
نفوذ حامیان گروه های تروریستی کورد در موسسات غیر انتفاعی مالی و حمایت های مشکوک
موسسه قرض الحسنه جوانان خیر از جمله موسسات غیر انتفاعی و مالی می باشد که به گفته مسئولان آن همانند سایر موسسات مالی همانند قوامین، انصار المجاهدین، ثامن الائمه و... به فعالیت های مالی پرداخته و هدف آنها رواج بانک داری اسلامی می باشد، ولی بر خلاف گفته ها هر یک از این موسسات مالی همانند سایر فرصت های کلان اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای سرمایه گذاری به یکی از بنیاد های انقلاب اسلامی و یا حزب های سیاسی و یا ارگان های امنیتی وابسته است. وابستگی بعضی از این موسسات به یکی از کانال های قدرت مثل موسسه قوامین( متعلق به نیروی انتظامی) با روپوش های قانونی آشکار شده ولی بسیاری از موسسات دیگر هنوز در چنبره رانت خواران دولتی وامنیتی می باشند که پی بردن به عقبه این هزار فامیل بسیار دشوار است. موسسه جوانان خیر نیز از جمله موسساتی می باشد که وابستگی پشت پرده آن بر کسی آشکار نیست ولی فعالیت های مالی این موسسه در آذربایجان زبان زد همه مردم می باشد. این موسسه ظاهر از سوی فردی تورک زبان تاسیس گردیده و در آذربایجان غربی و شرقی فعالیت می کند و طبق تحقیقات به عمل آماده رابطه بسیار نزدیکی با مسئولان رده بالای امنیتی دارد، اما آنچه که برای ما مهم می نماید نفوذ و فعالیت های چشمگیر حامیان گروه های تروریستی کورد در این موسسه است. با فعالیت و نفوذی که حامیان گروه های توریستی کورد در این موسسه خصوصا در شعبات حوزه آذربایجان غربی دارند و یا با نسبت فامیلی مشکوک مدیر این موسسه می توان گفت که موسسه جوانان خیر با فعالیت های قانونی تبدیل به منبع پول شویی و یا ابزار لاپوشی مافیای قاچاق گروه های تروریستی کورد شده است؟
معلومات به دست آمده از تحقیقات چندین ماه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان را در رابطه این موسسه و یکی از مدیران ارشد آن که ارتباط بسیار بسیار نزدیکی با محافل وابسته به گروه های تروریستی دارد، برای آگاهی بیشتر مردم از فعالیت های پنهان گروه های تروریستی کرد در غرب آذربایجان ارائه می گردد.
نام موسسه مالی: صندوق قر ضالحسنه جوانان خیر
شعب های آذربایجان شرقی: شعبه قونقا ( تبریز)، شعبه آزادی( تبریز) شعبه ابوریحان ( تبریز)
شعبه طالقانی( مرند)، شعبه چهارده معصوم ( مرند)، شعبه هادی شهر ( هادی شهر) شعبه ورزقان ، شعبه خدافرین
شعبه سرپرستی آذربایجان شرقی: تبریز – تقاطع لاله زار و پاستور- پلاک 64
تلفن : 4767768
فاکس: 4764313
شعب های آذربایجان غربی:
شعبه عطایی ( اورمیه)، شعبه مدرس ( اورمیه) شعبه میاندوآب( قوشاچایی) شعبه سه راهی شاهیندژ( صایین قالا)، شعبه مهاباد( سویوق بولاغ)، شعبه ملاجامی( سویوق بولاغ)، شعبه بوکان
سرپرستی آذربایجان غربی:
اورمیه – سه راه عطایی – روبروی بانک تجارت
تلفن :2242996
اطلاعاتی در مورد مدیر کل موسسه مالی جوانان خیر که علیرغم جوان بودنش رابطه بسیار نزدیکی با مقامات عالی رتبه امنیتی داشته و تبدیل به ابزار گروه ای تروریستی کورد شده است:
نام : رحیم نام خانوادگی: قاسمی تازه کند متولد: 1357 تحصیلات: دروس حوزه علمیه قم نا تمام رها کرده و معمم نشده است. فردی است به ظاهر مذهبی
همسر اول این فرد اهل شهرتان مرند بود که وی را طلاق داده و بعد با خانمی به نام احمد نژاد از کورد های مهاباد ازداوج نموده است. از آغاز فعالیت موسسه جوانان خیر رحیم قاسمی تازه کند، رئیس بهترین شعبه ها را از کورد های مهاجر انتخاب کرده است.
فردی که معرفی می گردد از عناصر با نفوذ موسسه جوانان خیر می باشد که، فعالیت آن به نفع گروه های حامی تروریست ها بر همه آشکار می باشد ولی چرا وی هم چنان با قدرت در پست خود باقی مانده جای سوال دارد.
نام : هیوا نام خانوادگی: حکیم زاده سمت: رئیس شعبه عطایی موسسه جوانان خیر
در دوران دانشجویی دبیر چندین تشکل دانشجویی کوردی بود. تعصب بسیار خاصی به زبان کوردی دارد. چندین سال قبل در موسسه ملی الوحدین به عنوان بازرس کلی و رئیس حوزه فعالیت می نمود که طی اختلاسی در صندوق موسسه ملی الموحدین از آنجا خارج و مدتی به صورت مخفیانه در عراق به سر می برد. در جذب و به کار گیری پرسنل از مهاجرین کورد منطقه نقش بسیار چشمگیری دارد. رابطه بسیار صمیمی با بازاریان و اصناف اقلیت مهاجر کرد دارد و طبق گفته نزدیکان او این بازایان را به خرید زمین و ملک در غرب آذربایجان تشویق می کند. همواره تلاش دارد پرسنل همفکر خود از مهاجرین کورد زبان به رتبه های بالا صعود کنند. کتاب هایی در رابطه با فرهنگ کوردی ترجمه کرده است. پرچم کردستان بزرگ همیشه در پس زمینه گوشی همراهش نقش بسته و در عروسی های فامیلی بدون استثنا با لباس کوردی ظاهر و آرم کردستان بزرگ را بر لباس خود نصب می کند.
( برخی اطلاعات به دلایل خاصی منتشر نمی شود)
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
7 / 12 / 86
قدرت نمایی ارتش تورک در شمال عراق
خبرگزاری «نووستی» : نظامیان ترکیه در جریان عملیات دو روزه خود در شمال عراق 44 تروریست حزب کارگر کردستان را به قتل رسانده و در نتیجه این درگیری ها5 نظامی نیز کشته شدند.
خبرگزاری «آسوشیتد پرس» به نقل از بیانیه ستاد کل ارتش ترکیه گزارش داد که در جریان عملیات نظامی زمینی طی روز جمعه 24 تروریست کشته و تعداد بسیاری زخمی شدند.
روز قبل ازآن نظامیان ترکیه به مراکز و پایگاه های تروریست های کرد در سه منطقه هم مرز با ترکیه از طریق هوایی و آتشبار توپخانه ای هجوم بردند.
در این گزارش گفته می شود: حداقل 20 نفر از تروریست ها در اثر حملات هلی کوپترهای نظامی و آتش سنگین توپخانه کشته شدند.
اطلاعیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
نامزد های تروریستی حامی گروه کورد را بهتر بشناسیم
در نتیجه سیاست های کج دار و مریض مسئولان تورک استان آذربایجانی غربی در مقابله با فعالیت گروه های تروریستی کورد و حامیان سیاسی آنها در منطقه غرب آذربایجان و با عنایت به حمایت های بی دریغ و هدفدار سیاسیون شوونیسم فارس از این گروه ها جهت تقابل با حرکت ملی گرایانه ملت آذربایجان چند نفر از حامیان پشت پرده گروه های تروریستی کورد در شهرهای اورمیه و سولدوز صلاحیت شرکت و فعالیت در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی را دریافت کرده اند. با کمال تاسف تعدادی از این افراد با اینکه ادعای مستقل بودن می نمایند ولی به لحاظ منافع طیفی و گروهی و جهت تشکیل فراکسیون قدرتمند اصولگرایان در مجلس هشتم، مورد حمایت بخشی از جریان اصول گرای استان آذربایجان غربی قرار گرفته اند.
از دید کلان، تائید صلاحیت این افراد را باید سیاست عمدی و توافقی شوونیسم فارس و گروه های تروریستی کورد تلقی و آن را امتداد سیاست مغرضانه و ساختار شکنانه دو به یک در شهر اورمیه و یک به یک در شهر سولدوز ارزیابی کرد. این تدبیر مغرضانه حاکمان سیاسی تهران که در دوره سیاه اصلاح طلبان آغاز و با بی تدبیری سیاسی حامیان جریان اصلاح طلب استان آذربایجان غربی تثبیت گردید، در این دوره از سوی جریان اصول گرا پیگیری می شود.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با محکوم نمودن سیاست توافق جریان اصول گرا و حامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد، به نخبه گان این جریان هشدار می دهد تمامیت ارضی و سیاسی آذربایجان را قربانی چند رای و چند روز نمایندگی مجلس نکرده و آگاه باشند. تکرار سیاست اصلاح طلبان (نزدیکی به حامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد برای کسب آرای بیشتر) نفرین تاریخی و روی گردانی سیاسی مردم غرب آذربایجان را در پی خواهد داشت.
اینک با توجه به خطرات احتمالی توافقات پشت پرده جریان اصول گرا و حامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد که می تواند گریبانگیر ملت آذربایجان گردد به افشا ماهیت یکی از نامزد های اقلیت مهاجر شهر اورمیه و ازحامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد که مورد حمایت بخشی از جریان اصول گرای استان آذربایجان غربی می باشد می پردازیم. در اطلاعیه های آتی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در مورد فعالیت های انتخاباتی حامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد در شهر سولدوز خواهیم پرداخت، تا کسانی که تمایل به شرکت در انتخابات دارند با آگاهی یافتن از ماهیت مشکوک افراد مورد نظر و حمایت های صورت گرفته از آنها صرفا برای نامزد های تورک رای دهند.
عبدالرحمان نقشین، متولد 1342، محل تولد: روستای اسماعیل آقا حوالی نازلی چایی، فرزند شهید، متاهل و دارای 3 فرزند، مدرک تحصیلی: لیسانس علوم اجتماعی، شغل سابق: دبیر دبیرستان 13 آبان اورمیه، سمت دولتی قبل از ثبت نام برای انتخابات: رئیس اداره آموزش پرورش محال صومای برادوست اورمیه به مرکزیت سرو آدرس محل سکونت: شهرک ایثار خیابان رسالت
فردی است نژاد پرست و در تغییر ترکیب معلمان تورک منطقه به معلمان کورد نقش به سزایی دارد.
با تکثیر و پخش این اطلاعیه در جبهه ملی مبارزه با تروریسم مشارکت کنید.
یئنی وبلاگ اوغورلو اولسون
اخبار تکمیلی بازرگان
خبر تکمیلی تروریسم کورد در بازرگان
ازبازرگان خبر می رسد که شنبه شب ۱۳/۱۱/۸۶حوالی ساعت ۲۱صدای تیراندازی و انفجار شدیدی در اطراف خیابان امام بازرگان شنیده شده است.گفته میشود که کوردهای تروریست با سه موشک آر پی جی به قرارگاه سپاه حمله کرده اند اما خوشبختانه موشکها به خانه های اطراف که مال کوردها بوده اصابت کرده و تلفات احتمالی هم از خود کوردها میباشد.
بعد از ماکو و سلماس حالا هم بازرگان
تروریسم در بازرگان
پس از عملیات های پی در پی گروه های تروریستی کورد در داخل شهرهای ماکو و سلماس از شهر بازرگان خبر می رسد که شنبه شب ۱۳/۱۱/۸۶حوالی ساعت ۲۱صدای تیراندازی و انفجار شدیدی در اطراف خیابان امام بازرگان شنیده شده است.بنابه خبر ارسالی هسته های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از شهبازرگان این تیراندازی و انفجار در حواشی خیابان امام که ساختمان های شهرداری ، خوابگاه دانشجویی بابک و قرارگاه سپاه و مکانیک و سوپرمارکت در آن واقع است اتفاق افتاده است.
این گزارش حاکیست که از شب گذشته و بعد از تیراندازی و انفجار خیابان اصلی و وروردی و خروجی شهر تحت کنترل شدید نیروی انتظامی و اطلاعاتی قرار دارد و بر این اساس خبر دقیق و موثقی از محل هدف گرفته شده از سوی تروریست های کورد و تلفات احتمالی بدست نیامده ولی بگفته شاهدانی که در اطراف بودند ، خسارت زیادی به ماشین ها ی پارک شده در محل وارد آمده است.متاسفانه بدلیل سیاسیت هدفداربایکوت خبری عملیات های تروریستی کورد از سوی حاکمیت افکار عمومی از این عملیات ها و خطر حضور تروریسم کورد در منطقه غرب آذربایجان بی اطلاع می باشند.
لازم به یادآوری است که عملیات های سلسله وار درون شهری گروه های تروریست کورد در شهرهای ماکی،سلماس و بازرگان حاکی از تغییر تاکتیک جنگ چریکی آن ها دارد که این مسئله برای منطقه غرب آذربایجان خطرناک تر از فعالیت گروه های تروریستی کورد در کوه ها بوده و هوشیاری و انسجام بیشتر مردم غرب آذربایجان و عناصر متعهد تورک مسئول در ارگان های امنیتی،انتظامی و نظامی را می طلبد.
قایناق:باتی آذربایجان
خبر فوری از سلماس:
بنا به اطلاعات کاملا موثق کسب شده توسط هسته های خبری "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" ساعاتی پیش، امروز عصر روز چهارشنبه 3 بهمن اکراد مهاجر تروریست با پرتاب نارنجک بسوی درب دژبانی پاسگاه 13 سلماس واقع در جنب قبرستان یک سرباز نیروی انتظامی را شهید نمودند. اکراد تروریست بوسیله دو خودروی وانت نیسان به محل نزدیک شده و سپس اقدام به پرتاب نارنجک های جنگی نموده اند که در پی آن بجز شهادت یک نفر از سربازان نیروی انتظامی 2 سرباز دیگر نیز بشدت مجروح شده اند که حال هر دو ایشان وخیم گزارش شده است. همچنین در این عملیات تروریستی تعدادی از مردم عادی و رهگذر نیز بشدت مجروح شده اند که هم اینک در بیمارستان سلماس بستری هستند و البته برخی از مصدومین نیز پس از مداوا مرخص شده اند. هنوز هیچگونه اطلاعاتی در خصوص عامران این اقدام تروریستی در دست نیست و تا لحظه تنظیم خبر افراد تروریست شناسایی یا دستگیر نشده اند تنها با اعلام مراجع مورد تایید "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" و مردم حاضر در صحنه کرد زبان بودن آنها تایید شده است. "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" بجهت اهمیت خبر و با عنایت به جریانات جاری در منطقه و محاصره گروهکهای تروریستی پ.ک.ک و پژاک توسط ارتش دلاور تورکیه و احتمال ادامه اقدامات تروریستی اقلیت مهاجر کرد در غرب آذربایجان پس از کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص اخبار تکمیلی را منتشر خواهد کرد.
خبر انتخاباتی از غرب آذربایجان:
با اتمام زمان ثبت نام از داوطلبان نمایندگی مجلس هشتم، اسامی برخی کاندیداهای ثبت نام کرده در حوزه های اورمیه و سولدوز (نقده) جهت تنویر افکار عمومی منتشر می گردد. "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" در روزها و هفته های آتی اخبار و تحلیلهای انتخاباتی را بصورت مبسوط و منسجم تا زمان پس از انتخابات و اعلام نهایی نتایج آرا، پیگیری و منتشر خواهد کرد.
اسامی کاندیداهای ثبت نام کرده در حوزه اورمیه:
1-دکتر فرخ میرزا طلوعی – دندانپزشک، مدیرعامل موسسه فرهنگی و هنری ارمغان ساوالان.
2-دکتر علیرضا عبدالهی – دندانپزشک، عضو هئیت موسس موسسه علمی، فرهنگی بیلیم یولو.
3-محمد رضا خادم شمس – مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده صدای اورمیه.
4-ابراهیم وطن پرست – مربی تیمهای ملی والیبال و سرمربی تیم والیبال پگاه اورمیه – کارشناس ارشد بانک
5-علی ملازاده – از نیروهای متمایل به جبهه اصلاحات و علاقمند نسبی به فولکولور آذربایجان- دانشجوی دکترا – در دوره ششم انتخابات مجلس نفر چهارم شد.
6-رویا محمدزاده- از نیروهای متمایل به جبهه اصلاحات و علاقمند به فرهنگ آذربایجان، وی به همراه همسرش دکتر میر جعفری بصورت خانوادگی ثبت نام کرده اند.
7-دکتر حمید میرجعفری – مدیر درمانگاه شخصی استاد شهریار، همسر رویا محمدزاده
8-جواد جهانگیرزاده – نماینده مردم اورمیه در مجلس هفتم و عضو کمسیون امنیت ملی- وی اکنون موقعیت متزلزلی در بین اصول گرایان دارد و نام وی در لیست اصولگرایان اورمیه دیده نمی شود.
9-بیت الله جعفری – نماینده ادوار قبلی مجلس- از اعضای اصلی جبهه و ائتلاف اصولگرایان در اورمیه.
10-سید سلمان ذاکر- دادیار زندان اورمیه – از نیروهای اصول گرا که البته نام وی نیز از لیست ائتلاف اصولگرایان فعلا بیرون است.
11-دکتر جواد آقازاده – پزشک متخصص اعصاب- رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی آذربایجانغربی- از نیروهای اصلی جبهه اصلاحات، وی نیز به همراه همسرش خانم دکتر مهسا مهزاد صدقیانی ثبت نام کرده است.
12-دکتر مهسا مهزاد صدقیانی – همسر دکتر جواد آقازاده.
13-راضیه پورحیدر – از نیروهای اصلی جبهه و ائتلاف اصولگرایان، رئیس حوزه علمیه خواهران اورمیه، همسر حجت الاسلام غنی زاده از مدیران ارشد دادگستری استان.
14-نظر مشهدی کشتیبان – مدیر سابق آب و فاضلاب- از نیروهای اصول گرا که البته در این مقطع با کم لطفی اصولگرایان مواجه شده است.
15-محمد علی آقایی- از نیروهای مستعفی سپاه پاسداران، مدیر سازمان همیاریهای شهرداری، از نیروهای اصول گرا که نام وی نیز در لیست احتمالی ائتلاف اصولگرایان دیده نمی شود.
16-محمد صادق فتح اللهی – مدیر سازمان ملی جوانان اورمیه- از دوستان نزدیک جواد جهانگیرزاده که در صورت کنار ماندن هردو ایشان از لیست اصولگرایان احتمال ائتلاف ایشان به اضافه نفر ثالث وجود دارد.
17-دکتر فرامرز فتح نژاد- مسدول سابق دفتر حفاظت منافع ایران در آمریکا- از نیروهای اصلی جبهه و ائتلاف اصولگرایان.
18-اسدالله لطف عطا- از نیروهای جبهه اصلاحات، فرماندار سابق اورمیه.
19-محمد صادق محسن پور – فرماندار سابق اورمیه ، مسئول جبهه اصلاحات استان.
20-رضا محبوبی- مدیرکل سابق امور اجتماعی استانداری آذربایجان غربی، از نیروهای اصولگرایان.
21-نادر قاضی پور- مسئول ستاد حوادث عیر مترقبه استان، از نیروهای انقلابی که در دوره قبل شوراها رد صلاحیت شد، وی از افراد فعال در خصوص مبارزه با مساله تروریسم موجود در غرب آذربایجان میباشد.
22-مهدی خلف خانی – دانشجوی دکتری علوم سیاسی، کارشناس استانداری، از نیروهای متمایل به جبهه اصلاحات.
23- دکتر فریبا بشیری- عضو سابق شورای شهر اورمیه، از نیروهای جبهه اصلاحات.
24-جواد سنبلی- از نیروهای حزب الله – در انتخابات پیشین نیز چند دوره حضور ناکام داشته است.
25-سید علی محمودی- از اعضای اصلی و مدیر سابق مجمع آذریهای مقیم تهران.
شایان ذکر است تمامی افراد فوق الذکر که از چهرهای شاخص در بین ثبت کنندگان هستند از ملیت تورک می باشند که به این لیست میتوان نفرات دیگری همچون افراد ذیل را افزود: 1-فاطمه قنبرپور 2-دکتر تورج بنی آدم 3-لطیف نیروبخت 4-بیت الله سلیمی آوانسر 5-ناصر فتوره بنابی 6-مجید اسم حسینی .
همچنین در بین ثبت نام کنندگان اسامی 7 نفر از اقلیت مهاجر کردزبان نیز دیده می شود:
1-دکتر کریم فتاح پور موانه – نماینده دوره اصلاحات در مجلس- وی با مشکل صلاحیت مواجه است.
2-وجدی حاتمی لورزنی – در دوره های پیشین نیز کاندیدا بود.
3-سراج الدین الهی – وکیل دادگستری، در دوره پیشین نیز کاندیدا بود.
4-عصمت گرامی- کاندیدای سنتی اقلیت مهاجر کرد.
5-عادل ناصری- معاون سابق فرمانداری اشنویه، از ثبت نام کنندگان همیشگی انتخابات.
6-محمد خالد حاتمی
7-ژیلا دولتخواه بجه جک
در حوزه سولدوز (نقده و اوشنویه) نیز که تعداد 39 نفر ثبت نام کرده اند در بین کاندیداهای تورک اسامی ذیل به چشم می خورد:
1-دکتر پرویز محمدی- عضو اسبق جبهه مشارکت استان، مدرس دانشگاه، از کسانیکه به همراه تعداد کثیری از غیرتمندان سولدوزی در خرداد 1385 دستگیر شده بودند. در صورت تایید صلاحیت وی شانس بیشتری نسبت به رقبای دیگر دارد.
2-ایرج سلیمانزاده- صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه ارمغان آذربایجان، وی نیز در قیام خرداد 1385 جزو بازداشتیها بود.
3-مهندس عبدالله عباسی جوان- کارشناس ارشد معماری، مدرس دانشگاه، وی در جریان بازداشتهای زنجیره ایی ماههای اخیر در زندان اوین تهران به مدت 80 روز بازداشت بود که دو هفته قبل آزاد شده است.
4-علی جلالی- سردبیر سابق هفته نامه ارمغان آذربایجان
5-زنجانی حسنلویی- از مدیران ارشد حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی استان، وی از چندین ماه قبل تبلیغات انتخاباتی خود را شروع کرده است و از رانتهای دولتی نظیر موسسه قوامین و ... با هدف تبلیغات انتخاباتی بهره میگیرد. در میان ثبت نام کنندگان اگر همه رد صلاحیت شوند وی از الان تایید صلاحیت شده است.
6-سیفعلی دلیر- عضو سه دوره شورای شهر، بجهت استعفای وی از سومین دوره شورای شهر که بجای او عضو علی البدل که از اقلیت مهاجر کرد بود وارد شورای شهر نقده شده است که این مساله محبوبیت دلیر را کمرنگ کرده است.
7-امیر آشب- عضو اسبق شورای شهر، از نیروهای اصولگرایان، وی پایگاه اجتماعی قوی جهت ورود به عرصه رقابت را دارا نیست.
8-رسول پورزمان- نماینده فعلی شهرستان و ادوار مجلس، وی به جهت بی تفاوتی هایش در جریان قیام مردم سولدوز در خرداد 1385 و قتل عام مردم توسط عوامل دولتی و سکوت شرم آور پورزمان در مجلس دارای شانس حداقلی برای ورود دوباره به مجلس می باشد.
9-دکتر اسکنر رضایی- دندانپزشک، وابسته به سپاه پاسداران، وی در تمامی انتخاباتها شرکت نموده است ولی هیچگاه موفقیتی کسب نکرده است.
شایان ذکر است از میان اقلیت مهاجر کرد نیز نام نفرات ذیل در بین ثبت نام کنندگان به چشم می خورد:
1-دکتر رحمانی- پزشک عمومی، از وابستگان به حزب دموکرات کردها، ساکن نقده، وی از جمله نفرات شاخص سیاسی کردها در منطقه می باشد.
2-برزنجی
3-روشن بین- شهردار اشنویه، ساکن اوشنویه.
4-سعید ملا اسماعیل پور
5-حاصل داسه- نماینده دوره پیشین مردم شهرستان خانا (پیرانشهر) در مجلس، وی بجهت پایگاه ضعیفش در خانا از حوزه سولدوز کاندیدا شده است، همچنین نباید تفکرات آنتی تورک وی و هدایتش توسط جبهه متحد کرد را در این امر از نظر دور داشت.
« کج اندیشی حکومتی ها در انتخاب نام ها »
« کج اندیشی حکومتی ها در انتخاب نام ها »
در بخش خصوصی و بر تابلوها ، نامهایی عجیب از قبیل آرایشگاه نوبل ، خیاطی انیشتین ، قهوه خانه ی حافظ شیرازی ، مصالح فروشی ساختمانی استاد شهریار و مواردی از این قبیل را می بینیم و غرق در شگفتی و سوگمندی می شویم که چگونه برخی افراد به خود اجازه می دهند شان و ارزش بزرگان عرصه های فرهنگ ، هنر و دانش را این گونه پایین بیاورند ؟! در بخش حکومتی نیز ، گوی مسجد را به صورت مسجد کبود مشاهده می کنیم و تعجب می کنیم از این که چرا افرادی مسئول نامگذاری ها می شوند که نمی دانند در این مورد گوی به معنای عظیم و بزرگ است و در ترکی باستان ، اصطلاح گوی تانری آمده که به معنی خداوند بزرگ و اکبر است و اصولا ربطی به رنگ کبود ندارد . در این بخش همچنین مشاهده می کنیم که سئیوان به سگبان !! ، ساری قایا یا ساری قیه به سارقیه !! ، گوجووار یا کوجووار ابتدا به کجاباد و بعد به کجوار !! ترجمه شده اند که توهینی مستقیم و بسیار زشت به ساکنان این محله ها می باشد . همچنین نامگذاریهایی از قبیل زعفرانیه ، میرداماد ، مرزداران ، ونک ، منظریه و امثال اینها را مشاهده می کنیم که تقلید صد در صد از نامهای خیابانهای محله های تهران هستند ، بدون اینکه توجه شود که این نامها در تهران اغلب قدیمی هستند و بنا به دلایل و مناسبتهای خاصی انتخاب شده اند که در تبریز موردی ندارند . اصولا در همه جای جهان ، به خصوص در جوامعی که فرهنگ غنی و پیشرفته ای دارند رسم بر این است که اسم های خاص را ترجمه یا تعویض نمی کنند و یونسکو نیز به این امر تاکید فراوان دارد . اما در شهر و استان ما ، شاهدیم که محله و بازارچه ی ده وه چی به شتربان ! ، روستای موتال لیق به متعلق !!! و …. ترجمه و تحریف می شوند . از ته دل باور داریم دلیل اصلی این وقایع این است که در گذشته و حال ، افرادی برای نامگذاری انتخاب و مامور شده اند که بهره ی زیادی از دانش ، آگاهی و معلومات کافی در موارد مختلف را نداشته اند و نظارت درستی نیز بر عملکرد آنان وجود نداشته است .
«روزنامه ی امین تبریز»
کودکان ترک دوبله شده به فارسی
پرده اول- سوار اتوبوس از ارومیه به خوی می آمدم، در ردیف پشت سر من خانواده ای با دو پسرشان یکی تقریباً 12 ساله و دیگری ده ساله نشسته و با هم فارسی صحبت می کردند، موردی پیش آمد پدر خانواده با یکی از مسافرین ترکی صحبت کرد، دانستم که اینها ترک هستند، من که به موضوع حساسیت دارم، در فرصتی مناسب به طرف ایشان برگشته و مؤدبانه گفتم: عذر می خواهم، شما با بچه هایتان فارسی صحبت می کنید، فکر نمی کنید که چقدر به زبان مادریمان لطمه وارد می آید و باعث نابودی تدریجی آن می شود!؟
ادامه مطلب
Ya qarabag ya savas
Bati gunaz: Azerbaycan Devlet Başkanı İlham Aliyev’den Ermeniler’e ültimatom. Aliyev, “Karabağ’ın Azerbaycan’ın milli meselesi olduğunu belirterek Azeri topraklarında ikinci bir Ermeni devleti kurdurmayacağız” dedi.Azerbaycan Cumhurbaşkanı İlham Aliyev, ülkesinin toprak bütünlüğünün ”dokunulmaz” olduğunu belirterek, ”Azerbaycan’ın toprak bütünlüğü konusunda hiçbir zaman taviz vermeyeceğiz, Yukarı Karabağ’a da hiç bir zaman bağımsızlık verilmeyecek” dedi. Aliyev, yeni yıla girmeden önce ülkedeki televizyonlarda yayınlanan ve 2007 yılını değerlendirdiği konuşmasında, ülkesinin toprak bütünlüğünün uluslararası kamuoyu tarafından da tanındığını ifade ederek, halen Ermeni işgali altında olan Yukarı Karabağ ile barışçı çözümü amaçlayan müzakerelerin de toprak bütünlüğünün korunması çerçevesinde yürütüldüğünü kaydetti.
GERİ ADIM ATMAYACAĞIZ
İlham Aliyev, ”Müzakerelerin asıl içeriği, Azerbaycan topraklarındaki işgalin tamamen sona erdirilmesi, zorunlu mülteci konumundaki Azerbaycan vatandaşlarının Yukarı Karabağ başta olmak üzere kendi topraklarına geri dönmesinden ibarettir. Bu bizim temel ilkemizdir ve bundan bir adım bile geri çekilmeyeceğiz. Ermenistan bunu ne kadar erken anlarsa, kendileri için o kadar iyi olur.” dedi.
KARARLI MESAJ YANKI BULDU
Bu arada, Aliyev, barışçı çözüm amacıyla müzakerelere katıldıklarını ve bu müzakerelerin sürdürülmesinden yana olduklarını kaydetti. ”Azerbaycan topraklarında ikinci bir Ermeni devleti kurulmasına hiçbir zaman izin vermeyeceğiz. Karabağ’da yaşayan Ermeniler kendi kaderlerini tayin hakkı istiyorsa, Azerbaycan’ın toprak bütünlüğü içinde halletsin. Bunu istemiyorlarsa da, Karabağ’dan çıkıp, başka yerde kendileri için ikinci bir devlet kursunlar” dedi.
AZERİ ORDUSUNA MÜTHİŞ YATIRIM
İlham Aliyev, Azeri ordusunun daha da güçlendirilmesi çalışmalarının devam ettiğini söyledi. Ordu harcamalarına 2007’de 1 milyar dolar tahsis edildiğini ifade
اخبار جدید از ماکو
باتی گوناذ-ظهر ديروز سه شنبه مورخه11/10/86 يكي از اعضاي بلندپايه گروهك تروريستي پژاك با حمله به مقر فرماندهي سپاه منطقه ماكو توانست به نمايش قدرت علني اين گروهك در منطقه جرقه شروعي بزند.اين تروريست زن كه نامش روژين بوده و از كردهاي ساكن سوريه مي باشد در ابتدا با پوشش چادر به مقر نزديك شده با تيراندازي به سمت نگهبان درب سپاه و زخمي كردن اين سرباز بي گناه موفق به وارد شدن به داخل پادگان مي شود.در اين هنگام كه فرماندهان و كادر سپاه ماكو كه پس از انجام فريضه واجبه نماز! از نمازخانه پادگان بيرون مي آمدند شاهد زني مي شوند كه ديگر چادر را زمين انداخته و با پوشش مخصوص اعضاي پژاك در حياط مقر سپاه نارنجك پرتاب مي كند و در كمال انصاف سربازان را فقط تهديد به تيراندازي ميكند.چون ظاهرا هدف اين زن تروريست منفجر كردن ساختمان ستاد فرماندهي سپاه با استفاده از نارنجك هاي كمري خود بود.جالب اينكه هيچ كدام از سربازان طبق معمول نظام سربازي سپاه سلاح به همراه نداشتند.در اين هنگام چند نفر از سربازان با رفتن به سمت در مهمات خانه سپاه قصد برداشتن سلاح ها مي كنند ولي در اين هنگام باز به علت بينظمي موجود در سپاه كليد مهمات خانه پيدا نمي شود.جناب سرهنگ آهويي فرمانده سپاه نيز به جاي مقابله و دستور به سربازان با فرار به خوابگاه سربازان آنها را دعوت به آرامش و خونسردي مي كند.در پايان اين تروريست كه الان ديگر به ستاد خيلي نزديك شده بود در 5متري ساختمان ستاد هدف گلوله تنها سلاح موجود در مقر يعني همان سلاح نگهبان زخمي توسط يكي ديگر از سربازان قرار مي گيرد.اين زن كه از ناحيه پا زخمي شده بود قصد خودكشي كرده و با زدن تير به ناحيه زير چانه به زمين مي افتد ولي با رسيدن آمبولانس وبردن وي به بيمارستان مامورين موفق مي شوند وي را براي گرفتن اطلاعات و بازجويي زنده نگه دارند.
علل احتمالي اين عمليات پژاك:1- كشتن دو نفر از اعضاي پژاك و زخمي كردن يكي از آنها توسط مامورين اطلاعات ماكو و فرار اين زخمي به اورمو و كشته شدن در اورمو به دست مامورين اين شهر و قصد انتقام گيري پژاك 2- بازگشت كاك جميل فرمانده پژاك به داخل مرزهاي باتي آذربايجان و احتمال شروع عمليات ديگر در چند روز آينده.3-اعدام سه نفر از اكراد منطقه طي چند روز آينده كه با تجاوز به ناموس مردم و فيلمبرداري از اين عمل زشت و توزيع آن در سطح شهر كه احتمال رويارويي تورك و كورد در منطقه بيشتر شده و اين عمليات تروريستي مي تواند جو را به نفع اكراد تغيير دهد.
آذربايجان اؤيرنجي حركاتي
آیا آذربایجان غربی کردستان میشود؟
آیا آذربایجان غربی کردستان میشود؟
یکی از نتایج استراتژی اشتباه حکومتهای ایران، در برابر ترکها که بزرگترین ملت از ملل ساکن کشور ایران را تشکیل میدهند ، کم کم خود را نمایان میسازد . این موضوع را میتوان در استان آذربایجان غربی بوضوح مشاهده نمود که بی شباهت به شلیک گلوله به شقیقه خویشتن نیست . با تقویت هویت فارس در اوایل دهه بیستم مابین دهه های 1920 و 1930 نوعی استراتژی قومی شکل گرفته و تحت عنوان ملی گرائی فارس سرعت بیشتری یافت . هدف از حرکت ملی گرائی فارس که در اوایل قرن بیستم و از طرف انگلستان شکل گرفته بود ،بوجود آوردن سد متوازن و قدرتمند ملی – قومی در مقابل دول ترک آسیای میانه ، قفقاز و خاورمیانه بود . جنگ استقلال ترکهای آناطولی که در سال 1919 آغاز گردیده و در سال 1923 با بوجود آمدن دولت نوپای جمهوری ترکیه پایان یافت ، خود نشان میدهد که انگلیسیها در اعتقاد به این استراتژی چقدر بحق بوده اند . ملی گرائی فارس که پایه های آن از طرف انگلیسیها محکم شده بود ،از طرف دولی که در ایران بر سر کار آمده و اصالت ترکی نداشتند ، مورد قبول قرار گرفت .
ترکهای ایران که به دین اسلام وابستگی و ارادت خاصی داشتند در مقابل حکومت امویان و ملی گرائی عربی آنها کم کم بسوی مذهب شیعه متمایل گشتند . با تبعید گروههای مختلف و مخالف از اعراب شیعه به ایران در زمان خلافت امویان و انجام تبلیغات شیعه در آندوران ، مذهب شیعه در میان ترکها نیز محبوبیت بسیاری یافت . این اعتقادات دینی مشترک همچنان ادامه دارد . ترکهای ایران بعنوان بزرگترین عنصر جمعیتی در ایران تاکنون تنها با ملات مذهب شیعه با فارسها و دیگر گروههای قومی ارتباط یافته اند .با برسرکارآمدن دولت های ملی گرای فارس رژیم پهلوی و رژیم جمهوری اسلامی در ایران ، متأسفانه این موضع ترکها نادیده گرفته شده و ارزش لازمه به آنها داده نشده است .
در طول زمانی که حاکمیت فارسها و دیگر اقوام خویشاوند فارس در کشور استحکام بیشتری یافته بود ، استراتژی سیاسی خاصی در قبال ترکها در پیش گرفته شد . هدف این نوع سیاست معلوم بود …. ” تضعیف قدرت ترکها در کشور ” …زیرا دولت های فارس به خوبی قدرت و قابلیت ترکها را شناخته و از توانائیهای آنها باخبر بودند .این قدرت پتانسیل بالای ترکها با وجود دول قدرتمند ترک در همسایگی ایران نیز به پارانویائی پیچیده تبدیل گشته بود .
شکل گیری جمهوری ترکیه بسال 1923 و بعدها کسب استقلال دوباره جمهوری آذربایجان در سال 1991 موجب شعله ورشدن سیاست پان فارسیست ایران گردید . دولت حاکم در ایران در قبال این وضعیت تصمیم گرفت تا منطقه سکونت جمعیت ترک ایران را بعنوان منطقه حدواسط مابین همسایه شمالغربی یعنی ترکیه و شمالی یعنی آذربایجان مورد استفاده قرار داده و مهاجرت اکراد در آنرا تشویق نماید . این سیاست برای مرز ترکیه همانند خط سیری بی برگشت بود . زیرا در دوره زمانی طولانی که از شکل گیری جمهوری ترکیه تا سال 1991 بطول انجامید ،نگرانی و ناراحتی از ترکیه بعنوان تنها کشور همسایه و مستقل ترک در منطقه در نقطه اوج بود . در این چهارچوب جریان یافتن وقایع تروریستی با منشاء اکراد در ترکیه دولت پان فارس ایران را بسیار خوشنود میساخت. ایران در این راستا حتی بدفعات از تروریستهای کردی که در مرز نزدیک استان آذربایجنانغربی پناه گرفته بودند ، حمایت کرده بود . استراتژی جداسازی ترکها با استفاده از منطقه حائل کردنشین بسرعت ادامه مییافت . آذربایجان غربی از طرف دولت برای کوچی بزرگ در نظر گرفته شده و شمار اکراد در این منطقه روزبروز افزایش مییافت . این ساختار سازماندهی شده مهاجرت اکراد در واقع یکی از نتایج سیاست رژیم پان فارس ایران بود . نباید کتمان کنیم که در این حرکت سازماندهی شده دولت فارس برای جای دادن اکراد ، ما ترکهای آذربایجان نیز بی تقصیر نیستیم . ما با اندازه کافی به خانه و کاشانه خود در این خاک مقدس ترک نچسبیدیم که در واقع آنرا باید کمی نیز به وابستگی به رژیم ایران و فرهنگ مداراکردن ترکها مرتبط دانست …آغوشمان را بر روی کردها باز کرده و چشمهایمان را بر روی حقایقی که میتوانست در آینده روی دهد بستیم … در مقابل نقشه ای موذیانه نتوانستیم با آگاهی عمل کنیم …
خلاصه کلام اینکه سیاست موذیانه دولت پان فارس ایران با استفاده از جمعیت سه الی چهار میلیون کرد در راستای تضعیف قدرت جمعیت بیست و پنج الی سی میلیونی ترک ایران آن به نتیجه رسیده و ارتباط آذربایجان جنوبی با دیگر همسایگان ترک ضعیف تر از قبل شده بود . بدن ترتیب جمعیت اکراد در آذربایجانغربی افزایش چشمگیری یافت ….
در این برهه زمانی منطقه خاورمیانه نیز شاهد تحولات بسیاری میگردید . ایالات متحده آمریکا در سال 2003 عراق را اشغال نمود …آمریکا یعنی دشمن درجه یک ایران دیگر کشور همسایه بحساب میآمد .این همسایه جدید که در مورد ایران بهیچوجه نقشه های خوبی در سر نمیپروراند ، از نتایج استراتژی رژیم پان فارس ایران در مورد اکراد که جمعیت روزافزون آنها در آذربایجان غربی نیز یکی از آنهاست سوء استفاده نمود. جایگزینی آمریکا در عراق و همسایگی با استان آذربایجانغربی برای اکراد منطقه که بهیچوجه به اندازه ترکها به دولت ایران وابسته نیستند ، مسئولیتهائی در پی آورد . پژاک شاخه ایرانی گروه تروریستی پ کاکا تأسیس یافته و با حمایت غرب تا دندان مسلح گشت … این گروه استراتژی خاص خود را تعیین نموده و در خلال سال 2007 اقدامات خود بر علیه سپاه پاسداران و نیروی انتظامی ایران را بشکلی قابل توجه افزایش داد …این گروه تروریستی جدید که از طرف جمعیت کرد ساکن در آذربایجانغربی نیز کاملا حمایت میگردد ، برای رژیم ایران دردسر آفرین شده است …
سیاست موذیانه فارسها در راستای تضعیف قدرت ترکها در این منطقه و شکستن اتحاد آنها علاوه بر نتایج جمعیتی ، نتایج وخیم سیاسی را نیز بدنبال آورده و دود آتش آن قبل از همه بچشم خود فارسها خواهد رفت . گروههای کرد از وضعیت پرهرج و مرج خاورمیانه جسارت یافته و نقشه هائی تهیه کرده اند که شهرهای ارومیه ، خوی ، قوشچی ، سلماس ، سولدوز ، ماکو ،قوشاچای و ساوجبلاغ را سرزمین کرد نشان میدهند . سیاستهای غلط شوونیسم فارس موجب گردیده تا کردها این شهرهای آذربایجان غربی که در طول تاریخ همواره به ترکها تعلق داشته است را از آن خود دانسته و در نقشه های کذائی قرار دهند . تحولات اخیر یکبار دیگر وخامت اوضاع را نشان داد . بدنبال جمعیت روزافزون اکراد در این استان ، سه نامزد کرد موفق به راهیابی به شورای شهر ارومیه گردیده اند . سخنان خدیجه منصوری یکی از این نمایندگان کرد در شورای شهر بسیار قابل توجه بوده و بنوعی خبر از آینده ای نگران کننده میدهد . افکار و ایده های غیرعلمی خدیجه منصوری که از جریان مد روز خاورمیانه یعنی کردگرائی ریشه میگیرد ، ما آذربایجانیان را به دقت و هشیاری بیشتری دعوت میکند .
خدیجه منصوری به این سخنان اکتفا نکرده و در یکی از شماره های دوهفته نامه هاوار ، آذربایجانغربی را بعنوان ” کردستان شمالی ” نامیده است . منصوری ضمن اشاره به اینکه نام آذربایجانغربی دیگر باید تغییر یافته و به کردستان شمالی تبدیل گردد با گستاخی تمام ترکهای ساکن آذربایجان غربی ، استانهای کردستان ، ایلام و کرمانشاه را میهمانانی خوانده است که بالاخره باید این مناطق را ترک گویند . این دیدگاه خانم خدیجه منصوری با ایدئولوژی پ کاکا و پژاک هیچ تفاوتی ندارد . مکانیسم تروریسمی که سی سال یقه ترکیه را رها ننموده اینبار نیز همانند پیچکی سمی بدور ایران پیچیده است . آیا تفاوتی مابین همین خانم خدیجه منصوری و لیلا زانا در ترکیه وجود دارد ؟
رژیم جمهوری اسلامی که از چند سال پیش بدینطرف در سودای برنامه هسته ای بوده و از دیگر وقایع بیخبر … در برابر این ادعاهای خانم منصوری سکوت پیشه کرده است . دیگر شکست سیاست موذیانه استفاده از اکراد برای تضعیف ترکها و از کنترل خارج شدن این مکانیسم فارسها معلوم و مشخص است . نتایج این استراتژی غلط بیشتر از ایران به منافع دشمنان آن که در کمین نشسته اند ، خدمت کرده است . غرب که در تب و تاب تقسیم و تجزیه ایران میسوزد ،بنظر کار را از آذربایجانغربی آغاز کرده است . اگر همین روزها تروریستهای پی کاکائی که ایران روزی روزگاری آنها را مورد حمایت قرار میداد ، به جرگه تروریستهای پژاک بپیوندند ، نباید زیاد تعجب نمود .
دولت جمهوری اسلامی باید بلافاصله خانم خدیجه منصوری را تحت محاکمه قرار داده و نیروهای حامی او را کشف کند … دوهفته نامه هاوار نیز باید تعطیل گردد . ..رژیم ایران که در مراسم بزرگداشت ستارخان قهرمان ملی آذربایجان و ایران اجازه سخن راندن ما ترکهای آذربایجان را نداد ، در مقابل این ادعاهای خائنانه خدیجه منصوری واکنشی از خود بروز نمیدهد . این وضعیت بغرنج در آذربایجانغربی علاوه بر کشمکش ترک و کرد ، مسئله شیعیان و سنی ها را نیز مطرح میسازد . تنها قدمی که رژیم ایران در این رابطه برداشته دادن موقعیت ویژه به بعضی از شهرها میباشد که وضعیت را بدتر از قبل خواهد کرد … این خطر که همانند سرطانی خطرناک ، خاورمیانه را در کام خود خواهد بلعید ، دامی است که توسط خود رژیم های پان فارس ایران گذاشته شده و قبل از همه خود ایران را در خود خواهد بلعید …این سیاست غلط کار دشمنان ایران را آسانتر ساخته است …
ما ترکهای آذربایجان باید در قابل این گستاخی اکراد که همواره ریشه در حمایت بیگانگان و استعمار داشته هشیارانه عمل کرده و خاک و بوم خود را حفظ کنیم …که در غیراینصورت در وطن خود بی وطن خواهیم ماند …
بیداری از خواب غفلت
ملت عزیز و بزرگوار آذربایجان و بخصوص شهر اورمیه اگاه باشید و بدانید امروزه در شهرمان افرادی مانند باکتری رشد می کنند و تکثیر می شوند و از نعمت ها و امکانات و پتانسیل این شهر نهایت بهره را می برند و این شهر را به عنوان پله ی رشد و ترقی خود می پندارند غافل از این که با این عمل زشت خود عشق و وجود مردم تورک ساکن این شهر را از بین می برند.
این افراد یعنی کوردها از آن جا که در ذاتشان وجود دارد که تا به منطقه و جایی می رسند به سرعت در آنجا مثل موش تولید مثل می کنند و آمار جمعیتی خود را افزایش می دهند و هر روز طوله ای از آنها در خاستگاه و دیار تورک های آذربایجان و بخصوص شهر اورمیه چشم به سرای تورک ها می گشاید و جالب آن است که خانواده وی به این دیار مهاجرت کرده اند و این فرد هنگامی که بزرگ و بالغ می شود خود را شهروند و صاحب اورمیه و یا هر شهری از آذربایجان غربی میداند که برای هر فردعاقلی خنده دار می باشد ولی ای مردم خردمند آذربایجان بدانید که این خنده روزی به واقعیت تبدیل خواهد شد اگر:
-ما تورکها همچنان طبق سال های گذشته با نرم خویی و با روی باز و گشاده آن ها را در دیار خود بپذیریم و قدم آن ها را روی چشم خود قبول کنیم!!!.
-اگر ما و فرزندان ما ندانیم که در کدام خاک مقدس زندگی می کنیم و نماز می خوانیم
و از هوای کدام دیار نفس می کشیم!!!
-ملت تورک اورمیه با وجود این که نخبگان و دانشمندان زیادی را تحویل جامعه خود داده اما متاسفانه جزو محرومترین ها می باشد چون هر کسی که دارای مقام رفیع و بزرگی شده فقط به دنبال منافع شخصی رفته و فقط برای ان تلاش کرده و خیلی زود ایل و طایفه خود را فراموش کرده است.
-من از همه ملت تورک خواهش می کنم این بار با غیرت وتعصب کار کنند و همه تلاش های خود را انجام دهند تا وطنمان آذربایجان دچار الودگی خلقی نشود.
-آذربایجان در دوره ی حیات خود انسان های زیادی را پرورش داده و حوادث تلخ و شیرین زیادی را به روی خود دیده است پس وظیفه هر تورک است که به هر وجب این خاک و دیار خود سجده کند و قدر این آب و خاک را بداند.
-ما تورکها به کورد های مهمان این خاک هشدار می دهیم که این خیال را از سر خود دور کنند و به آن ها می گوییم آذربایجان غربی با سایر نقاط متفاوت است اینجا قراباغ نیست اینجا کرکوک نیست!!! و اگر افرادی بخواهند به هر نحوی به آن آسیب بزنندملت تورک آذربایجان آن افراد را همراه با ایل و تبارشان از صحنه ی روزگار محو خواهند کرد.
البته این نکته را نیز ذکر می کنم که مهمانان کورد برای ما تورکها قابل احترام هستند اگر:
از مهاجرت و غصب کردن خاک دیگر ملل و اعمال تروریستی، و ادعاهای ارضی خود دست بردارند و هر چه زودتر شهر ودیار غصب کرده را تخلیه و ترک کنند و به فکرآبادانی کردستان(سنندج و سلیمانیه) خود باشند .
من این نکته را یاداور می شوم که این ها همه تاکتیک های دولت برای از بین بردن فرهنگ و ملت تورک صورت می گیرد و به کوردها نیز هشدار می دهم گول وعده های دروغین این دولت را نخورند و به فکر ابادانی سرزمین های خویش باشند و نه اینکه دائما به دنبال راهی بگردند که درگیری ایجاد کنند و سرزمین های دیگران را تصاحب کنند.
خبر از ماکو:
عباسپور دست به دامن اقلیت مهاجر کورد
به گزارش کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان- شاخه ماکو، عباسپور نماینده مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی که به دلایلی نامعلوم از لیست اصولگرایان اورمیه کنار گذاشته شده و خطر رد صلاحیت او را تهدید می کند، خود را برای نامزدی از شهر ماکو آماده می سازد. عباسپور از هم اکنون فعالیت های انتخاباتی خود را باحضور در مجالس و مهمانی ها آغاز کرده است. وی برای جلب نظر اقلیت مهاجر کرد ماکو به دیدار سران ایلات مهاجر کرد ماکو رفته و قول هایی برای حمایت مالی از آنها داده است. این نماینده مجلس با حضور در مراسم پر طمطراق مهمانی سفر حج، یکی از سرمایه داران مهاجر کرد ( حمایت های مالی این مهاجر کرد از گروه های تروریستی زبانزد شهر ماکو می باشد) که در تالار سینا ی ماکو برگزار شده بود به سخنرانی پرداخته و برای خوش آیند حاضرین که از مهاجرین کرد ماکو بودند منطقه ماکو را سرزمین تاریخی کرد ها معرفی کرده است. عباسپور در تبلیغات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی برای کسب رای بیشتر سیاست دفاع از هویت ملی آذربایجان را در پیش گرفته بود و متاسفانه علیرغم مخالفت های شدید فعالین حرکت ملی شهر اورمیه ، تعدادی از فعالین منتسب به یکی از تشکیلات های سیاسی حرکت ملی مورد به خاطر علایق منطقه ای و سیاسی وی را مورد حمایت جدی قرار دادند که منجر به شکاف در بین فعالین حرکت ملی آذربایجان گردید. اخیرا عباسپور برای ثابت نمودن وفاداری خود در نطق پیش از دستور در مقابل اعتراضات اکبر اعلمی نماینده مردم تبریز جبهه گیری شدیدی کرده و با بی ادبانه ترین جملات به 21آذر و پیشه وری تاخته است تا بلکه بتواند دوستان خود را در جبهه اصولگرایان راضی کند.
تغییر مشی عباسپور و نزدیکی او به حامیان سیاسی – مالی گروه های تروریستی کرد بسیار تعجب بر انگیز بوده و نشان از آن دارد که افراد چند چهره به خاطر قدرت سیاسی حاضر به فدا کردن شرف ملی خود هستند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
حمایت های پنهان از PKK
بر اساس خبر موثق دریافتی ، تعدادی از کادرهای سیاسی بلند پایه گروه تروریستی PKK برای در امان ماندن از حملات مدافعه جویانه ارتش تورکیه به پایگاه تروریست ها در کوه" قندیل" مجبور به ترک شمال عراق شده و وارد منطقه غرب آذربایجان گردیده اند. اعضا بلند پایه گروه تروریستی PKK که دارای لابی قوی در بین سیاستمداران تهران می باشد و سابقا حمایت های کلانی نیزاز آنها دریافت کرده اند، با حمایت پنهانی لابی فارس خود به آرامی وارد منطقه غرب آذربایجان شده و در یکی از روستا های حوالی شهر سلماس اسکان یافته اند. جمعیت این روستا که متشکل از اقلیت مهاجر کرد می باشد اجازه ارتباط با مهمانان ناخوانده خود را ندارند و روستا و محل استقرار مهمانان ناخوانده توسط نیروهای ویژه بشدت کنترل می شود. شایعی در بین مردم منطقه وجود دارد که گویا اسکان کادر سیاسی PKK در منطقه موجب ایجاد نارضایتی در بین فرماندهی منطقه ای سپاه پاسداران گردیده و این مهمانان ناخوانده به زودی به منطقه اشغالی قاراباغ و یا به تهران انتقال خواهند یافت. این خبر در زمانی منتشر می شود که گروه تروریستی PJAK در منطقه غرب آذربایجان مشغول به شهادت رساندن افسر و سربازان تورک سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و ارتشی می باشد. سیاستمداران تهران و لابی شوونیستی گروه تروریستی PKK در تلاش است که علیرغم توافقات سیاسی – نظامی ایران و تورکیه در مقابله با گروه های تروریستی کرد به صورت پنهانی لایه هایی از این گروه تروریستی را که قبلا نیز سابقه حمایت از آنها را دارد زیر چتر حمایتی گرفته و آن را برای اهداف آتی خود در منطقه حفظ نماید.
از کلیه فعالین حرکت ملی و هواداران کمیته در منطقه سلماس می خواهیم که هوشیاری خود را در این زمینه حفظ نموده و با افشا سیاست کثیف حمایت پنهانی از گروه های تروریستی کورد، مردم منطقه را از خطر حضور این مهمانان ناخوانده آگاه سازند.
آیا سرخ جامگان شیعه نبودند؟
بابک قهرمان بزرگ و ملی آذربایجان در سال 201 هجری قمری بر علیه اشغالگران آذربایجان قیام کرد و توانست در عرض بیست و دو سال قیام خود چهل و دو حمله بزرگ دشمن را دفع کند و چندین ارتشبد و سپهبد دشمن را شکست داده و اسیر نماید.
((ابو منصور بغدادی)) مولف کتاب((الفرق بین الفرق)) تعداد جنگجویان بابک را حدود سیصد هزار نفر
می نویسد(1) و ((مسعودی)) نویسنده کتاب ((مروج الذهب)) به صراحت می نویسد((نزدی بود خلافت را از پیش بردارد.))(2)
جنگجویان آذربایجانی چون لباس سرخ می پوشیدند لذا از طرف مردم ((قیزیل گئییم لر)) یعنی((سرخ پوشان)) و از طرف اعراب ((الحمراء)) به معنی((سرخ جامگان)) نامیده شدند.
دستگاه تبلیغاتی حکومت ((سیاهپوش)) عباسی در عرض 22 سال تبلیغات گسترده خود در جهان اسلام چنین وانمود می کرد که سرخ جامگان ((مزدکی)) هستند و می خواهند ((خلافت اسلامی)) را سرنگون نمایند. با توجه به اینکه بر اساس نوشته کتاب ((تبصره العوام)) مزدک پیغمبر باستانی ایران در ((تبریز)) متولد شده و مرام و مسلک خود را بیشتر در آذربایجان رواج داده بود لذا این اتهام برای بابکیان از کاربرد خاصی برخوردار بود.
ادامه مطلب
خبر فوری از سلماس:
باتی گوناذ:چند روز پیش تروریستهای کورد پ.ک.ک در یکی از روستاهای حومه سلماس بخش کوهسار که فعلا کورد نشین است(قزل کند) برای نیروهای انتظامی که از عملیات برمیگشتند کمین میکنند و منتظر طعمه بودند تا آنها را قلع و قمع کنند.این گروه تروریستی کوردی غافل از اینکه دلاور مردان تورک سپاهی از پشت سر به آنها نزدیک میشوند نیروی انتظامی را نشانه گرفته بودند و تنها بوسیله یک نفر که ذکر نامش به دلایل امنیتی ممکن نیست!غافلگیر میشوند و 2 نفرشان به خاطر اینکه خلع سلاح نمیشوند در دم به درک واصل میشوند و دو نفر نیز تسلیم میشوند که گفته میشود سرپرست گروهک تروریستی کوردی هم یکی از این دو نفر تسلیم شده بود. این عملیات چون فقط با شرکت یک دلیر مرد انجام گرفته بود هیچ گونه تلفاتی برای آذربایجان بر جای نگذاشته است و باز سندی شد برای اینکه تورکها در راه وطن جنگجوترین هستند و قلم پای متجاوزین را خواهند شکست.
Bati-gunaz.blogfa
به فریاد همنژادان کُرد خود در نقده بشتابید
باتی گوناذ:این مقاله فاشیستی و شیطانی فقط جهت اطلاع ملت بزرگوار تورک تقدیم میگردد.بلی! اینها همان اکرادی هستند که به آنها رحم میکنیم و زمین و ملک به آنها میفروشیم.وای بر ما!!!
به فریاد همنژادان کُرد خود در نقده بشتابید: علی رضا – نورآباد فارس
ادامه مطلب
خبر از اورمیه:
از سال ها قبل تروریسم کرد پروژه عظیم ولی آرام و بی صدای خرید اراضی منطقه غرب آذربایجان و انتقال و اسکان مهاجرین کرد به این منطقه را به بهانه کار در مزارع، باغات، مرغداری ها،گاو داری ها در راس برنامه های کاری خود قرار داده است. متاسفانه به دلیل نا آگاهی های ملی و راندمان کاری و نیروی کار ارزان این مهاجرین کرد باعث گردیده است که صاحبان صنایع دامی و باغداران اورمیه و حتی شرکت های بزرگ ساختمانی کار گران خود را از بین این مهاجرین انتخاب نمایند که نهایتا منجر به اسکان آن ها در منطقه و تغییر ترکیب جمعیتی شده است. گروه های تروریستی کرد با سوء استفاده از این خلا، بصورت سیستماتیک و با ایجاد دفاتر کار یابی کرد های فقیر عراق( بارزانی ها) و اطراف را به مهاجرت تشویق نموده و با استفاده از عوامل سرمایه دار خود به ایجاد اشتغال آنها اقدام می کنند. آن گونه که تجربه سال های گذشته نشان داده این گروه های تروریستی در عملیات های تروریستی خود از این مهاجرین کارگر بهره بردای خاصی می کنند.
اخیرا دفتر کار یابی " قندیل" ( نام کوهی در شمال عراق است که قرارگاه اصلی گروه های تروریستی کرد در آنجا مستقر بوده و این اسم در بین کرد ها قداست پیدا کرده است) با مدیرت فردی مشکوک به نام " کاک حسین کرد" در اورمیه شروع به کار کرده است. ظاهرا مسئولیت این دفتر کار یابی جذب خانواده های مهاجر کرد و ایجاد اشتغال در کارخانجات صنایع دامی و باغات و شرکت های ساختمانی می باشد. آن طور که در بروشور های تبلیغاتی این دفتر کاریابی نیز اشاره شده این دفتر فقط برای خانواده ها کار پیدا می کند.
بعد از تحقیقات لازم از سوی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان معلوم گردید که این دفتر کار یابی با نام مشکوک قندیل و با مدیرت " کاک حسین کرد" تنها کانال جذب و اسکان مهاجرین کرد در منطقه است و تاکنون برای هیچ خانواده تورکی در این دفتر کاریابی ایجاد اشتغال نشده است و کارگران تورک به بهانه های مختلف از این دفتر طرد شده اند.
آدرس دفتر کار یابی قندیل به مدیریت کاک حسین کرد در اورمیه: پشت ترمینال شهرستان(اسلام آباد ) نبش کوچه هیجدهم شهید کاظمی
تلفن موبایل: 09149434556
تلفن دفتر: 2362879
نقدی بر مقاله "عدنان هنرور"
مقاله زیر عینا از وبلاگ آقای اسماعیل جوادی (www.i-cevadi.blogfa.com) اقتباس شده است.
مردم خود را به بازی نگیرید
نوشته پر از کینه و احساس جناب "عدنان هنرور" را در سایت روژهه لات مطالعه کردم. این نوشته قبل از آن که یک مقاله علمی و انتقادی در دفاع از هفته نامه هاوار و خانم خدیجه منصوری باشد شباهت بسیار زیادی به بیانیه های حزبی و تشکیلاتی دارد که تهدید و ارعاب را چاره کار می دانند. البته جناب "عدنان هنرورز" این حق را دارد که به عنوان انسان کرد از حقوق و فرهنگ کرد ها دفاع نماید ولی مدافعه وی آدمی را به یاد جمله مشهوری می اندازد که می گوید: اگر می خواهی کسی و جریانی را نابود کنی از آن بد دفاع کن. به نظر من نوشته این نویسنده بد ترین دفاعی می تواند باشد که یک کرد می توانست از فرهنگ و هویت خود بکند. نوشته های این نویسنده سطر به سطر قابل نقد می باشد اما جمله ای در این نوشته به کار گرفته شده بود که مرا مجبور کرد چند سطری در جواب جناب "عدنان هنرور" بنویسم. ایشان نوشته اند که:
هتاکی ها و توهین های مکرر و زنجیروار سایت ها و روزنامههای پانترکیست به ملت کرد، بیانگر تراژدیی است که در طول تاریخ همواره آذری ها به عنوان اهرم فشار بر کردها عمل کردهاند که نمونهی بارز آن کارشکنی و پشت کردن به پیمان های مابین قاضی محمد و سید جعفر پیشهوری است. که در نهایت به شکست جمهوری کردستان انجامید.
انعقاد قرار داد همکاری و دوستی بین سید جعفر پیشه وری رهبر حکومت ملی آذربایجان و قاضی محمد (1324-1325) و کمک های دولت ملی سید جعفر پیشه وری به دولت قاضی محمد از واقعیت های تاریخ معاصر است. دولت قاضی محمد تا آخرین روز های حکومت ملی آذربایجان از حمایت های این حکومت و ملت آذربایجان بهره جست و تاکنون هیچ تاریخ نگار منصفی این ادعا را نکرده است که دولت ملی آذربایجان مسبب سقوط حکومت کردستان بوده است. بهتر است عدنان هنرور کتاب های تاریخ را دوباره ورق زده و علل شکست حکومت قاضی محمد را در جای دیگری جستجو کند. اگر ما به هر دلیلی این ادعا را هم درست ارزیابی کنیم، پرسس های مهمی پیش روست که بعد از سقوط این دو دولت چه کسانی این دوستی و پیمان ها را با زیاده خواهی های ارضی شکستند؟ سوال های مهم تاریخی زیادی پیش روی ما قرار می گیرد، در طول 62 سال بعد از حکومت ملی آذربایجان چندین بار مردم ترک آذربایجان از سوی گروه های نژاد پرست کرد مورد حمله قرار گرفته اند؟ اهالی چند شهر جنوبی استان آذربایجان غربی و مناطق ترک نشین استان کردستان به نیت اخراج مردم ترک آذربایجان از این شهرها مورد یورش مسلحین کرد قرار گرفته و آن ها را به صورت دسته جمعی از خانه و کاشانه ها یشان اخراج کرده اند؟ آقای عدنان هنرورز وجدان یک انسان باید آنقدر بیدار باشد که بداند که فراریان ترک شهر های اشنویه، پسوه، خانا، کهنه شهر ... هنوز زنده هستند و می تواند در هر دادگاهی مسئولان این فجایع را به پرسش بگیرند. به نظر من شما قبل از این که چشم بسته و با ادبیات کلیشه ای گروه های خشونت طلب کرد از هفته نامه هاوار و خدیجه منصوری دفاع کنید با تعدادی از ریش سفیدان فامیل خود که واقعا از جنایت صورت گرفته از سوی همان گروه های کرد دلگیرند به صحبت می نشستید و از زبان آن ها می شنیدید که در اورمیه، سلماس، خوی و نقده کرد ها چه به سر مردم مهمان نواز منطقه آوردند. قلم از خود خجالت می کشد که بنویسد، چه دلایلی باعث گردید که کادر رهبری حزب دمکرات کردستان در نقده دستور قتل عام خانوار های ترک را صادر کند؟ مسئول ترور ها و سر بریدن سربازهایی که تنها گناهشان سرباز بودنشان بود و انفجار هایی که در همه آنها انسان های بی گناه قربانی می شدند به عهده کیست؟ سوال های زیادی است که می توان از حافظه تاریخ بیرون کشید. در این نوشته هدف پاشیدن نمک بر روی زخم نیست. سال هاست که انسان کرد از سایر نقاط به مناطق مختلف آذربایجان غربی و سایر نقاط آذربایجان است مهاجرت می کند تا کنون چه کسی به آن ها گفته است که شما حق زندگی کردن را ندارید، جناب عدنان هنرور چرا حرمت قلم می شکنید. در جنگ عراق این ملت ترک آذربایجان بود که با روحیه انسان دوستانه خود به جنگ زدگان کرد امان داد و شاید خود جناب عدنان هنرور از بهترین شاهدانی باشند که چگونه مردم مهمان دوست اورمیه به آوارگانی که به نان شب محتاج بودند یاری رساندند. آری باید بدون احساس و بدور از کینه نژادی به مسئله نگاه کرد. خط ونشان کشیدن بی خود برای دیگران هیچ فایده ای ندارد آیا خود شما از خدیجه منصوری پرسیده اید که چرا حرمت میزبان را شکسته و آذربایجان را کردستان می نامد؟ اقلیت کرد ساکن استان آذربایجان غربی به این مناطق مهاجرت کرده اند و این نه سخن من است و نه سخن شما بلکه واقعیت تاریخ است. در طول 62 سال بعد از حکومت ملی آذربایجان ملت آذربایجان با عطوفت و مهربانی مهاجرین مهمان خود را ارج نهاده اند و هیچ وقت عملکرد سیاه برخی رهبران کج اندیش کرد را که آب را به ریشه ملت خود بسته اند به پای مهمانان خود ننوشته اند. اگر هفته نامه اولدوز مطلبی بر علیه فرهنگ و لباس کردی نوشته است عکس العملی بوده در برابر دو هفته نامه هاوار، اگر خانم خدیجه منصوری با آن کج اندیشی و بی تجربگی حرمت میزبان را می شکند و دو هفته نامه هاوار حرمت قلم نگه نمی دارد هفته نامه اولدوز هم این حق را بر خود قائل خواهد شد. اما به نظرم هر دو مردود است. بحث سخنان خدیجه منصوری با بحث برخورد با آزادی قلم متفاوت است. دو هفته نامه هاوار مصاحبه ای را چاپ کرد و مردم اورمیه با استفاده از حقوق شهروندی وبا توسل به شیوه های دمکراتیک به این هفته نامه و خدیجه منصوری اعتراض کردند و تا آنجا که من اطلاع دارم کسی از مردم اورمیه هفته نامه هاوار را تهدید به آتش زدن، کشتن و بمب و اسلحه نکرده است ولی خبرهایی می خوانیم که گویا مسئولان هفته نامه اولدوز از سوی همان کج اندیشان تهید به قتل و بمب و... شده اند. این همان منطق ورشکسته خشونت در مقابل مدارا و دمکراسی است. این همان منطق خنجر در مقابل قلم است. جناب عدنان هنرورز نوشته شما همان منطقی را تئوریزه می کند که از آن بوی خون می آید. مهاجرین کرد ساکن استان آذربایجان غربی اگر در اقلیت هم باشند به عنوان یک انسان مورد احترام ملت ترک آذربایجان هستند ویقینا حساب فرهنگ و لباس و زبان یک کرد با منطق های جمود و یخ زده کاملا متفاوت است. این قدر از فرهنگ و هویت خود بد دفاع نکنید، عصر ترور و انفجار تهدید به کشتن گذشته است، ملت آذربایجان ملت مهمان نوازیست و مهاجرین کرد مهمان این ملت هستند. این قدر منزلت انسان و حقوق انسانی را به بازی نگیرید اجازه بدهید اقلیت مهاجر کرد ساکن در استان آذربایجان غربی در این شرایط سخت اقتصادی زندگی خود را با صلح بگذراند. اگر کسانی بخواهند منزلت بشریت، فرهنگ انسان ها، دمکراسی و... را قربانی منافع حزبی و شخصی خود کنند شایسته قلم و اندیشه و فرهنگ و هنر نیستند حال اگر در مقام یک عضور شورای شهر باشد یا به عنوان یک روزنامه نگار بنویسند.
متن مقاله کامل مقاله عدنان هنرور
ترور شخصیت ملت کرد
عدنان هنرور
kurdegiyan@gmail.com
حملات شدید گلادیاتورهای ترور شخصیت، بر پیکر ملت کرد، در سایت ها و روزنامهها در شرایطی که رو به انتخابات پارلمان در ایران نزدیک می شویم. و هتاکی ها و توهین های مکرر و زنجیروار سایت ها و روزنامههای پانترکیست به ملت کرد، بیانگر تراژدیی است که در طول تاریخ همواره آذری ها به عنوان اهرم فشار بر کردها عمل کردهاند که نمونهی بارز آن کارشکنی و پشت کردن به پیمان های مابین قاضی محمد و سید جعفر پیشهوری است. که در نهایت به شکست جمهوری کردستان انجامید.
هفته نامه " اولدوز " چاپ اورمیه به مدیریت مصطفی زاده با چاپ نوشته ای تحت عنوان " خواب ابریشمی مسئولان و رؤیای تروریست ها "
ضمن اشاره به یکی از نمایندگان منتخب شورای شهر ارومیه خانم خدیجه منصوری و با رد اظهارات ایشان که طی مصاحبهای با روزنامهی هاوار انجام داده که در آن مصاحبه به خیلی از مسایل مبرهن و اشکار کردستان اشاره شده است.
اولدوز ضمن انکار کردها، مسایل مورد اشاره در آن مصاحبه را به شیوههای شوینستی و فاشیستانه، رد کرده و به مبارزهی آشکار با کردها را دامن زده است . آنچه در زیر می خوانید اشاره به پارهی از هزلیات هفتهنامههای اولدوز و آراز آذربایجان است.
هفته نامه " اولدوز " که همانند نژاد پرستان ترکیه که جمعیت 14تا 15 میلیونی کردهای زیر سیطرهی این کشور ، را انکار می کنند و مدام میگویند ما در کشور مشکلی به نام مشکل کرد نداریم اینها هم ترک های کوهی هستند. این هفتهنامهی پانترکیست هم با کور شدن چشم بصیرتش جمعیت 7تا8 میلیونی کردهای ایران را انکار می کند و این آمار را آماری خیالی می داند.
در جایی دیگر انگشت اشاره به سوی خانم منصوری دراز کرده که گویا ایشان پوششـی ضـد اخلاقـیدارند. و باکمال وقاحت می نویسد:" که این لباس، لباس کردی نیست".
کسی نیست به شما بگوید شما که چشم بصیرتتان از وجود 7تا8 میلیون کرد بسته شده است چطور می توانید لباسهای این ملت را ببینید. لابد لباس های قشنگ!! شما اصیل است و غربی نیست که چنین لباس قشنگی را لباس کردی نمی دانید یا حتما شما طرح دیگری برای لباس کردی در نظر دارید.
در قسمتی دیگر از اراجیف نامهاشان خانم منصوری را به احساساتی بودن و ناسیونالیست بودن متهم می کنند. ودر کمال بی شرمی می نویسند :"صحبت کردن به زبان ترکی در شورا هم ناراحتش می کند( ای واه... واویلا...) ".
کاشکی نگارندهی آن اراجیف کمی به خودش زحمت می داد و فکر می کرد که تعصبات خشک ایشان در قبال زبان و صحبت کردن به ترکی!! چقدر ایشان را ناسیونالیست بار آورده است. حتما ایشان فکر می کنند در ترکیه یا در آذربایجان زندگی می کنند که برای زبان ترکی اینچنین زوزهی واویلا می کشند! لابد هنوز نمی دانند که زبان رسمی ایران فارسی است، نه ترکی. تازه هنوز مطلع نیستند که آذربایجانیها زبان آذری دارند نه ترکــی! الحق که مارک تجزیه طلب لایق خود شماست.
گلادیاتور اولدوز! در ادامه از بکار بردن الفاظ رکیک و هتاکی به ملت کرد دریغ ننموده و ملت کرد را باین صفات مورد رحمت خود قرار داده است:" ملت کرد را قوم ، قبیله ، مهاجر، بی دولت، جامعه گسسته، تفرقهدار، قاچاق پسند، اجیــر، بازیچهی کاخ سفید و کرملین، و در نهایت کردستان را بدون مشخصهی جغرافیایی و بدون نام و نشان استاندارد بین اللملی قلمداد کرده است".
در ایران روزنامه و روزنامهنگاری در بند و اسیر سانسور است و روزنامه نگار واقعی محکوم به فناست !! اما اراجیف باف و تفرقه اندازهایی هم چون جوجه هفتهنامههای اولدوز و آراز آذربایجان فکر می کنند که جایی در بالا دست ها دارند !! و خود را حامی مردم آذری و به انجام رسانندهی بار رسالت!! خویش می دانند. ولی نشریههایی هم چون " هـــاوار " که صدای مردم کرد است را حامی پژاک !! قلمداد می نماید! و با شایعه پراکنی سعی در بستن این نشریه را دارند.
هفتهنامهی آراز آذربایجان یکی دیگر از آن گلادیاتورهای دیو صفت است، که سعی به ضربه زدن بر پیکــر جامعهی کردی دارد و گویا می خواهند در این گیر و دار انتخابات و حملهی ترکیه به جنوب کردستان (کردستان عراق) اورژانسی اذهان عمومی را به نوعی مسموم کرده و از آب گل آلود ماهی بگیرند.
این هفتهنامه در شمارهی 37 خود ستونی پر از اراجیف و توهین؛ با عنوان یادداشت هفته به قلم مدیر مسوول تنگ نظر و مرد سالارش منتشر کرده؛ و با اشاره به خانم منصوری _ که موی دماغشان شده _ از ایشان به عنوان " ضعـیــفه " یاد می کند. و اضافه می نماید که چه فرقی ما بین وی و آن جوانی که تفنگ به دست گرفته و در کوهها بر علیه نظام مبارزهی احساسی می نماید هست؟ الا این که در اختیار وی تریبون هایی به ظاهر مجاز قرار دارد و وی همان حرف هایی را از ذهن بیمارش می تراود که آنان از نوک تفنگ هایشان .........." .
تریبون هایی به ظاهر مجاز از ذهن به اصطلاح متشخص و مدرن این مدیر مسوول همان است که چشم دیدن برنده شدن یک زن کرد را ندارد و باور ندارد که با به دست آوردن اولین رای در سطح شهر ارومیه ایشان را به داشتن تریبون هایی به ظاهر مجاز!! محکوم مینماید ! هم چنان که در برخی از سایت ها از ایشان به عنوان "عضو غیر منتخب " یاد کردهاند.
کاشکی به خود تفهیم می کردید که فرق مابین شما به عنوان مدیر مسوول یک هفتهنامه و آن جوانی که مبارزهی احساسی!! می نماید، چیست؟ ایشان که از خودشان دفاع می کنند . ولی شما که هویت ملتی را نابود می کنیـد. شما که چشم موفقیت کردها را ندارید. الحق که شما را هم باید دست پروردهی مصطفی کمال نامیـد.
این حملات سازماندهی شده از طرف هفتهنامههای متعصب و تشویق وبلاگ ها و سایت های آذری بیانگر نقطهی عطفی است که می خواهند دنیای خواهان صلح کردها را به دنیای پر از جنگ و آشوب بکشانند.
حساب عملههای معلوم الحال اولدوز و آراز آذربایجان از حساب مردم بافرهنگ آذری زبان جداست. ما تمامی کردها این عمل وقیحانه و گستاخی این دو هفتهنامه را به ملت شریف کرد را به شدت محکوم کرده، و با ارادهی آهنین از خانم منصوری عضو شورای بزرگ شهر کرد _ ارومیه _ حمایت می کنیم.
ناگفته نماند که خانم منصوری صاحب وبلاگ شاری من وڵاتی من دختر آقای سرتیپ منصوری است که فعالانه در مجلهی سروه با مامۆستا هێمن همکاری داشتند و در اثر تصادف همراه با ادیب نامدار کرد آقای مارف آغایی فوت کردند.
قایناق:www.i-cevadi.blogfa.com
خبر فوری از سلماس:
آخرين اخبار از گروهكهاي تروريستي پ.ك.ك و پژاك
باتي گوناذ : طبق اخبار موثقي كه به دستمان رسيده است يك گروه 300 نفري از تروريستهاي پ.ك.ك كه ارتش تركيه در تعقيب آنهاست ديشب 15/9/86 وارد مرزهاي ايران شده و در روستاهاي حاجافان و سيريس بخش كوهسار(حومه سلماس) كه كورد نشين هستند، پناه گرفته اند و رفت و آمدها را در اين منطقه مثل نيروهاي رسمي ايران در كنترل دارند.اين در حالي است كه نيروهاي انتظامي ايران از اين مساله كاملا آگاهي دارند و نسبت به اين امر بي اعتنايي ميكنند و خود را به بيخبري ميزنند و سرشان به كار رشوه خواري گرم است،اما نيروهاي سپاه كه عمدتا تورك هستند در سال جاري در درگيري با تروريستهاي كورد پ.ك.ك و پژاك دهها شهيد نثار وطن كرده اند.
حزب خران كردستان
با تأسيس رسمي «حزب خران كردستان»، يكي از آخرين حلقههاي تثبيت دمكراسي در عراق محقق شد و قرار است در آينده اين حزب با جامعه خران بريتانيا و فرانسه نيز ارتباط برقرار كند.
به گزارش سرويس بينالملل مؤسس و دبير حزب خران كردستان در اظهارات جالب توجهي، اهداف مهم خود از تشكيل اين حزب را تشريح كرد.
وي اولين برنامه خود را زندگي كردن مردم مانند خران و خودداري از كشتن يكديگر عنوان كرده است.
به نوشته هفتهنامه «مديا»، در مورخه 22/8/2005، حزب خران كردستان از سوي وزارت كشور مجوز قانوني خود را دريافت كرد. آقاي عمر كلول، فرزند حسين قادر موسس اين حزب است. گروه خران كردستان از سال 1979 تشكيل شده است.
عمر كلول، متولد سال 1952 ميلادي است و داراي زن و پنج فرزند دختر و دو فرزند پسر است. وي بازنشسته وزارت كشاورزي است و در سال 1973 دانشكده كشاورزي را به پايان برده است.
سؤال: نظر تاسيس گروه خران كردستان، چگونه در شما شكل گرفت؟
جواب: از سال 1979 حزب خران وجود داشت. من به برنامههاي اتحاديه ميهني كردستان اعتقاد داشتم. در شهر كفري زنداني بودم، و از سال 1977 در زندان با گروهي از هواداران حزب خران آشنا شدم. در سال 79 با وساطت شخصي كه با پدر زنم آشنايي داشت، توانستم از زندان آزاد شوم. بعداً به شهر كلار رفتم. من شنيده بودم كه عدهاي ميخواهند حزب خران را تاسيس كنند. بنابراين من هم ترغيب شدم كه شعار خريت و ناسيوناليستي و نه شعار خيانت و فرماندهي را علم كنم. در آن زمان، مسلك خيانت و قدرتمداري خيلي رواج داشت. خيلي از مردم، مرا مسخره ميكردند و حالا هم كه توانستهام مجوز تاسيس اين حزب را بگيرم، هنوز هم عدهاي، فكر مرا باور ندارند.
سؤال: برنامه حزب شما چيست؟
جواب: اولين برنامه، ميخواهيم مردم مانند خر زندگي كنند و همديگر را نكشند، سپس، صبر و قناعت را در ميان مردم رواج دهيم. اينها جزو صفات خر اند، بعداً بتوانيم از اشتباهات خود درس بگيريم.
وقتي خري امروز پايش در چالهاي فرو رفت، اگر بعد از پنج سال ديگر، از آن مكان بگذرد، دوباره پايش را در چاله فرو نميكند. ولي ما دهها بار اشتباه كرديم و متاسفانه از آن پند نگرفتيم.
سؤال: چه چيزهايي در دست چاپ و انتشار داريد؟
جواب: ما روزانه، لگدهايي ميپرانيم، همين بهار گذشته صدها لگد زدهايم. حالا، نسخههاي چاپشدهاي در دست داريم. ما به نسخههاي چاپ شده، اصطلاح لگدپراني ميگوييم. در سال 2000 دو مقاله را تحت عنوان «لگد دو» و «لگد سه» منتشر كرديم. فعلاً دو لگد هم در دست چاپ داريم و «لگد پنج» هم در وزارت روشنفكري، زير چاپ است. ولي هنوز روزنامهاي نداريم. فقط لگدهاي روزانه داريم كه بنده از (عمر كلول) آنها را شخصاً منتشر ميكنم.
سؤال: شما با چه ديدگاهي به خر نگاه ميكنيد؟
جواب: تحقيقات جديد، نشان دادهاند كه خر، زيركترين حيوان است و احمقترين حيوان، گاو است نه خر. خر، سمبل صلح و آشتي است. متأسفانه هنرمند بزرگ آقاي پيكاسو، اشتباهاً به جاي خر، كبوتر را به عنوان مظهر آزادي و صلح معرفي كرده است. خر، خيلي قانع است. منتظر پاداش شما نيست.
خر، بدون ادعا و چشمداشت به شما خدمت ميكند. تمام صفات نيكو و زيبا در خران جمع شده است. محسنات خر، غير قابل توصيف است.
سؤال: به طور كلي روابط شما با احزاب خران در دنيا چگونه است؟
جواب: راستش رابطه رسميهنوز نداريم، ولي از وزارت كشور درخواست كردهايم تا اجازه دهند از طريق اينترنت در داخل و در خارج ـ با جامعه خران بريتانيا و فرانسه ـ ارتباط برقرار كنيم.
سؤال: تعداد اعضاي حزب شما، چقدر است؟
جواب: هنوز دقيقاً معلوم نيست، بيشتر افراد، بصورت شفاهي، هوادار ما هستند. با افسار و آخور و نعل و بار بردن مردم شهر و روستا را رنج ميدهيم، خود را قرباني مردم فقير و نيازمند كردهايم. تا زماني كه، مجوز رسمي نداشته باشيم، نميتوانم اسم افراد را فاش كنم و يا برايشان كارت عضويت صادر كنم. من يك خر افسار شده هستم، نه يك خر ولگرد.
ولي به طور تقريبي، طرفداران خيلي زيادي داريم. بعد از گرفتن مجوز، كار پر كردن فرمها را شروع ميكنيم.
سؤال: در ميان خانمها هم هوادار داريد؟
جواب: بله خيلي زياد اند. ولي چون سطح فرهنگ ما، در كردستان ـ به نسبت ساير كشورهاي جهان ـ پايين است، همه فكر ميكند هدف ما، قابل دسترسي نيست. هدف اصلي ما از تشكيل حزب خران، مهرباني و عطوفت به تمام حيوانات و در راس آنان، خرها ميباشد. خانمها هم كه ذاتاً آدمهاي رئوف و مهرباني هستند، پس ميبايست تعداد هواداران ما از ميان خانمها بيشتر از اينها ميبود. ولي متاسفانه فرهنگ شرقي و مخصوصاً ما كردها، در اين زمينهها، بسيار پايين است.
سؤال: در ميان مسئولان كردستان، كسي هست كه عضو حزب شما باشد؟ يا با شما رفاقت داشته باشد؟
جواب: بله، خيلي زياد اند. وقتي كه دولت محلي به ما مجوز داد، هيچكدام از آنان، مخالفتي با ما نكردند. ولي عضو رسمي، بايد شناسايي شوند و كارت شناسايي دريافت دارند، هنوز اين كار صورت نگرفته است.
سؤال: اصطلاح و يا نام فاميل اعضاي حزب شما، چيست؟
جواب: برادر بزرگ. مردم ميگويند رفيق، دوست، برادر جان. ولي ما ميگوييم برادر بزرگ.
سؤال: نظر شما درباره كساني كه به ديگران فحش ميدهند و آنها را مانند خر قلمداد ميكنند، چيست؟
جواب: خيليها فكر ميكنند كه خر حيوان ابلهي است. ولي در حقيقت گاوها و بوقلمونها هستند از همه كمعقلترند. لطفاً به آدمهاي بيشعور و ابله، نگوييد خر.
خرها غير از كنار جاده، از راه ديگري عبور نميكنند. ولي رانندگاني هستند كه عمداً اين كار را ميكنند و يا وسط جاده، توقف ميكنند. پس به راستي خرها از آنان باشعورتر و محترم تر نيستند؟
سؤال: نظرتان درباره خرهايي كه مرتباً در جادههاي خارج از شهر، از بين ميروند، چيست؟
جواب: بيشتر افرادي كه اين حيوانات را ميكشند، رانندگان كاميونها هستند. بنده شعري در همين زمينه سرودهام كه: الهي كاميونهايتان واژگون شوند، خانوادهتان، به شيون بيفتند و.... تا آخر. مسلماني به عادت و رفتار است، نه به عبادت. اينها افرادي هستند كه به هيچ چيز و هيچ كس رحم نميكنند. كردها اصطلاحي دارند كه ميگويد: نان براي خودم. جو براي خرم. ولي افرادي هستند كه ميگويند نان و جو ـ هر دو ـ براي من.
من، نميدانم گناه اين خرهاي بيچاره چيست؟ من مطمئنم كه اگر صدام و خري را در كنار هم بنشانند، اين آدمها، خر را ميكشند و صدام را آزاد ميكنند. بنده دهها اطلاعيه در اين باره چاپ و منتشر كردهام.
سؤال: آيا درصدد هستيد دفتر كار خود را در سليمانيه افتتاح كنيد؟
جواب: ما در شهر سليمانيه «خان» تشكيل ميدهيم. طويله و آخور هم ميبنديم. ولي «خان» از بزرگترين مراكز ما است. در مركز استانها طويله تشكيل ميدهيم و در شهركها هم آخور. قرار است اعتباري به ما داده شود و يك اتومبيل هم در اختيارمان بگذارند.
سؤال: رابطه شما با قاطر و اسب چگونه است؟
جواب: اينها، همه از يك طايفه و جنساند. از يك خانوادهاند. قاطر فرزند خر است، اسب و ماديان با قاطر خواهر و برادرند. يعني، خر پدر خوانده آنان است. يعني افتخار و عزت فقط براي برادر بزرگ است. يعني ابوصابر، نقش اصلي را بر عهده دارد.
ما، اعضايي به نام اسب هم داريم. من به ثروتمندان ميگويم، شما اسب هستيد ولي فقرا خرند. بنابر فلسفه خودم، به آنان عناوين متناسب ميدهم و به آنان جفتك مياندازم.
سؤال: آيا ميخواهيد در انتخابات آينده كردستان، شركت كنيد؟ يعني خود را براي پارلمان كردستان كانديدا كنيد؟
جواب: اين، آرزوي من است. اميدوارم بتوانم خود را ثبت نام كنم. بنده خودم را به عنوان يك نره خر و برادر بزرگ جفتكانداز به نام عمر كلول، كانديدا ميكنم. مطمئنم راي خواهم آورد، در انتخابات شهرداريها – هر چند انصراف دادم- ولي آراي زيادي كسب كردم.
سؤال: آيا در جريان انفال و بمباران شيميايي، خرهاي زيادي كشته شدند؟
جواب: بله، خرهاي زيادي از بين رفتند. در منطقه كاني قادر، 6 هليكوپتر در تاريخ 15 / 3 / 1998 به خرها تير اندازي كردند و هشتاد راس از آنها را ژنوسايد كردند. ما، اين روز را به عنوان روز عزاداري گرو همان، اعلام كرده و در نظر گرفته ايم. يعني، يك روز قبل از بمباران شيميايي حلبچه.
سؤال: شما، به برادري ميان اعراب و كردها، چگونه نگاه ميكنيد؟
جواب: اسلام ميگويد كردها و عربها برادر همديگرند. ولي من چنين اعتقادي ندارم. در ميان اعراب، افراد بدي وجود دارند. خوب، خوب و بد، همه جا هست. اما به عنوان يك قدرت، بي وفا و نمك نشناس اند. تا حال، فارسها، عربها و تركها، همگي داراي دولت خود هستند، ولي اگر من چنين خواسته اي داشته باشم، از نظر آنان كفرگفته ام. بنابراين، بنده به آنان جفتك مياندازم و ما هم حق داريم، آخور و تويله خود را داشته باشيم.
سؤال: استقلال كردستان، از نظر شما به چه مفهومياست؟
جواب: آرزوي من، وجود يك كردستان مستقل است. اميدوارم كه كردستان مهد و جايگاه نره خرهاي خوب بشود. من، كلمه شير را به كار نميبرم، چون شير حيواني درنده است. من از پدران و مادران خواهش ميكنم كه اسم فرزندان خود را شيرزاد يا شير كوه نگذارند، بلكه نامهاي خرزاد و خركوه را روي فرزندان خود بگذارند.
شما ديده ايد كه شير چه بلايي به سر ساير حيوانات ميآورد، ولي خر، حيواني بي آزار است و براي ما بار بري ميكند. شيرها مردم را ميكشند و از بين ميبرند.
سؤال: شما به قانون اساسي جديد عراق، چگونه نگاه ميكنيد؟
جواب: من اميدوارم كه در اين قانون و ماده شماره 11 به نحو مطلوب اجرا شود، چونكه اين ماده قانوني نه تنها از حقوق خران بلكه از حقوق تمام جانوران و پرندگان دفاع ميكند. اميدوارم اين ماده قانوني، همچنان پابرجا بماند.
سؤال: بطور كلي، روابطتان با ساير احزاب چگونه است؟
جواب: فقط با اتحاديه ميهني روابط حسنه داريم. احزاب ديگر به ما نزديك نميشوند. چون، ما هم دوستدار بهار و سبزه هستيم.
سؤال: شما پرچم هم داريد؟ اگر داريد، چه رنگي است؟
جواب: به رنگ خاكستري است. نعل خري در آن ترسيم شده و يك خر زرد هم در وسط آن قرار گرفته است با ميخ روي آن نوشته شده است: صلح، كار، حيوان، جنگل. اين شعار ما است. ما صلح طلبيم، مانند خر كار ميكنيم و با تمام حيوانات با عطوفت رفتار ميكنيم. از جنگلها محافظت ميكنيم و از تمام پرندگان مانند كبك و غيره، محافظت خواهيم كرد.
سؤال: شما چه پياميداريد؟
جواب: من آرزو دارم مانند خر عرعر كنم، اميدوارم بتوانيم خرها را از اذيت و آزار كودكان نجات دهم. خرها كمك زيادي به كردها كرده اند، ولي كردها، بي وفا و نمك نشناس اند و اين همه زحمت خرها را از ياد برده اند. آنان دروغ و دزدي و برادر كشي را ياد گرفته اند.
هيچكس در كردستان، زبان مرا نميفهمد. ولي از وزارت كشور و مردم شرافتمند سليمانيه خيلي تشكر ميكنم. از تلويزيون «كرد سات» هم خيلي گلايه دارم. چون، هنوز با بنده مصاحبه اي به عمل نياورده اند. اگر اجازه دهند بنده از طريق آن تلويزيون، چند بار عرعر كنم و جفتك بياندازم، مطمئنم كه از سراسر دنيا به كمكم خواهند آمد.
سؤال: آيا كشوري وجود دارد كه گوشت خرها را بخورند؟
جواب: بله، دوستي دارم كه از خارج برگشته، ميگويد در انگلستان و استراليا، آن را ميخورند و غذاهاي لذيذي هم از آن درست ميكنند.
گوشتي كه حرام شمرده نشده. بنده – عمر كلول- اصلاً دوست ندارم كسي گوشت خر را بخورد. مردم ميتوانند بجاي گوشت خر، گوشت گاو و گوسفند و بز بخورند. لازم است كه ما شرم و حياي گوسفند، وفاي سگ و قناعت خر را رعايت كنيم. اگر شما فقط يك لقمه نان به سگي بدهيد، تا آخر عمرش شما را فراموش نميكند و آزاري هم نميرساند. ولي متاسفانه آدمهايي هستند كه بارها، نان و نمك شما را ميخورند، اما به شما خيانت ميكنند.
بنابراين بنده، به دليل اين اعمال و رفتار مردم، ميخواهم مانند يك نره خر زندگي كنم.
سؤال: خانواده و زن و بچههايت از اين كه شما اين زندگي را برگزيدهايد، ناراحت نيستند؟
جواب: خيلي به من انتقاد ميكنند و ناسزاهاي زيادي شنيده ام. در سال 2000 قطعه شعري سرودم و آن را براي اكثر افراد خانواده ام فرستادم.
من، كسي را ندارم دنيا، همه كس من است دست ندارم پاهاي من، دستان مناند چيزي ندارم، اما ثروتمندم پس در واقع بنده بينيازم.
وقتي در كوچه و خيابان قدم ميزنم، مردم مرا ميبينند، اظهار لطف و محبت ميكنند، ولي بيشترِ ثروتمندان مرا دوست ندارند و كم لطفي ميكنند.
سؤال: آيا در مدرسه و در اماكن عمومي، زن و بچههايت را مسخره نميكنند؟
جواب: اوائل، بچههايم از اين وضعيت من خيلي ناراضي بودند و ميگفتند: در مدرسه بچهها ما را مسخره ميكنند و ميگويند پدرتان خر است. گاهي اوقات حتي خود مرا هم اذيت ميكردند.
عدهاي از مردم به من ميگويند كه شما به خاطر پر كردن جيبهايت، اين دم و دستگاه را به راه انداختهاي. ولي من ميگويم اگر اين نظر را داشتم، ميتوانستم راه خيانت و مزدوري را پيشه كنم. من راه خريت را انتخاب كردم، تا از دست استثمار و ظلم و ستم بعثيها نجات پيدا كنم. ولي حالا، كردستان آزاد است و كوردها هم ميتوانند آزادانه عرعر بكنند. ولي چرا، گاوها همه چيز را بخورند، ولي چيزي گير خرها نيايد. يعني خرها زحمت بكشند و گاوها محصول آن را بخورند.
شعار سابق ما اين بود: «با لگد زانوي گاو را ميشكنم» ولي شعار تازه ما اين است: «بايد خرها كار كنند و خرها بخورند».
خبر فوری از سولدوز:
در ادامه اعتراضات مردمی و مدنی ملت آذربایجان به سخنان و اقدامات خدیجه منصوری و دوهفته نامه هاوار امروز چهارشنبه 7 آذر ماه 1386 جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز نقده در اقدامی خودجوش با صدور بیانیه ایی مراتب اعتراض و انزجار خویش را از مسائل فوق الذکر اعلام داشتند. متن این بیانیه بدینگونه است:
بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور نقده در خصوص سخنان و مطالب موهوم و تفرقه انداز خدیجه منصوری و دوهفته نامه هاوار
آذربایجان سرزمینی کهن با قدمتی برابر با تاریخ بشریت همواره یکی از کانونهای اصلی تمدن بشری بوده است و تورکهای آذربایجانی در این سرزمین زیسته اند و یکی از ارکان اصلی تمدن مشرق زمین بوده اند. که اکنون هر وجب از این خاک مقدس یادگارهای اجداد تاریخ سازمان می باشد که همگی نشانگر هویت جغرافیایی و فرهنگی مردم آذربایجان است.
متاسفانه سرزمین کهن، پهناور و غنی مان در مقاطع مختلف تاریخ معاصر مورد حمله و هجوم و تجاوزگریهای زیاده خواهان و یاغیانی همچون سیمیتقوها، بارزانی ها، قاسملوها قرار گرفته وسختی های زیادی متحمل شده است و بارها مردم تورک غرب آذربایجان بوسیله غارتگران و کوه نشینان مهاجر قتل عام شده، اموالشان به تاراج رفته است.
اکنون نیز در سایه حمایتهای برخی دولتهای زورگو و متجاوز با تحولات صورت گرفته در کشور یکپارچه عراق و نیز فعل و انفعالات سیاسی موجود در کشور تورکیه و منطقه خاورمیانه گروهکهای تروریستی pkk و pjak که بعنوان مزدوران برخی دولتها عمل میکنند احیا شده اند و با تجهیز تسلیحاتی اندیشه های شوم و خیالی تصرف و اشغال سرزمین آذربایجان را در سر می پرورانند. در این بین حامیان شهرنشین این تروریستها نیزبوسیله نفوذ در ادارات و نهادهای دولتی عملا بعنوان تریبون و طیف سیاسی این تروریستها عمل می کنند.
اخیرا خانم خدیجه منصوری عضو شورای شهر اورمیه، در مصاحبه با دوهفته نامه تفرقه انداز هاوار با سخنانی موهوم و تحریک کننده اراضی غربی آذربایجان را کردستان شمالی نامیده است، یعنی دقیقا از همان ادبیات تروریستهای کرد استفاده کرده است که این مساله موجب تحریک احساسات تورکهای غیور و آگاه غرب آذربایجان شده و اینان در طی طومارها، اخبار و مقالات، دیدارهای حضوری با مسئولان خواهان برخورد قاطع با عوامل مشکوک این قضیه شده اند.
ما جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز نقده با اعتقاد بر همزیستی مسالمت آمیز و حسن همجواری تمامی اقوام و ملل مختلف و با تاکید بر جغرافیای سرزمینی و تاریخی آذربایجان سخنان و اقدامات مرموز و مشکوک خدیجه منصوری و نشریه تفرقه انداز هاوار را محکوم کرده و خواهان برخورد مراجع زیربط با این مساله می باشیم. ما با مراجعه به حافظه تاریخی مردم شهرستان نقده که در اردیبهشت 1358 درسی تاریخی به اقلیت مهاجر کرد منطقه داد و تجاوزگران و گردنکشانی همچون قاسملو را به انفعال سیاسی سوق داد و با احترام به خاک مقدس آذربایجان که هر وجب از آن با خون شهدای گرانقدرمان سیراب است خواسته های خود را بشرح ذیل اعلام میداریم:
1-مجازات خانم خدیجه منصوری در دادگاهی صالحه که به بیان مطالب موهوم و ادبیات مشکوک وی اعتراض داریم.
2-برخورد قاطع با نشریه هاوار که به نشر اکاذیب، تفرقه افکنی بین شیعیان و سنی ها و تورکها و اقلیت کرد مهاجر منطقه پرداخته است.
3-مقابله و مبارزه قاطع با گروهکهای تروریستی pkk و pjak که در کارنامه ننگین خود علاوه بر ادعاهای ارضی بر آذربایجان کشتار سربازان و فرماندهان دلیر وطن را دارند.
4-مقابله و مبارزه جدی با پدیده قاچاق که بعنوان بزرگترین منبع مالی تروریستها محسوب میشود.
جمعی از دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز نقده
آذرماه 1386
نقشه كردستان بزرگ
ادعاي ارضي پ ك ك بر اراضي آذربايجان
ادعاي ارضي پ ك ك بر اراضي آذربايجان
نقشه زير كه بر اساس ادعاها و فعاليتهاى پ ك ك در آذربايجان غربى از طرف آكادميسينهاى اولترا شونيست كورد ايرانى مثل آقاى ايزدى كشيده شده بقدر كافى گوياست كه اين تشكيلات چه نظرى راجع به آذربايجان غربى (هم مناطق تورك نشين هم مناطق كورد نشين) دارد.
اين نقشه٬ نقشه ائتنيك نيست. نقشه حوزه نفوذ سازمانهاى سياسى -نظامى كورد در سرزمين گويا كوردستان است. اولا مناطق تورك نشين ايران و آذربايجان و تركيه و عراق در اين نقشه به شكل مناطق كوردنشين نشان داده شده . دوما مناطق ترك نشين آذربايجان غربى (و نه تنها مناطق كوردنشين آن) جزء منطقه عملياتى سازمان تروريستي پ ك ك نشان داده شده است.
اين به زبان ديگر ادعاى ارضى كوردها٬ آنهم كوردهاى كشورى ديگر، آنهم مثلا كمونيست و چپگرا يعنى پ ك ك بر سرزمين تورك نشين آذربايجان است٬ كه اين شونيسم توسعه طلب و ادعاى ارضى است. آيا پ ك ك ادعاى ارضى دارد؟! ٫ جواب بلى است و نه تنها از تركيه بلكه از آذربايجان ايران و عراق.
سياست كوردسازى مناطق تورك نشين آذربايجان و پيشكش كردن آن به پ ك ك با هماهنگى كامل دولت فارس تهران انجام مىگيرد. اين سياست است كه مىخواهد سارايووى ديگرى در آذربايجان ايجاد كند و مورد اعتراض تمام تركهاى ايران و آذربايجان و اروميه و ماكو و سلدوزو سلماس و مياندواب و ...قرار گرفته است.
امضای طومار در ارومیه در اعتراض به حرفهای خدیجه منصوری(حامی پ.ک.ک)
آزاد تبریز - به گزارش خبرنگار اورمونیوز درج مصاحبه خانم “خدیجه منصوری” عضوشورای شهر اورمیه در شماره ۱۹ آبان ۱۳۸۶ در هفته نامه “هاوار” چاپ سنندج منجر به اعتراضهای شدید از سوی مردم اورمیه شده است. این گزارش حاکی است که خانم خدیجه منصوری در این مصاحبه واقعیت های تاریخی منطقه غربی آذربایجان را زیر سوال برده٬ که این مسئله موجب تحریک افکار عمومی و اعتراضات اصاحب قلم و فعالین آذربایجانی گشته است. این سخنان خدیجه منصوری با افکار افراطی گروههای تروریستی و طراحان نقشه کردستان بزرگ مطابقت داشته است. دامنه این اعتراضات روز به روز گسترده تر شده و فعالین آذربایجانی با حضور در استانداری آذربایجان غربی٬ فرمانداری و شورای شهر ارومیه اعتراضات مدنی خود را به عملکرد این عضو شورای شهر اعلام داشته اند. همچنین فعالین مدنی٬ فرهنگی و سیاسی آذربایجانی با تهیه طومار کثیرالامضایی خواستار عذرخواهی خانم منصوری شده و اعلام کرده اند در ساختمان شورای شهر و یا ساختمان فرمانداری اورمیه تحصن خواهند نمود. متاسفانه سخنان تحریک آمیز برخی از شخصیتهای نزدیک به حاکمیت در مورد شهر اورمیه در سالهای گذشته نیز سابقه داشته است. چند سال قبل انتشار مطالب مشابه از طرف مهندس بهاالدین ادب نماینده وقت شهر سنندج در مجلس شورای اسلامی هم اعتراض بسیاری را در اورمیه را بر انگیخته بود. درج چنین مصاحبه ای از طرف هفته نامه ای که مسئولین آن از افراد نزدیک به حاکمیت هستند٬ موجب نگرانی فعالین سیاسی و مدنی اورمیه شده است. نگرانی از آنچه که٬ آنرا تلاش حاکمیت برای ایجاد انحراف در حرکت ملی آذربایجان از طریق قرار دادن آن در مقابل دوستان کرد مهاجر٬ می نامند. لازم به توضیح است که سید هاشم هدایتی صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه هاوار سنندج٬ تا کنون مسئولیتهایی نظیر مدیرکل صنایع استان کردستان٬ مشاور استاندارکردستان و مدیرکل تعاون استان کردستان را عهده دار بوده است. او هم اکنون در سمت مدیر برنامه ریزی، توسعه و نظارت شرکت احداث صنعت٬ که یک مجموعه دولتی است٬ مشغول به کار است. همچنین دكتر محمد علی توفیقی سردبیر این دو هفته نامه نیز از مدیران ارشد استانداری کردستان بوده است. از زمانیکه حرکت ملی آذربایجان به حرکت سیاسی غالب در اورمیه و سایر شهرهای آذربایجان تبدیل شده است٬ جناحهای مختلف به طرق گوناگون سعی در فرستادن اشخاص کرد زبان به مجلس شورای اسلامی از شهر ارومیه و یا شورای شهر اورمیه داشته اند. این مسئله هم از طرف جناح موسوم به راست و هم از طرف طرفداران اصلاحات مورد توجه بوده است. در حالیکه شخصیتهای ارومیه ای دارای پایگاه مردمی در انتخابات مختلف رد صلاحیت می شوند٬ به کاندیداهای جوان پسند کرد زبان همواره امکان حضور در انتخابات داده شده است. کاندیداهایی که توانسته اند نه فقط در محلات کردنشین بلکه در کل اورمیه مورد توجه بسیار قرار گیرند. بدین ترتیب رقبای انتخاباتی کاندیداهای کرد زبان در اورمیه غالباْ اشخاصی با سوابق سپاهیگری و حضور در اطلاعات هستند که شانس بسیار کمی برای پیروزی در انتخابات داشته اند. مخصوصاْ که نسبت کاندیداهای کرد زبان به کل نامزدها نیز بسیار ناچیز بوده است. با توجه به شهرتی که اهالی ارومیه در انساندوستی و دارا بودن افکار لیبرال دارند٬ بکارگیری چنین شیوه هایی از طرف جناحهای مختلف حاکمیت دور از ذهن نمی باشد. در کنار چنین راهکارهایی سعی در افزودن میزان مهاجرت کردها به اورمیه نیز وجود داشته است. مهاجرت گروههای کرد به اورمیه در سالهای اخیر بسیار چشمگیر بوده است٬ به طوریکه هم اکنون بیش از ۵٪ ساکنین شهر اورمیه را کردها تشکیل داده اند. لازم به یاد آوری است که بعد از تشدید تحرکات تروریستی گروه های مسلح کرد در آذربایجان غربی پخش اعلامیه و دیوار نویسی بر علیه شیوه های تروریستی در سطح شهرهای غربی آذربایجان افزایش یافته است.
فاشیزم آریایی در حال پیاده کردن خواستهای پ ک ک و پژاک است
صدا وسیمای ایران اورمیه را با هویت کرد معرفی می کند!
.
میللی شورا: آذوح: برنامه ی تلویزیونی با نام سفر به آسمان از طرف گروه اجتماعی شبکه ی سه سیما به نویسندگی و تهیه کنندگی رضا قربان نژاد از شبکه ی سه صدا و سیمای ایران پخش گردیده است که به اتفاقات و تحولات آذربایجان غربی در گذر زمان اشاره می کند . در تمام تصاویر تلویزیونی این برنامه از ارومیه و سایر شهرستانهای استان با ماهیت کورد به نمایش در می آید و گویا مردمان آذربایجان غربی جز به لباس کوردی با لباس دیگری در معابر و مراکز عمومی شهر تردد ندارند و جملگی مردمان این استان کورد هستند .
سپس نوبت به مثلا مبارزان و بزرگان استان رسید تا بر همگان بفهمانند که آذربایجان غربی به اشتباه چنین نام گرفته است و منطقه ای کورد نشین بوده و متعلق به خاک کوردستان می باشد . بخش هایی از برنامه سفر به آسمان را برای آگاهی عموم ملت بازگو می کنیم ؛ رحیم قربانی استاندار آذربایجان غربی در رابطه با لباس ها ، کت و شلوار را لباس عمومی برای همگان معرفی کرده و راجع به لباس کوردی با چپیه ای که از رخت آویز آویزان شده بود چنین نظر داد که این جامه را در جنگ به تن داشتیم که چپیه ی کنار آن نشان دهنده ی کورد بسیجی می باشد . وی افزود: اگر کورد نبود اکنون ایران مرزی نداشت و مرزبانی را مدیون کوردها می باشیم . ( نکته ی قابل توجه اینکه رحیم قربانی تورک زاده ی کورد بوده و لباس کوردی به تن می کند و منظور از مرزبانی کوردها همان کشتار نظامیان و مردمان بی دفاع و مظلوم تورک باتی گوناذ است که حتی رژیم را نیز عاصی کرده اند تا در مرز حاج عمران از دست عملیات تروریستی کوردها مجبور به کشیدن دیوار شوند ). سردار کرمی فرمانده نیروی انتظامی استان آذربایجان غربی : هیچگونه جنگ خونین ما بین کورد و سایر اقوام رخ نداده است . ( سوال اینجاست که نسل کشی طوایف تورک مقدم مراغه ای و افشار در سولدوز قدیم و فتنه اسماعیل سیمیتکو و یا قتل عام مردم شریف تورک سولدوز در 31 فروردین 1358 و خون هزاران مفقود الاثر و شهدای تورک که بدست تروریستهای کورد ریخته شده است از دیدگاه سردار کرمی جنگ خونین و جنایت بحساب نمی آید . ) نصرالله اسدالهی مسئول هماهنگی ارومیه : یکدلی و یک زبانی ایران باعث پیروزی انقلاب گردید .
(پس به همان خاطر تمام تلاش جمهوری اسلامی ایران در یکسان سازی زبانی و فرهنگی است و بدنبال زبان مشترک و واحد برای قوم آریایی فارس زبان در ایران هستند ). جانباز جلیل فتحعلی زاده با اشاره به مقابله کوردها با اشرار و دشمن بعثی گفت : صد بار بکشند و خورد بکنند ما در جمهوری اسلامی هستیم . ( به یقین چنین است و آنان در جمهوری اسلامی هستند تا بهمراه برادران فارس خود به اهداف مشترکشان یعنی تورک ستیزی و اشغال اراضی آذربایجان دست یابند . ) مصطفی سلطانی همرزم صیاد شیرازی : عشایر کورد در خدمت رژیم و نظام هستند .
( وی باید اشاره ای هم به حمایت های مادی و معنوی عشایر کورد از گروهک های تروریستی کورد نیز می کرد . البته چنان اشتباهی هم صورت نپذیرفته است چراکه آنان شاخه های کوچکی از نظام و رژیم آپارتاید ایران هستند . ) خورشید خورشیدی : ضد انقلابیون به ارومیه حمله کرده بودند و دکتر چمران که در هیکل همانند سردار جنگل بود در مقابل آنان ایستاد . ( شایان ذکر هست که همان ضد انقلابیون قریب به اتفاق در ارومیه سکنی گزیدند و از حمایت های جمهوری اسلامی برخوردارند و نمایندگانی در سطح شوراهای شهر و مجلس کشور نیز دارند تا دستمزد جنایات و حقوق شهروندیشان پایمال نگردد ). ربط : در زمان پهلوی اکراد و بارزانی های عراق را در خاک آذربایجان سکنی دادند . و در آخرکاک خضر درویشی فرماندار سردشت: سردشت 72 بار بمباران شد و دزفول آذربایجان نام دارد .
وی در ادامه مطلب افزود: اکراد از طریق سپاه و ژاندارمری وقت مسلح شدند . ( اینها اعترافات آشکار عمال رژیم فاشیستی است مبنی بر حمایت های شئونیزم فارس از اکراد که با همان سلاح ها خون ملت بزرگ تورک در سرزمین مادریشان ریخته شده و میشود).
واي بر حال ما توركها!!!
نتیجه بخشی افشاگری ها در مورد فاناتیکهای تروریسم کوردی
ملت شریف آذربایجان
فعالین حرکت ملی
در پی درج مصاحبه اخیر “خدیجه منصوری” عضو غیر منتخب شورای شهر اورمیه و از حامیان گروه های تروریستی کرد فعال در غرب آذربایجان، در دو هفته نامه “هاوار” و پس از واکنش های مشروع و اقدامات لازم کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از قبیل ارسال نامه های هشدار آمیز به دفاتر شورای شهر، نشریه “هاوار” و “خدیجه منصوری” و افشاگری های اینترنتی و پخش هزاران برگ اعلامیه در بین مردم شهر های غرب آذربایجان و ارسال پبام های کوتاه تلفنی(SMS) فضای اعتراض در بین افکار عمومی، اصحاب قلم و مطبوعات استانی، فعالین حرکت ملی آذربایجان، واکنش های مسئولین ذیربط استانی در ادراه اطلاعات، سپاه پاسداران،بسیج مقاومت، اعضا تورک شورای شهر، استانداری آذربایجان غربی و فرمانداری اورمیه و امام جمعه اورمیه موج فزاینده ای به خود گرفته است.
گمان می رود بر حسب آگاهی های عمومی از موضوع و افزایش فضای روحی و روانی ضد تروریستی در بین مردم بر موج این اعتراضات و تحرکات افزوده شده و فشار افکار عمومی بر مسئولین منطقه ای جهت مقابله با این پدیده شوم افزایش یابد و آن ها را مجبور به اتخاذ راهکار های ویژه جهت کنترل و به دست گرفتن سکان هدایت اعتراضات کند. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان مسرت خود را از افزایش اعتراضات مردمی بر علیه ادعا های ارضی و تروریسم در منطقه غرب آذربایجان و به سوال گرفتن سیاست های ضعیف مسئولین منطقه در مقابله با تروریسم و محکوم نمودن حامیان سیاسی این افراد و گروه ها در مرکز اعلام می دارد. اما تجربیات گذشته در چگونگی آغاز حرکت های مردمی و نتایج به دست آمده از آن و حرکت های طرف مقابل و پروژه های مقابله، کنترل و به دست گرفتن حرکت و مصادره آن ازسوی حاکمیت، ما را برآن می دارد که هوشیاری کامل خود را حفظ نماییم که حرکت مردمی ما بر علیه تروریسم کرد در منطقه غرب آذربایجان از مسیر ملی خود خارج نشده و به نفع جریانهای هوادار تروریسم و تبدیل به ابزار جناحی و باندی نیروی حاکم قرار نگیرد.
مردم تورک غرب آذربایجان
فعالین حرکت ملی منطقه
خبر های موثق دریافتی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان حاکی از آن است که:
1- موج اعتراض بر علیه عناصر حامی گروه های تروریستی خصوصا ” خدیجه منصوری” در بین عموم مردم، ادارات دولتی، مطبوعات استانی و… در حال اوج گیری است. این حرکت مبارک مردمی بر علیه تروریسم در منطقه غرب آذربایجان که می تواند بعد از اعتراضات خرداد 1385 پیروزی بزرگی برای ملت آذربایجان محسوب شده و هر چند مبارزه نهایی با تروریسم نیست ولی موفقیت چشمگیری برای حرکت ملی آذربایجان است.
2- حامیان داخلی تروریسم کرد که دقیقا سیاست تشکیل شاخه سیاسی گروهکهای تروریستی را دنبال می کنند، از عکس العمل سازماندهی شده فعالین حرکت ملی و کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان شوکه شده و سر خود را به لاک های خود فرو برده اند، اما باید مراقب بود که اهمال کاری و برخی طیف بازی های فعالین حرکت ملی منجر به فرصت سازی و استفاده تبلیغی برای حامیان گروه های تروریستی نشود. این عناصر حامی گروه های تروریستی از آنجا که با استفاده از ضعف اکثریت تورک منطقه، انتخابات را اولین خاکریز خود قلمداد می کنند در پی فرصت مناسبی جهت ثبیت عناصر خویش و به راه انداختن کارناوال تبلیغی خود هستند و تصمیم های نامناسب و حرکت های غیر منسجم و نابسامان مردمی، فرصت طلایی را برای حامیان گروه های تروریستی به ارمغان خواهد آورد.
3- از آنجا که حامیان گروهکهای تروریستی کرد با سواستفاده عدم مشارکت مردم تورک غرب آذربایجان در انتخابات مختلف بصورت غیر مشروع به نهادهای مدنی راه یافته اند و اکنون هم رفته رفته به انتخابات 24 اسفند مجلس شورای اسلامی نزدیک می شویم و فعالیت های انتخاباتی روز به روز در حال اوج گیری است و شنیده های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان حکایت از آن دارد که بر خلاف سنوات قبلی فعالین حرکت ملی آذربایجان (اورمیه) در این مرحله از انتخابات با دیسپلین خاصی وارد صحنه رقابت های انتخاباتی خواهند شد که این نیز می تواند از ابعاد سیاسی قابل تقدیر باشد. جناح های مختلف سیاسی از هم اکنون در پی کسب اعتبار و آرای مردم از طریق ملعبه قرار دادن شعار های ملی می باشد و در این گیرو دار از هر فرصت به دست آمده نهایت استفاده را می برند. سو استفاده های انتخاباتی جناح های سیاسی حاکمیت بزرگترین خطر برای منحرف کردن حرکت ملی ملت آذربایجان بر علیه تروریسم کرد فعال در غرب آذربایجان می باشد و به نظر کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان مبارزه ملی برای دفاع توطئه کرد بر علیه تمامیت ارضی آذربایجان می باید بصورت مستقل و فارع از سو استفاده های جناحی و سیاسی و با اتفاق تمام طیف های ملی آذربایجان و آذربایجانی ها در هر لباس و منسب باشد.
4- یقینا مبارزه ملی ملت آذربایجان برای دفع خطر ادعاهای تروریسم کرد علیه تمامیت ارضی آذربایجان در مقاطعی مغایر با منافع شوونیسم فارس و سیاست های کلان منطقه ای شوونیسم فارس خواهد بود زیرا جریان شوونیستی فارس برای نیل به اهداف خود در منطقه بخشی از عناصر و گروهکهای تروریستی کرد را چتر حمایتی خود داشته و از قدرت گیری و تبدیل شدن نیروهای ملی به آلترناتیو مطرح در بین مردم بیم دارد، بنابراین خطر کنترل و مصادره حرکت مقدس و مبارزه مشروع ملت آذربایجان و شاید در مراحلی سرکوب آن نیز محتمل است. لذا کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان معتقد است که در عین حال که این مبارزه ملی را به پیش می بریم می بایستی هوشیاری کامل خود را حفظ کنیم. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با حساسیت موارد ذکر شده را تحت بررسی خواهد داشت.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
3 / 9 / 86
با تکثیر و پخش این اطلاعیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان را یاری کنید.
جوابیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان به سخنان رهبر گروه تروریستی پ.ژ.ا.ک (PJAK) در VOA-news
این رهبر گروه تروریستی در پاسخ مجری برنامه که از وی پرسید: حوزه عملیاتی گروه شما کجاست؟ جواب داد: تمامی خاک کردستان! وقتی مجری بار دیگر پرسید: پس شما چرا در خوی سلماس و اورمیه که آذربایجان غربی است عملیات انجام می دهید؟ وی در پاسخ گفت که: آنجا خاک کردستان است! و وقتی مجری دوباره پرسید اگر آنجا کردستان است چرا کمیته دفاع از آذربایجان تشکیل یافته است؟ رهبر گروه تروریستی پ.ژ.ا.ک با وقاحت تمام جواب دادکه: ترک ها در این منطقه(آذربايجان غربي) می خواهند خاک وطنی کردها را از دست شان بگیرند!
--------------------------------------------------------------------------------
عبدالرحمان حاج احمدی رهبر گروه تروریستی پ.ژ.ا.ک که برای رایزنی با مقامات آمریکا جهت جلوگیری از قرار گرفتن نام این گروه در لیست سازمان های تروریستی در ایالات متحده آمریکا به سرمی برد، در گفتگویی که با بخش فارسی صدای آمریکا داشت در حالی که از سوی یکی از فعالین کرد مقیم خارج (مهر آسا – عضو کرد جبهه ملی ایران و استاندار سابق استان کردستان) مورد نقد قرار گرفته بود٫ صراحتا اراضی تاریخی غرب آذربایجان را سرزمین های تاریخی کردها قلمداد کرد.
این رهبر گروه تروریستی در پاسخ مجری برنامه که از وی پرسید: حوزه عملیاتی گروه شما کجاست؟ جواب داد: تمامی خاک کردستان! وقتی مجری بار دیگر پرسید: پس شما چرا در خوی سلماس و اورمیه که آذربایجان غربی است عملیات انجام می دهید؟ وی در پاسخ گفت که: آنجا خاک کردستان است! و وقتی مجری دوباره پرسید اگر آنجا کردستان است چرا کمیته دفاع از آذربایجان تشکیل یافته است؟ رهبر گروه تروریستی پ.ژ.ا.ک با وقاحت تمام جواب دادکه: ترک ها در این منطقه می خواهند خاک وطنی کردها را از دست شان بگیرند!
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با ابراز تاسف از سیاست دو پهلوی ایالات متحده آمریکا در مقابله با گروه های تروریستی اعلام می دارد که علیرغم گفته ها و شعار های دمکرات مآبانه رهبران گروهکهای کرد٫ عملکرد آنها در کشتار انسان های بی گناه نشانگر تروریست بودن آنهاست. اگر عبدالرحمان حاج احمدی رهبر گروه تروریستی پ.ژ.ا.ک در [1] VOA-news تلاش دارد با دفاع روباه صفتانه از دیگر ملت های تحت ستم ملی در ایران٫ صفات تروریستی خود و اهداف پلیدشان را در اشغال نظامی و سیاسی اراضی تاریخی غرب آذربایجان پنهان نماید، باید آگاه باشد که دوستی وی برای ملت آذربایجان خطرناک تر از هر چیز دیگری است و ملت آذربایجان، فعالین حرکت ملی آذربایجان و کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان هوشیارانه تحرکات آنها را زیر دقت گرفته است.
ملت آذربایجان با هیچ شخص، گروه و ملتی سر جنگ و دعوا ندارد و تنها مدافع قانونی سرزمین های تاریخی و منافع ملی آذربایجان می باشد و این را نیز حق مشروع خود می داند که در این راستا راهکار های لازم را جستجو نماید. اگر عبدالرحمان حاج احمدی و یا رهبر هر يک از گروه های تروریستی کرد این توهم را در سر دارند که با اعمال تروریستی و کشت و کشتار خواهند توانست بر اراضی ملت آذربایجان تسلط یابند، باید بدانند که این توهم خود آنها را به نابودی خواهد کشاند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان ضمن محکوم کردن حضور رهبر یک گروه تروریستی در ایالات متحده آمریکا و حضور رسمی آن در تلویزیون [1] VOA-news که با حمایت های پشت پرده و ضد آذربایجانی لابی شونیسم فارس صورت می گیرد، از تمامی فعالین ملی آذربایجان در خارج می خواهد که با شیوه های مختلف اعتراض خود را به این برخورد های دوگانه اعلام نمایند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
آخرين اخبار از تروريسم كورد(پژاك و پ.ك.ك)
بنا بر اخبار پخش شده در شهر سلماس ديشب سه شنبه 86/8/29 دو سرباز وظيفه سپاه بدست تروريستهاي پژاك مورد هدف واقع شده اند ولي هنوز خبري از شهادتشان درز نكرده و شايد هم بايكوت خبري بشود.همچنين در محله سينا يك خانه تيمي پژاك شناسايي شد وبا دستگيري 4 تروريست پژاك متلاشي شد، و هر 4 نفر به اروميه منتقل شدند.و طبق اخبار موثقي كه بدستمان رسيده يك افسر راهنمايي و رانندگي به نام آقاي ياوري توسط تروريستها به گروگان گرفته شده و دو روز است كه از سرنوشت ايشان خبري در دست نيست.شايعاتي هم مبني بر اينكه جسد وي را بيرون از محوطه شهري يافته اند در سطح شهر پخش شده است اما خبر را هنوز كسي تاييد نكرده است.همچنين ديروز عصر چند نفر از اكراد بواسطه اينكه براي چند خانم تورك ايجاد مزاحمت كرده بودند از طرف جوانان تورك به شدت مجروح شده اند و به بيمارستان انتقال پيدا كرده اند.ادامه اخبار را در صورت تاييد مسئولين به اطلاع خواهيم رساند.
تکاپوهای شوونیزم فارس در تیکان تپه
در پی افزایش چشمگیر اسامی تورکی در معابر عمومی تیکان تپه( تکاب ) اداره ی اماکن این شهرستان وحشت زده درپی تغییر اسامی تورکی مغازه ها بر آمده است . مسوولییت این کار را عبدی رییس اداره ی اماکن تیکان تپه شخصاَ برعهده گرفته است . وی با مراجعات پی درپی به مغازه هایی که اسامی تورکی دارند و فرا خواندن صاحبان این مغازه ها به اداره ی اماکن وتهدید آنها به ابطال پروانه ی کسبشان سعی دارد که اسامی تورکی این مغازه ها را تغییر دهد . در چند روز اخیر موبایل فروشی ” بیندیک ” ، غذاخوری” گؤی قورشاغی ” ومبل ” گونش ” تحت فشار اداره ی اماکن تیکان تپه وشخص عبدی اسامی خود را تغییر داده اند . همچنین طی چند ماه اخیر فشارها بر فعالین فرهنگی شهر به شدت افزایش یافته ومغازه ی چندین تن از آنها مورد تفتیش قرار گرفته است . عبدی که از اکراد ” زاخورانی ” مهاجر اطراف سایین قالا می باشد به منظور سهولت در پیشبرد اهداف شوونیستی دیکته شده به وی ، خود را از تورکهای سایین قالا معرفی مینماید
شواهدي از فروپاشي داخلي سازمان تروريستي پ.ك.ك
بنا بر اظهارات يکي از مسئولان امنيتي حزب دمکرات کردستان عراق، در يک ماه گذشته، نزديک به 160 نفر از افراد «پ.ك.ك» فرار كرده و خود را به پيشمرگههاي دولت اقليم کردستان تسليم كردهاند. از ميان اين افراد، آنها که خواستار بازگشت به ترکيه يا ايران و سوريه هستند، توسط پيشمرگهها به سوي مرزها هدايت شده و اجازه بازگشت به کشورشان، به آنان داده ميشود. لازم به توضيح است، بسياري از نيروهاي «پ.ك.ك»، روحيه جنگي خود را از دست دادهاند و اختلافات رهبران(پ.ك.ك) گسترش يافته و اين مسئله اثرات منفي بر روحيه گريلاها و نيروهاي نظامي اين گروه گذاشته است. همچنين بسياري از گريلاهاي «پ.ك.ك» حاضر به تسليم نمودن خود در برابر پيشمرگههاي دولت اقليم کردستان هستند، ولي فرصت و زمينهاي براي فرار آنان فراهم نيست. گفتني است، «پ.ك.ك» در دو ماه گذشته، شش نفر را به اتهام «اقدام به فرار»، دستخوش تصفيه داخلي كرده و به جوخه مرگ فرستاده است و نزديک به هشتاد نفر در اين رابطه در زندان «پ.ك.ك» به سر ميبرند.
روش جدید خرید زمین در ارومیه توسط مافیای تروریستی پژاک
جدیدا فردی به نام "روشاد" از کردها و سرمایه داران ترکیه ساکن در استانبول به ارومیه آمده و با دختری از خانواده ای فقیر ساکن منطقه خیابان صمد زاده ازدواج کرده است لازم به ذکر است که نامبرده با استفاده از همسر ایرانی اقدام به خرید ملک و املاک و زمین در ارومیه کرده است. وي در ترکیه نیز دارای همسر و خانواده است.
این شیوه جدید تروریستهای و اشغالگران کرد برای اشغال آرام ارومیه است.
تلاش کردها برای کرد نشین نشان دادن ارومیه و همکاری خیانتکاران به شهر با آنها
چند روز پیش روزنامه اعتماد در گزارش مفصلی به فضای شهر ارومیه پرداخته است. این مطالب در چهار یادداشت و گزارش جداگانه به قلم حسن یوسفی. ستاره رضایی آسا. شهره شیرزاد و سعیدپورحیدر و با عکسی از میدان ایلالت (انقلاب) ارومیه و ساختمان شهرداری به چاپ رسیذه اند. دست همه شان دردنکند. این گزارش ها را اینجا بخوانید.
خانم ستاره رضايي آسا در مقاله کوتاه "اروميه را بشناسيم" که در روزنامه اعتماد هم چاپ شده جمله ای نوشته است که از خواندن آن حیرت کردم: "در روستاهاي شهرستان اروميه زبان کردي بيشترين گستره را دارد."
با توجه به این که بسیاری از روستاهای ترک نشین (قولونجو - کهریز - گجین - گل تپه - قوشچی - قره آغاج - میاوق و ... ) در اورمیه به تنهایی جمعیتی بیش از 20 روستای کردنشین را دارا هستند بسیار کنجکاو شدم منبع مورد استفاده این خانم را بشناسم.
واقعیت این است که در سالهای اخیر تلاشهای بسیاری برای بیشتر نشان دادن آمار کردها در اورمیه صورت گرفته است. فعالان سیاسی کرد در اروپا و آمریکا (تنها در کشور سوئد صدها هزار کرد زندگی می کنند) موفق شده اند بسیاری از مراکز سیاسی و حتی را علمی این کشورها را در مورد آمار مورد نظر خود قانع کنند.
در نقشه هایی که از با پیگیری همین فعالان کرد در اروپا و آمریکا منتشر شده٬ آذربایجان غربی تماماَ در جغرافیای کردستان قرار گرفته است. گروههای کرد منصفتر تنها نوار بسیار باریکی در طرف دریاچه اورمیه را کردستان ننامیده اند.
معتقد هستم که چنین زیاده خواهی هایی می تواند موجبات بدبینی ساکنان آذربایجان غربی نسبت به کردهای ساکن این مناطق را فراهم آورد. و این مسئله مسلماَ به ضرر همه خواهد بود٬ علی الخصوص به ضرر کردهایی که به علتهای گونگون مجبور به مهاجرت به این مناطق شده اند.
اورمیه چندین بار در تاریخ از طرف امپراطوری آشور٬ یونانیها٬ مارشیمون نسطوری٬ پطرس ارمنی٬ اسماعیل آغا سیمیتکو و ... به صورت مرکز جنگ و خونریزی در آمده است. کمک کنید از این پس در این شهر صلح و انساندوستی حاکم باشد.
حجت الاسلام حسنی: کردها در حال تشکیل قره باغ دوم در ارومیه هستند.
حجت الاسلام حسنی امام جمعه قهرمان ارومیه در مراسمی که در شب میلاد امام زمان در مسجد مهدی القدم ارومیه ( قدمگاه حضرت مهدی) ایراد میکردند در بخشی از سخنان خود گفتند که:
" خانواده هایی از اکراد که گاهی دارای ۲۵ تا ۲۶ فرزند هستند جدیداْ از مناظق کوهستانی و شهر های اطراف آمده اند و در ارومیه ساکن شده اند که با این روندی که پیش میرود قره باغ دوم در ارومیه در حال تشکیل است "
در این مراسم تعداد زیادی از اقشار مختلف مردم و همشهریان ارمنی و همچنین سردار کرمی و آقای غنی زاده معاون دکتر جاسبی رئیس دانشگاه آزاد و نماینده سابق مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی حضور داشتند.
دستهاي شونيزم فارس به كهنه شهر سلماس هم رسيد
طبق اخباري كه از منابع موثق بدست باتي گوناذ رسيده و طي تحقيقاتي به صحت ماجرا پي برده شده!در كهنه شهر سلماس خانم معلمي به نام خداپرست كه معلم مدرسه دخترانه زمانلوي كهنه شهر ميباشد در كلاس درس صندوقي نصب كرده و شاگرداني را كه به زبان مادري خودشان(توركي)صحبت ميكنند جريمه ميكند.لازم به ذكر است كه خانم خداپرست از افكار شونيستي فارس حمايت قاطعي دارد حتي با فرزند خودش هم با لهجه فارسي صحبت ميكند.
خانواده هاي شاگرداني كه مورد جريمه اين زن نادان قرار گرفته اند به منظور اعتراض به مدرسه مزبور رفته اند و مراتب اعتراض خودشان را به مدير مدرسه (رضازاده) گوشزد كرده اند ولي در جواب همگي آنها گفته شده كه اين دستوري از وزارت آموزش و پرورش است (دستور از بالا است).حال بايد از خودمان سئوال كنيم كه چرا فرزندانمان را به چنين قتلگاه فرهنگي بايد بفرستيم و خودمان تيشه به ريشه فرهنگ غني تورك بزنيم!؟؟
لعنت بر شونيزم و شونيست و ريشه همه فسادها!!!
ياشاسين آذربايجان
ياشاسين تورك
رجز خواني از نوع كوردي:از رويا تا واقعيت!!
سال پيش، يعني در سال تحصيلي 85-84 ، كانوني به نام “زاگرس” به جمع كانون هاي فرهنگي دانشگاه تبريز اضافه شد. جريان از اين قرار بود كه يك كورد به نام “فرشاد دوستي” كه با بهانه واهي بستري بودن پدرش در تبريز، از دانشگاه همدان به دانشگاه تبريز براي يك ترم مهمان گرفته بود، اقدام به تاسيس غيرقانوني كانون زاگرس و جذب كوردهاي حاضر در دانشگاه تبريز نمود . در مراسم افتتاحيه اين كانون از تروريستهايي چون “عبدا… اوجالان” و “مسعود بارزاني” هم ياد مي شد. چندین دوربین از چند جهت از این مراسم فیلم برداری می کردند و فیلم این مراسم، همان شب از کانال های ماهواره ای کوردی پخش شد!! از جمله برنامه هاي سال قبل اين كانون مي توان به گرد آوري دانشجويان كورد دانشگاه تبريز، برگزاري مراسم يادبود حمله شيميايي به سردشت و حلبچه - كه به طور هماهنگ!؟!؟! در دانشگاه هاي اورمو، آزاد تبريز و تربيت معلم آذربايجان تبريز نيز برگزار شد! - و همچنين مراسم تجليل از پدر ني ايران - پيرمردي از سنندج - (البته معلوم نيست كه پدر سازي چون ني كه به اندازه سن بشر، قدمت دارد، چطور تا حالا زنده مانده است!!!؛ البته اعضاي اين كانون قول داده اند تا امسال هم مادر ني ايران را معرفي كنند!!!)را مي توان اشاره كرد. روز شنبه، مورخ 19/08/86 ، با خبر شديم كه اين كانون نخستين برنامه امسال خود را با عنوان “نمايشگاه مناظر طبیعی مناطق غرب كشور” آغاز كرده است که در مراسم افتتحایه آن، آشکارا از پ.ک.ک. و پژاک نام می بردند و هیچ کس از مسئولان هم معترض آن نمی شد. بنا به خبرهاي رسيده، در سراسر اين نمايشگاه، پارچه نوشته هايي با مضمون كردستان بزرگ به چشم مي خورد كه بايد ربط ميان غرب كشور و كردستان را از مسئولان برگزاري آن پرسيد!!! در اين نمايشگاه، بيشتر از آن كه تصاوير مناظر طبيعي باشد، تصاوير متعددي از مبارزان و چهره هاي سياسي كردستان به چشم مي خورد. البته ظاهراً دو تصوير هم از آغري داغ (كوه آرارات) و تخت سليمان تيكان تپه (تكاب) در آن به نمايش گذاشته شده است كه كاملاً اهداف سياسي برگزاركنندگان اين نمايشگاه را آشكار مي كند. ضمناً آهنگ های کوردی هم با صدایی گوش خراش پخش می شد.
مغايرت و تناقض موارد تصويبي و اجرايي اين نمايشگاه و بهره برداري سياسي از آن در جهت غصب به ناحق مناطق غربي آذربايجان جنوبي كه نشات گرفته از افكار تروريستي و غاصبانه مسعود بارزاني و ديگر رهبران تروريست كورد مي باشد، مورد اعتراض فعالين تورك دانشگاه و حتی مدیریت فرهنگی قرار گرفته است؛ البته در ميان تصاوير كاملاً بي ربط و سياسي اين نمايشگاه، واقعاً جاي عكس هاي نامبارك شهدا!!!!!!!ي پ.ك.ك. و پژاك خالي است!
همه اين قضايا و ميدان دهي بيش از حد به كوردها در دانشگاه تبريز ،در شرايطي رخ داده است كه كليه فعاليت هاي انجمن هاي اسلامي، كانون آذربايجان شناسي و انجمن ادبي سهند دانشگاه تبريز در بايكوت كامل مسئولان فرهنگي و حراستي دانشگاه قرار دارد، هر هفته تعدادي از فعالين تورك به كميته انضباطي احضار مي شوند و اجازه چاپ هيچ نشريه اي نيز داده نمي شود.
هر لحظه غفلت و سستي ما تورك ها، برابر با غصب سرزمين هاي آبا و اجدادي مان توسط كوردها خواهد شد؛ جا دارد، كمي بزرگتر بيانديشيم تا مانع از تحقق اين گونه رؤياهاي کور كوردها بشويم. يادمان باشد كه براي كوردها، مرز ميان رؤيا و واقعيت را خون و گلوله تعيين مي كند، اما به راستي مرزهاي فكري ما تورك ها با چه چيز يا چيزهايي مشخص مي شود؟؟؟
آذربايجان اويرنجي حركاتي - تبريز



İran'ın Urmiye şehrinde Sünni Azerilerle Güvenlik Güçleri Arasında Çatışma Çıktı