تبليغاتX
آذربایجان غربی و خطر تروریسم کورد

توطئه ای دیگر!

سركنسول گری کوردستان عرا ق در سولدوز:

کوردهای عراق در سولدوز قلب تپنده آذربایجان سرکنسول گری کوردستان عراق را گشودند. این درحالیست که بیش از چندین قرن است که اکراد برای کشورگشایی خود در فکر اشغال سرزمین های تورک نشین هستند و برای رسیدن به هدف پلید خود دست به هر کاری زدند. جنایت هایی که تروریست های کورد نسبت به ملت تورک در تورکیه ، تورکمن های عراق (کرکوک) و در آذربایجان کردند بر کسی پوشیده نیست. قاتلان جانی همانند اسماعیل سیمیتکو ، دکتر قاسملو ، عبدالله اوجالان ، مسعود بارزانی و ... که با ریختن خون ملت مظلوم و بی دفاع تورک راه را برای رسیدن به هدف نهایی اشغالگران کورد هموار نمودند. جنگ خونین و فاجعه 31 فروردین 1358 سولدوز و قتل عام صدها نفر از ایل بورچالی (قارا پاپاق) بدست تروریست های کورد هنوز از یادها نرفته، در سولدوز سرکنسول گری کوردستان را افتتاح می نمایند. چنانچه دکتر چمران گفته بودند: نقده دروازه آذربایجان است. اکراد پس از آنکه با سیاست اشغالگری خود تراز جمعیتی شهرهای سویوق بولاق (مهاباد) ، خانا (پیرانشهر) ، اوچ نووا (اشنویه) را به نفع خود تغییر دادند در پی تصاحب سولدوز و سرتاسر باتی (غرب) آذربایجان هستند. حال نقش رژیم آپارتاید ایران در این قضایا و کمک فاشیست های فارس به برادران آریایی کورد خود کاملاً مشهود است. زمانیکه در عید نوروز تنی چند از دانشجویان تورک برای کار تحقیقاتی به تپه باستانی حسنلو واقع در سولدوز می روند و از سوی دیگر تعداد اندکی مسافر و توریست برای مشاهده این اثر باستانی جهانگردی به آنجا می روند، سریعاً نگهبانی تپه حسنلو با اداره اطلاعات تماس حاصل می کند که پان تورکها در اینجا تجمع نموده اند و عمال شئونیزم فارس با برخورد زشت و زننده ای که از خود نشان می دهند صنعت توریستی را در خطه آذربایجان نابود می کنند. حال زمانیکه اکراد در تپه باستانی حسنلو تجمع نموده، سرود ملی کوردستان را خوانده و پرچم کوردستان را برافراشته می کنند و به جشن و پاکوبی مشغول می شوند کسی مانع نمی شود، هر چند که مراسم آنان از شبکه های تلویزیونی خارجی کوردستان پخش شود. مدتی پیش کوردهای عراق بهمراه تنی چند از کوردهای شناخته شده مهاجر سولدوز که در صدد تصاحب بازار سولدوز هستند و اسم سولدوز را به کوردی سندوس تلفظ کرده و شهر کوردهای مظلوم خطاب می کنند، با یکی از فعالین سابق سیاسی تورک سولدوز که از رهبران کمونیستهای منطقه بود برای اجاره و در صورت امکان خریدن منزل و مرغداری ایشان وارد مذاکره شدند که سودی حاصل آنان نگردید. سپس در محله تورک نشین بهداری منزل رئیس بانک ملی قوشاچای (میاندوآب) از اکراد مهاجر به سولدوز را به اختیار خود در آوردند. همچنین منزلی را در کوچه بن بست روبروی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی که آنهم از محله های تورک نشین سولدوز می باشد برای امورات اداری خود خریداری کرده اند. حال اینکه آنان بجای افتتاح کنسول گری کردستان عراق در شهرهای مرزی کوردنشین ایران که مراودات آنان با یکدیگر بیشتر است، با چه نیت و هدفی به سولدوز آمده اند؟؟؟ جای بحث فراوان دارد. از طرف دیگر رابطه آنان با کوردهای ایران و رفت و آمدهایی که با حامیان تروریست های کورد در سولدوز انجام می دهند این سوال را پیش می آورد که به چه دلیل این همه آزادی از سوی رژیم به آنان داده شده است؟؟؟ .


 

 

نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

تروریسم ارمنی

فاجعه خوجالي نسل كشي قرن بيستم

ارامنه‌اي كه در سال 1978 به مناسبت يكصدوپنجاهمين سالگرد مهاجرت خود از ايران به آذربايجان، در قره‌باغ كوهستاني بناي يادبود برافراشتند، طي دو قرن اخير با هدف تحقق آرمان خيالي «ارمنستان بزرگ» در اراضي تاريخي آذربايجان، با كمك هواداران خارجي خود سياست مستمر اشغالگري عليه آذربايجان را تعقيب كرده و هر از چند گاهي براي نيل به اين هدف مكارانه، از ارتكاب جنايات بشري چون ترور، كشتار جمعي، اخراج و نسل كشي نيز ابايي نداشته‌اند.

اسناد متعدد تاريخي ثابت مي‌كند كه ميليونها نفر آذربايجاني كه در سال‌هاي 1905 تا 1907، 1918 تا 1920 و 1948 تا 1953 در اراضي تاريخي قومي خود در قفقاز بارها هدف سياست پاك‌سازي قومي و نسل كشي واقع شدند، به صورت دسته جمعي به قتل رسيده و از سرزمين‌هاي آبا و اجدادي خود اخراج شده‌اند. نهايتا، طرح ادعاهاي بي اساس ارضي عليه آذربايجان و فعاليت‌هاي جدايي طلبانه ارامنه از سال 1988 به بهعد مجددا شدت گرفته، به فتنه قره باغ كوهستاني كه بر هيچ پايه و اساس تاريخي، سياسي و قومي استوار نيست، دامن زده شد. طي سال‌هاي 1988 تا 1989 بيش از 250 هزار نفر آذربايجاني كه در اراضي قومي تاريخي خود مي‌زيستند، تا آخرين نفر از ارمنستان اخراج شده و صدها نفر از ساكنين غيرنظامي، وحشيانه به قتل رسيدند.

جدايي طلبي ارمني كه در سال 1988 در قره باغ كوهستاني، اين قلمرو تاريخي آذربايجان آغاز گشت، به جنگ تحميلي ارمنستان عليه آذربايجان تبديل شد. در نتيجه سياست تجاوزكارانه ارمنستان كه به قوانين بين‌المللي و اصول و موازين حقوق بين‌المللي اعتنايي نشان نمي‌دهد، بيست درصد از خاك آذربايجان، از جمله هفت شهرستان كه در تقسيمات كشوري جزء قره باغ كوهستاني محسوب نمي‌شود، از سوي نيروهاي مسلح ارمنستان اشغال شده، بيش از يك ميليون نفر آذربايجاني از موطن آباء و اجدادي خود وحشيانه اخراج شده، دهها هزار انسان به قتل رسيده، معلول شده و يا به اسارت برده شدند. صدها منطقه مسكوني، هزاران واحد از ابنيه فرهنگي اجتماعي، مؤسسات آموزشي و بهداشتي، آثار تاريخي و فرهنگي، مساجد و عبادت گاهها، قبرستان‌ها و . با خاك يكسان شده و هدف ونداليسم بي سابقه ارمني واقع شدند.

در نتيجه وحشي گري ارامنه، فاجعه نسل كشي خوجالي كه در شهر خوجالي قره باغ كوهستاني رخ داد نيز در رديف وحشتناك‌ترين فجايع جهان جاي گرفت.

دسته‌هاي مسلح ارمني در بامداد 26 فوريه سال 1922 با مشاركت مستقيم لشكر 366 شوروي سابق كه در آن برهه در شهر خان كندي (استپان كرت) قره باغ كوهستاني مستقر بود، به شهر خوجالي كه حدود هفت هزار نفر آذربايجاني در آن سكونت داشتند، حمله كردند. قلدرهاي سركش ارمني با كمك هواداران مزدور خارجي خود، در همين شب با پشتيباني بخش وسيعي از وسايط سنگين نظامي متعلق به لشكر 366، شهر كاملا نابود شده و به آتش كشيده شد. اهالي غيرنظامي و غيرمسلح هدف قتل عام وحشيانه واقع شدند، كودكان، زنان، افراد سالمند و بيمار با سفاكي غيرقابل تصوري به قتل رسيدند. ارمني‌ها در آخرين سالهاي قرن بيستم، جنايت تاريخي ديگري نسل كشي خوجالي را پديد آوردند.

در نتيجه نسل كشي خوجالي 613 نفر كشته شده و 1275 نفر از اهالي به اسارت برده شدند. از سرنوشت 150 نفر از اين اسرا، هنوز نيز اطلاعي در دست نيست. در نتيجه اين فاجعه بيش از 1000 نفر از اهالي غيرنظامي با اصابت گلوله مستقيم، با درجات مختلف بدني معلول شدند. 106 نفر از كشته شدگان، زنان، 83 نفر كودك خردسال و 70 نفر پير كهنسال بودند. 76 نفر از معلولين را پسران و دختران نابالغ تشكيل مي‌دهند.

در نتيجه اين جنايت نظامي سياسي ، 6 خانواده كاملا نابود شده، 25 كودك هر دو والدين، 130 كودك نيز يكي از والدين خود را از دست دادند. 56 نفر از كشته شدگان با درنده خويي و بي رحمي وحشيانه‌اي به قتل رسيدند. آنان زنده زنده در آتش سوزانده شده، سرهايشان بريده شده، پوست بدنشان كنده، چشمان كودكان خردسال از حدقه بيرون آورده شده و شكم زنان حامله با سرنيزه پاره پاره شده بود.

اعمال ارامنه و هواداران خارجي‌شان در ارتكاب فاجعه خوجالي، ضمن آنكه نمونه‌اي آشكار از نقض وقيحانه حقوق بشر و بي‌اعتنايي بي‌شرمانه به قوانين حقوق بين‌المللي به شمار مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آيد، با كنوانسيون ژنو، منشور جهاني حقوق بشر، معاهدات مختلف بين‌المللي درباره حقوق مدني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، منشور جهاني حقوق كودكان، منشور جهاني درباره حفاظت از زنان و كودكان در هنگام وضعيت فوق‌العاده و مناقشات و ديگر قوانين حقوقي بين‌المللي ضديت آشكار دارد.

جاي بسي تأسف است كه تاكنون دولت‌هاي متمدن جهان رويكرد صحيحي نسبت به اين فاجعه اتخاذ نكرده و آن را به عنوان نسل كشي به رسميت نشناخته‌اند. در حاليكه بعضي از دولت‌ها با باور به هذيانات تحريف‌كارانه و غير مستدل ارمنيان درباره «نسل كشي» عليه ملت «مظلوم» (!!!) ارمني توسط ترك‌ها در اوايل قرن بيستم، مصوباتي را در اين خصوص به تصويب رسانده‌اند، نسبت به فاجعه نسل كشي خوجالي كه نتيجه مستقيم وحشي‌گريهاي ارمنيان در پايان قرن بيستم اين برهه زماني كه دنياي متمدن سعي در حفظ برتري حقوق بشر دارد هيچگونه عكس‌العملي نشان داده نشده است.

امروز در شرايطي كه تمام جهان عليه تروريسم به مبارزه برخاسته است، تروريسم ارمني نيز مي‌بايد از سوي جامعه جهاني افشا شده و پاسخ شايسته خود را بيابد. فاجعه‌اي كه در تاريخ بيست و ششم فوريه سال 1992 توسط ارمنيان در خوجالي پديد آمد، تنها يك عمل تروريستي عادي نيست، بلكه جنايتي است بي‌سابقه عليه تمام بشريت.

 

 

نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

اطلاعیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان

 

نامزد های تروریستی حامی گروه کورد را بهتر بشناسیم

 

در نتیجه سیاست های کج دار و مریض مسئولان تورک استان آذربایجانی غربی در مقابله با فعالیت گروه های تروریستی کورد و حامیان سیاسی آنها در منطقه غرب آذربایجان و با عنایت به حمایت های بی دریغ و هدفدار سیاسیون شوونیسم فارس از این گروه ها جهت تقابل با حرکت ملی گرایانه ملت آذربایجان چند نفر از حامیان پشت پرده گروه های تروریستی کورد در شهرهای اورمیه و سولدوز صلاحیت شرکت و فعالیت در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی را دریافت کرده اند. با کمال تاسف  تعدادی از این افراد با اینکه ادعای مستقل بودن می نمایند ولی به لحاظ منافع طیفی و گروهی و جهت تشکیل فراکسیون قدرتمند اصولگرایان در مجلس هشتم، مورد حمایت بخشی از جریان اصول گرای استان آذربایجان غربی قرار گرفته اند.

 از دید کلان، تائید صلاحیت این افراد را باید سیاست عمدی و توافقی شوونیسم فارس و گروه های تروریستی کورد تلقی و آن را  امتداد  سیاست مغرضانه و ساختار شکنانه دو به یک در شهر اورمیه و یک به یک در شهر سولدوز ارزیابی کرد. این تدبیر مغرضانه حاکمان سیاسی تهران که در دوره سیاه اصلاح طلبان آغاز و با بی تدبیری سیاسی حامیان جریان اصلاح طلب استان آذربایجان غربی تثبیت  گردید، در این دوره از سوی جریان اصول گرا پیگیری می شود.

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان با محکوم نمودن سیاست توافق جریان اصول گرا و حامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد، به نخبه گان این جریان هشدار می دهد تمامیت ارضی و سیاسی آذربایجان را قربانی چند رای و چند روز نمایندگی مجلس نکرده و آگاه باشند. تکرار سیاست اصلاح طلبان (نزدیکی به حامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد برای کسب آرای بیشتر) نفرین تاریخی و روی گردانی سیاسی مردم غرب آذربایجان را در پی خواهد داشت.

اینک با توجه به خطرات احتمالی توافقات پشت پرده جریان اصول گرا و حامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد که می تواند گریبانگیر ملت آذربایجان گردد به افشا ماهیت یکی از  نامزد های اقلیت مهاجر شهر اورمیه و ازحامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد که مورد حمایت بخشی از جریان اصول گرای استان آذربایجان غربی می باشد می پردازیم. در اطلاعیه های آتی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در مورد فعالیت های انتخاباتی حامیان سیاسی گروه های تروریستی کورد در شهر سولدوز خواهیم پرداخت، تا کسانی که تمایل به شرکت در انتخابات دارند با آگاهی یافتن از ماهیت مشکوک افراد مورد نظر و حمایت های صورت گرفته از آنها صرفا برای نامزد های تورک رای دهند.

نامزد حامی گروه های تروریستی در شهر اورمیه مورد حمایت پنهانی بخشی ازجریان اصول گرا:

عبدالرحمان نقشین، متولد 1342، محل تولد: روستای اسماعیل آقا حوالی نازلی چایی، فرزند شهید، متاهل و دارای 3 فرزند، مدرک تحصیلی: لیسانس علوم اجتماعی، شغل سابق: دبیر دبیرستان 13 آبان اورمیه، سمت دولتی قبل از ثبت نام برای انتخابات: رئیس اداره آموزش پرورش محال صومای برادوست اورمیه به مرکزیت سرو آدرس محل سکونت: شهرک ایثار خیابان رسالت

فردی است نژاد پرست و در تغییر ترکیب معلمان تورک منطقه به معلمان کورد نقش به سزایی دارد.

با تکثیر و پخش این اطلاعیه در جبهه ملی مبارزه با تروریسم مشارکت کنید.

 

 

نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

بیماری لاعلاج پان فارسیسم یا پان ایرانسیم

 

شناسایی یک بیمار روانی به قدمت نزدیک به هزار سال

جناب آقای حکیـم ابوالقـاسم فـردوسی، موضوع سخنرانی های مجالس هشتادویک ساله تمام فاشیست های به اصطلاح «پـارس پرسـت» شده است و به دیدگاه یک دوست مآب «اگر او نبود چه برسر ما می آمد؟» (منظور چه برسر پان پارسیسم می آمد؟).

افکار شاعرانه این حکیم (به اصطلاح) سخن سرا که یه زر و زور و تزویر بر دهان بعضی محافل بین المللی چپانده اند و نان از آن سفره تناول می نمایند، آن گونه تخیلی جعلی و نژادپرستانه است که دود از کله هر خواننده خوش ذوقی برمی خیزاند. وی، یعنی آن عالیجناب، چنان تخم تفکرات شوونیستی را کاشته است که هنوز هم بیماری آن، همچون ویروس بر هرکس و ناکسی سرایت می کند. اگر به دقت براشعار افسانه ای و حماسی جاودانه ی «خان طوس» نظر بیفکنیم و دروغنامه! ببخشید، شاهنامه اش را نبش قبر کنیم خیالات نژادپرستانه و مریض احوال نامبرده برملا می شود. جناب ابوالقاسم گوئیا آن زمان عقده ای و روانی تشریف داشتند و هرچه از استعداد بی نظیرش فوران می کرده نثار ما تورک ها و بانوان (زنان) نموده است، حالا از این دو موضوع چه کشیده است ... بماند. من چند مثالی درباره افکار ضدتورکی پدرمقدس آریایی در این نوشته می آورم و سپس به حمله بیمارگونه «فردوسی» نسبت به زنان خواهم پرداخت. انوشیروانِ مثلا «عادل» از ترس تورکها پسر خود هرمز را که از طرف مادر «تؤرک» بوده است جانشین خود می سازد. این واقعه حماسه سرای مشهور را دچار دل پیچه نموده است و در نتیجه چنین هذیان هایی از دهان مبارک اش خارج می شود:

بپرسید هرمز زمهران ستاد        که از روزگاران چه داری بیاد

چنین داد پاسخ بدو مرد پیر        که ای شاه، گوینده و یادگیر

بدانگه کجا مادرت را ز چین       فرستاد خاقان به ایران زمین

بدو گفت بهرام: ای ترک زاد        به خون ریختن تانباشی توشاد

تو خاقان نژادی، نه از کیقباد        که کسری ترا تاج برسر نهاد

سخن بس کن از هرمز ترک زاد        که اندر زمانه مباد این نژاد

و در ادامه چنان عصبانی می شود و کف بر دهان می آورد که :

که این ترک زاده سزاوار نیست        کس او را به شاهی خریدار نیست

که خاقان نژاد است و بدگوهر است        به بالا و دیدار چون مادر است

من چند سال پیش دانش آموزی داشتم که بسیار ضعیف بود و به هیچ وجه اعتمادبه نفس نداشت و وقتی با کسی دوستی و صحبت می کرد اضطراب سرتا پایش را فراگرفته و گونه هایش سرخ می شد. سایر بچه ها از وضعیت او سوء استفاده کرده و تغذیه ای را که به مدرسه می آورد از دستش ربوده و خودشان نوش جان می کردند و این دانش آموز ضعیف اغلب کتک می خورد و گوشه نشینی نموده و کز می کرد، اما وقتی که شبها می خوابید تبدیل به ابرمردی می گشت وبا یک ضربه دهها نفر از بچه ها را تکه تکه می نمود یعنی در خواب انتقام می گرفت آنهم چه قصاصی ... حالا آقای فردوسی در خواب و رویا و در مداحی ضایعانه اش برای از بین بردن تورکها رستم را می تراشد و از وی چنان ابرقدرتی می سازد که وقتی راه می رفت زمین دچار زلزله 7 ریشتری می شد و آن زمان که شمشیر از غلاف بیرون می آورد کله صدها نفر از تورکهای توران زمین از بدن جدا می گشت، البته خود عالیجناب اقرار می دارد که:

رستم یلی بود در سیستان        منش کردمش رستم پهلوان

و در ادامه، این رویاهای شبانه فردوسی به کابوسی مهلک تبدیل می شود و بیماری قبلش را فرا گرفته، مجبور می گردد هرچه از مغزش تراوش می شود برزبان براند:

ابا سرخ ترکی، بدی گربه چشم        تو گفتی دل آزرده دارد به خشم

که آن ترک، بد ریشه و ریمن است        که هم بدنژاد است و هم بد تن است

از آن پس بپرسید از آن ترک زشت        که ای دوزخی روی دور از بهشت

چه مردی و نام و نشان تو چیست؟        که زاینده را بر تو باید گریست

بود ترک «بدطینت» و «دیوزاد»                  که نام پدرشان ندارند یاد

خوب، ماجرا دارد به آن جاهای بسیار جالب می رسد، تورک ها «دیوزاد» شدند و بدطینت، اینجا دیگر فردوسی دارد سکته می کند و می خواهد جان در بدن هیچ ترکی نماند و خونشان ریخته شود:

تن ترک بدذات بی جان کنم        زخونش دل سنگ مرجان کنم

البته گاهی اوقات به ضد و نقیض گویی مبتلا می شود اما در مصراع دوم سروده اش باز خیس می کند:

که ترکان بدیدن پری چهره اند        به جنگ اندرون پاک بی بهره اند

ما درتبریز خودمان فردی داریم «حکیمی» نام، که چنان محو شاهنامه هست و مست فردوسی، که باید از نزدیک از خزعبلات وی آگاه شوی، البته اگر تحمل آنرا داشته باشی. نامبرده از استخوان بندی پارس ها صحبت می کند و از ترکیب صورت و چشم و ابروی آدمی می فهمد که آن فرد آریایی است یا نه؟! و ادعا دارد که اصلا در دنیا تورکی وجود ندارد. این مریض تبدار چنان در خیالات واهی و فاشیستی خود غوطه ور شده است که رحمت بر آن «هیتلر» پاک زاد ؛ و اگر خجالت نکشد بجای پیامبر فردوسی را می نشاند و به جای کتاب آسمانی «شاهنامه» را جلوس می دهد (پناه بر خدا). بالاخره کسانی باید مبتلا به شوونیزم باشندکه متاسفانه علاجی ندارد و پادزهری هنوز برای اینگونه بیماران تصور نشده است. اما در ادامه این نوشته از عقده ی روانی فردوسی نسبت به زنان پرده گشایی میکنم (همانطور که پیش از ما استادان اهل قلم از افاضات محترم فردوسی بزرگ رازگشایی نموده اند). پیشاپیش از بانوان عزیز و مادران گرامی این خطه خواهشمندم عذرخواهی بنده را بپذیرند.

جناب خان طوس عقیده دارندکه پیش زنان هرگز نباید هیچ سخنی گفت:

که پیش زنان راز هرگز مگوی        چوگویی سخن بازیابی به کوی

و در طرف دیگر عقیده دارد که هرکس دختری به دنیا آورد بدبخت شده است:

کرا از پس پرده دختر بود        اگر تاج دارد بداختر بود

کرا دختر آید به جای پسر        به از گور داماد ناید به بر

یـکـی دختـری بـود پـوران بنـام        چو زن شاه شد کارها گشت خام

بددهنی های آقای ابوالقاسم چنان فوران می کند که بانوان را با اژدها مقایسه نموده و جهانی را آرزو میکند که هیچ زنی نباشد، احتمالا عالیجناب فراموش نموده اند که خودشان چگونه به دنیا آمده اند:

زن و اژدها هردو در خاک به        جهان پاک از این هردو ناپاک به

و در جای دیگر چنین می گوید:

زنان را ستایی سگان را ستای        که یک سگ به از صد زن پارسای

و یک نکته شگفت انگیز در این سروده ها جلب نظر می کند و آن اینکه پدرمقدس آریایی در آن زمان به پدیده ی دخترکشی اعتراف می کند:

چو زن زاد دختر دهیدش به گرگ        که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ

مرا گفت چون دختر آمد پدید        ببایست اش اندر زمان سر برید

پس بدین ترتیب زنده به گور کردن دختران مختص زمان جاهلیت عرب نبوده است زیرا قبل از آنان آریایی ها به این افتخار نایل شده بودند.

و در دیگر موضوعات نسبت به بانوان چنین می گوید:

به کاری مکن نیز فرمان زن        که هرگز نبینی زنی رای زن

کسی کو بود مهتر انجمن        کفن بهتر او را ز فرمان زن

ز بوی زنان موی گردد سپید        سپیدی کند از جهان ناامید

چو چوگان کند گوژ بالای راست        زکار زنان چندگونه بلاست

سیـاوش ز گـفتـار زن شـد تبـاه        خجسته زنی کو ز مادر نزاد

بدین ترتیب نگرش ارجمند نابغه آن عصر (که کلاهی بود بر سر غزنویان) بدین صورت اثبات می گردد که عقیده نامبرده نسبت به مادر خود نیز حتما چنین بوده است.

محتملا مادر این چنین شخصیتی در خفت و خواری زندگی را بدرود گفته است زیرا ننگ بدنیا آوردن این گونه فرزندی را بدوش می کشیده است که تنها و تنها نژادپرستی را، چهره چرکین شوونیزم را، فاشیسم را، ضد تورک صفتی را و ضدزن بودن را میراث نهاده است.

 من مطمئن هستم که اگر جستجو و تفحص در بحر کتاب دروغنامه (باز هم .... شاهنامه) به شکل عمیق و علمی تری صورت پذیرد پرده از خیلی مسایل کنار می رود و واقعیت تلخ و عریان آن دروغ پرداز به اصطلاح حماسه ها آشکار می گردد که نتیجه مثبت آن این خواهد بود که شاید ..... شاید بیماری بعضی از بداحوالان معاصر (غرق در گرداب پان آریاییسم و پان فارسیسم) که نزدیک به هزار سال قدمت دارد درمان شود ... شاید!

 

نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

شیوه ای نو در بررسی توپونیم های آذربایجان

بررسی نام سلماس

 

بي ترديد يکي از مناسبترين وسيله شناخت اوضاع فرهنگي و ائتنيکي يک منطقه و در عين حال پيچيده ترين وسايل شناخت آن ، مسأله نام و وجه تسميه مناطق جغرافيايي مي باشد كه بررسي صحيح وجه تسميه از طرفي مي تواند به روشن شدن وضع اقوام در دوره هاي باستان کمک شايان توجه کند و بالعکس تعبير اشتباه مي تواند سبب گمراهي علمي گردد.

نخستين گام در هر تجزيه و تحليل علمي،تعيين معني کلمات است.بالطبع اين امر مستلزم مقايسه و مقابله کلمات با کلمات ديگر زبانهاي خويشاوند مي باشد، ولي بديهي است نخست بايد مشخص نمود که زبان مورد نظر ما با کدام زبانها قرابت دارد. براي تشخيص اين امر بررسي سوابق تاريخي منطقه و اسناد ومدارک کافي کمک شايان توجه مي کند. در دوره معاصر براي اولين بار کسروي سعي در تحليل اتيمولوژي اسامي جغرافيايي در آذربايجان نمود. ولي از آنجائيکه وي به تاريخ باستان آذربايجان توجهي نداشت و ريشه تمام لغتهاي آذربايجان را فقط وفقط در داخل زبانهاي هند و اورپايي جستجو مي کرد نتوانست به معناي صحيح نام اين مناطق جغرافيايي پي ببرد و مي گويد:((اگر در آذربايجان هم به نامهاي رودها و کوهها و آباديها بپردازيم يک رشته از آن نامهاييست که معناي روشني ندارد همچون تبريز و خوي و سلماس و اورمي و ويجويه و ليل آوا و الوار و آستارا و اوجان و ارس و ازناب و بسياري مانند اينها[1][1]. ودر جايي مي نويسد: ((ما هيچ مانندگي ميانه انها با زبان هاي آريان نمي بينيم مانند خوي و سلماس و اورمي و مانند اينها[2][2])).

از ديگر سو با توجه به عدم بررسي علمي و صحيح اسامي خاص جغرافيايي در آذربايجان شاخه اي از اتيمولوژي (وجه تسميه شناسي)با عنوان        FOLK etymology (وجه تسميه عاميانه) در اکثر شهرهاي آذربايجان به وجود آمد


 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

یئنی وبلاگ اوغورلو اولسون

اطلاعیه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در پی فیلتر شدن وبلاگ کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان ، آدرس جدید تریبون اینترنتی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان شروع به کار کرد. آدرس جدید:www.bati-azerbaycan.blogsky.com
نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

اخبار تکمیلی بازرگان

خبر تکمیلی تروریسم کورد در بازرگان

 

ازبازرگان خبر می رسد که شنبه شب ۱۳/۱۱/۸۶حوالی ساعت ۲۱صدای تیراندازی و انفجار شدیدی در اطراف خیابان امام بازرگان شنیده شده است.گفته میشود که کوردهای تروریست با سه موشک آر پی جی به قرارگاه سپاه حمله کرده اند اما خوشبختانه موشکها به خانه های اطراف که مال کوردها بوده اصابت کرده و تلفات احتمالی هم از خود کوردها میباشد.

 

 

نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

بعد از ماکو و سلماس حالا هم بازرگان

تروریسم در بازرگان

 

پس از عملیات های پی در پی گروه های تروریستی کورد در داخل شهرهای ماکو و سلماس از شهر بازرگان خبر می رسد که شنبه شب ۱۳/۱۱/۸۶حوالی ساعت ۲۱صدای تیراندازی و انفجار شدیدی در اطراف خیابان امام بازرگان شنیده شده است.بنابه خبر ارسالی هسته های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از شهبازرگان این تیراندازی و انفجار در حواشی خیابان امام که ساختمان های شهرداری ، خوابگاه دانشجویی بابک و قرارگاه سپاه و مکانیک و سوپرمارکت در آن واقع است اتفاق افتاده است.

این گزارش حاکیست که از شب گذشته و بعد از تیراندازی و انفجار خیابان اصلی و وروردی و خروجی شهر تحت کنترل شدید نیروی انتظامی و اطلاعاتی قرار دارد و بر این اساس خبر دقیق و موثقی از محل هدف گرفته شده از سوی تروریست های کورد و تلفات احتمالی بدست نیامده ولی بگفته شاهدانی که در اطراف بودند ، خسارت زیادی به ماشین ها ی پارک شده در محل وارد آمده است.متاسفانه بدلیل سیاسیت هدفداربایکوت خبری عملیات های تروریستی کورد از سوی حاکمیت افکار عمومی از این عملیات ها و خطر حضور تروریسم کورد در منطقه غرب آذربایجان بی اطلاع می باشند.

لازم به یادآوری است که عملیات های سلسله وار درون شهری گروه های تروریست کورد در شهرهای ماکی،سلماس و بازرگان حاکی از تغییر تاکتیک جنگ چریکی آن ها دارد که این مسئله برای منطقه غرب آذربایجان خطرناک تر از فعالیت گروه های تروریستی کورد در کوه ها بوده و هوشیاری و انسجام بیشتر مردم غرب آذربایجان و عناصر متعهد تورک مسئول در ارگان های امنیتی،انتظامی و نظامی را می طلبد.

 

قایناق:باتی آذربایجان

 

 

 

نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

پژاک : جستجوی پ کا کا برای میسیونی جدید در منطقه

 

 عارف کسکین

 

کارشناس و متخصص مسائل خاورمیانه آسام - ترکیه

 

akeskin@asam.org.tr

 

پژاک( حزب حیات آزاد کردستان) اینروزها در مباحثاتی که پیرامون محورهائی همانند پ کاکا ، شمال عراق ، عملیات برون مرزی و روابط آمریکا ترکیه ایران جریان دارد ، مطرح میگردد . نقش پژاک در این بحث همانند مفهومی کلیدی بنظر میرسد که موجودیت ، مسیر و سرنوشت پ کاکا در منطقه را تعیین خواهد کرد .در مورد این گروه و یا سازمان که اهمیت بسیاری در دوره اخیر یافته اطلاعات زیادی وجود نداشته و علامات سئوال در رابطه با آن ذهن همه را بخود مشغول میدارد .در رابطه با روند تولد و شکل گیری پژاک و روابط آن با پ کاکا ، ایران ، شمال عراق و ایالات متحده آمریکا گره های کور بسیاری وجود دارد . هدف این مقاله یافتن پاسخی مناسب برای این سئوالات میباشد . مقاله ذیل از چهار بخش کوتاه تشکیل میگردد که در بخش اول روند شکل گیری ، تأسیس و اهداف آن مطالعه خواهد شد . در بخش دوم نیز عوامل و شرایطی که پژاک را به قدرتی خاص در منطقه تبدیل نموده را تجزیه و تحلیل خواهیم کرد .در بخش سوم جستجوی پ کاکا برای یافتن میسیونی جدید در منطقه و موقعیت پژاک در توازنات سیاسی داخل ایران مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت . این مقاله تحلیلی با بخش ارزیابی کلی و نتیجه گیری پایان مییابد .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

با تکثیر و پخش این فراخوان در جبهه ملی مبارزه با تروریسم کورد در غرب آذربایجان شرکت کنید

مردم تورک غرب آذربایجان !!! فعالین حرکت ملی آذربایجان!!!

 

حامیان تروریسم کورد در توطئه ای سازماندهی شده همان طور که اراضی ملی غرب آذربایجان را به آرامی اشغال می نمایند، بار دیگر تلاش دارند با حمایت های بی دریغ شوونیسم فارس نهاد های سیاسی وادرای غرب آذربایجان را نیز به چنگ خود در آورند. حامیان تروریسم کورد برای نیل به این هدف شوم، خود را برای انتخابات 24 اسفند ماه مجلس شورای اسلامی آماده می کنند.

بدون توجه به علایق سیاسی هریک از کاندیداهای تورک، فقر کمرشکن جامعه، گرانی سرسام آور،فشارهای روز افزون اقتصادی،اجتماعی و فشار های سیاسی ، فرهنگی برای خنثی نمودن توطئه حامیان تروریسم کورد و شوو نیسم فارس و تنها برای دفاع  مدنی و تاریخی از اراضی منطقه غرب آذربایجان به کاندیدا های متعهد تورک رای بدهیم.

 

با تکثیر و پخش این تراکت در جبهه ملی مبارزه با تروریسم کورد در غرب آذربایجان شرکت کنیم.

 

نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

خبر فوری از سلماس:

 

 

بنا به اطلاعات کاملا موثق کسب شده توسط هسته های خبری "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" ساعاتی پیش، امروز عصر روز چهارشنبه 3 بهمن اکراد مهاجر تروریست با پرتاب نارنجک بسوی درب دژبانی پاسگاه 13 سلماس واقع در جنب قبرستان یک سرباز نیروی انتظامی را شهید نمودند. اکراد تروریست بوسیله دو خودروی وانت نیسان به محل نزدیک شده و سپس اقدام به پرتاب نارنجک های جنگی نموده اند که در پی آن بجز شهادت یک نفر از سربازان نیروی انتظامی 2 سرباز دیگر نیز بشدت مجروح شده اند که حال هر دو ایشان وخیم گزارش شده است. همچنین در این عملیات تروریستی تعدادی از مردم عادی و رهگذر نیز بشدت مجروح شده اند که هم اینک در بیمارستان سلماس بستری هستند و البته برخی از مصدومین نیز پس از مداوا مرخص شده اند. هنوز هیچگونه اطلاعاتی در خصوص عامران این اقدام تروریستی در دست نیست و تا لحظه تنظیم خبر افراد تروریست شناسایی یا دستگیر نشده اند تنها با اعلام مراجع مورد تایید "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" و مردم حاضر در صحنه کرد زبان بودن آنها تایید شده است. "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" بجهت اهمیت خبر و با عنایت به جریانات جاری در منطقه و محاصره گروهکهای تروریستی پ.ک.ک و پژاک توسط ارتش دلاور تورکیه و احتمال ادامه اقدامات تروریستی اقلیت مهاجر کرد در غرب آذربایجان پس از کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص اخبار تکمیلی را منتشر خواهد کرد.

 

نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   • 

خبر انتخاباتی از غرب آذربایجان:

 

 

با اتمام زمان ثبت نام از داوطلبان نمایندگی مجلس هشتم، اسامی برخی کاندیداهای ثبت نام کرده در حوزه های اورمیه و سولدوز (نقده) جهت تنویر افکار عمومی منتشر می گردد. "کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان" در روزها و هفته های آتی اخبار و تحلیلهای انتخاباتی را بصورت مبسوط و منسجم تا زمان پس از انتخابات و اعلام نهایی نتایج آرا، پیگیری و منتشر خواهد کرد.

 

اسامی کاندیداهای ثبت نام کرده در حوزه اورمیه:

 

1-دکتر فرخ میرزا طلوعی دندانپزشک، مدیرعامل موسسه فرهنگی و هنری ارمغان ساوالان.

2-دکتر علیرضا عبدالهی دندانپزشک، عضو هئیت موسس موسسه علمی، فرهنگی بیلیم یولو.

3-محمد رضا خادم شمس مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده صدای اورمیه.

4-ابراهیم وطن پرست مربی تیمهای ملی والیبال و سرمربی تیم والیبال پگاه اورمیه کارشناس ارشد بانک

5-علی ملازاده از نیروهای متمایل به جبهه اصلاحات و علاقمند نسبی به فولکولور آذربایجان- دانشجوی دکترا در دوره ششم انتخابات مجلس نفر چهارم شد.

6-رویا محمدزاده- از نیروهای متمایل به جبهه اصلاحات و علاقمند به فرهنگ آذربایجان، وی به همراه همسرش دکتر میر جعفری بصورت خانوادگی ثبت نام کرده اند.

7-دکتر حمید میرجعفری مدیر درمانگاه شخصی استاد شهریار، همسر رویا محمدزاده

8-جواد جهانگیرزاده نماینده مردم اورمیه در مجلس هفتم و عضو کمسیون امنیت ملی- وی اکنون موقعیت متزلزلی در بین اصول گرایان دارد و نام وی در لیست اصولگرایان اورمیه دیده نمی شود.

9-بیت الله جعفری نماینده ادوار قبلی مجلس- از اعضای اصلی جبهه و ائتلاف اصولگرایان در اورمیه.

10-سید سلمان ذاکر- دادیار زندان اورمیه از نیروهای اصول گرا که البته نام وی نیز از لیست ائتلاف اصولگرایان فعلا بیرون است.

11-دکتر جواد آقازاده پزشک متخصص اعصاب- رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی آذربایجانغربی- از نیروهای اصلی جبهه اصلاحات، وی نیز به همراه همسرش خانم دکتر مهسا مهزاد صدقیانی ثبت نام کرده است.

12-دکتر مهسا مهزاد صدقیانی همسر دکتر جواد آقازاده.

13-راضیه پورحیدر از نیروهای اصلی جبهه و ائتلاف اصولگرایان، رئیس حوزه علمیه خواهران اورمیه، همسر حجت الاسلام غنی زاده از مدیران ارشد دادگستری استان.

14-نظر مشهدی کشتیبان مدیر سابق آب و فاضلاب- از نیروهای اصول گرا که البته در این مقطع با کم لطفی اصولگرایان مواجه شده است.

15-محمد علی آقایی- از نیروهای مستعفی سپاه پاسداران، مدیر سازمان همیاریهای شهرداری، از نیروهای اصول گرا که نام وی نیز در لیست احتمالی ائتلاف اصولگرایان دیده نمی شود.

16-محمد صادق فتح اللهی مدیر سازمان ملی جوانان اورمیه- از دوستان نزدیک جواد جهانگیرزاده که در صورت کنار ماندن هردو ایشان از لیست اصولگرایان احتمال ائتلاف ایشان به اضافه نفر ثالث وجود دارد.

17-دکتر فرامرز فتح نژاد- مسدول سابق دفتر حفاظت منافع ایران در آمریکا- از نیروهای اصلی جبهه و ائتلاف اصولگرایان.

18-اسدالله لطف عطا- از نیروهای جبهه اصلاحات، فرماندار سابق اورمیه.

19-محمد صادق محسن پور فرماندار سابق اورمیه ، مسئول جبهه اصلاحات استان.

20-رضا محبوبی- مدیرکل سابق امور اجتماعی استانداری آذربایجان غربی، از نیروهای اصولگرایان.

21-نادر قاضی پور- مسئول ستاد حوادث عیر مترقبه استان، از نیروهای انقلابی که در دوره قبل شوراها رد صلاحیت شد، وی از افراد فعال در خصوص مبارزه با مساله تروریسم موجود در غرب آذربایجان میباشد.

22-مهدی خلف خانی دانشجوی دکتری علوم سیاسی، کارشناس استانداری، از نیروهای متمایل به جبهه اصلاحات.

23- دکتر فریبا بشیری- عضو سابق شورای شهر اورمیه، از نیروهای جبهه اصلاحات.

24-جواد سنبلی- از نیروهای حزب الله در انتخابات پیشین نیز چند دوره حضور ناکام داشته است.

25-سید علی محمودی- از اعضای اصلی و مدیر سابق مجمع آذریهای مقیم تهران.

 

شایان ذکر است تمامی افراد فوق الذکر که از چهرهای شاخص در بین ثبت کنندگان هستند از ملیت تورک می باشند که به این لیست میتوان نفرات دیگری همچون افراد ذیل را افزود: 1-فاطمه قنبرپور 2-دکتر تورج بنی آدم 3-لطیف نیروبخت 4-بیت الله سلیمی آوانسر 5-ناصر فتوره بنابی 6-مجید اسم حسینی .

 

همچنین در بین ثبت نام کنندگان اسامی 7 نفر از اقلیت مهاجر کردزبان نیز دیده می شود:

 

1-دکتر کریم فتاح پور موانه نماینده دوره اصلاحات در مجلس- وی با مشکل صلاحیت مواجه است.

2-وجدی حاتمی لورزنی در دوره های پیشین نیز کاندیدا بود.

3-سراج الدین الهی وکیل دادگستری، در دوره پیشین نیز کاندیدا بود.

4-عصمت گرامی- کاندیدای سنتی اقلیت مهاجر کرد.

5-عادل ناصری- معاون سابق فرمانداری اشنویه، از ثبت نام کنندگان همیشگی انتخابات.

6-محمد خالد حاتمی

7-ژیلا دولتخواه بجه جک

 

 

در حوزه سولدوز (نقده و اوشنویه) نیز که تعداد 39 نفر ثبت نام کرده اند در بین کاندیداهای تورک اسامی ذیل به چشم می خورد:

 

1-دکتر پرویز محمدی- عضو اسبق جبهه مشارکت استان، مدرس دانشگاه، از کسانیکه به همراه تعداد کثیری از غیرتمندان سولدوزی در خرداد 1385 دستگیر شده بودند. در صورت تایید صلاحیت وی شانس بیشتری نسبت به رقبای دیگر دارد.

2-ایرج سلیمانزاده- صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه ارمغان آذربایجان، وی نیز در قیام خرداد 1385 جزو بازداشتیها بود.

3-مهندس عبدالله عباسی جوان- کارشناس ارشد معماری، مدرس دانشگاه، وی در جریان بازداشتهای زنجیره ایی ماههای اخیر در زندان اوین تهران به مدت 80 روز بازداشت بود که دو هفته قبل آزاد شده است.

4-علی جلالی- سردبیر سابق هفته نامه ارمغان آذربایجان

5-زنجانی حسنلویی- از مدیران ارشد حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی استان، وی از چندین ماه قبل تبلیغات انتخاباتی خود را شروع کرده است و از رانتهای دولتی نظیر موسسه قوامین و ... با هدف تبلیغات انتخاباتی بهره میگیرد. در میان ثبت نام کنندگان اگر همه رد صلاحیت شوند وی از الان تایید صلاحیت شده است.

6-سیفعلی دلیر- عضو سه دوره شورای شهر، بجهت استعفای وی از سومین دوره شورای شهر که بجای او عضو علی البدل که از اقلیت مهاجر کرد بود وارد شورای شهر نقده شده است که این مساله محبوبیت دلیر را کمرنگ کرده است.

7-امیر آشب- عضو اسبق شورای شهر، از نیروهای اصولگرایان، وی پایگاه اجتماعی قوی جهت ورود به عرصه رقابت را دارا نیست.

8-رسول پورزمان- نماینده فعلی شهرستان و ادوار مجلس، وی به جهت بی تفاوتی هایش در جریان قیام مردم سولدوز در خرداد 1385 و قتل عام مردم توسط عوامل دولتی و سکوت شرم آور پورزمان در مجلس دارای شانس حداقلی برای ورود دوباره به مجلس می باشد.

9-دکتر اسکنر رضایی- دندانپزشک، وابسته به سپاه پاسداران، وی در تمامی انتخاباتها شرکت نموده است ولی هیچگاه موفقیتی کسب نکرده است.

 

شایان ذکر است از میان اقلیت مهاجر کرد نیز نام نفرات ذیل در بین ثبت نام کنندگان به چشم می خورد:

 

1-دکتر رحمانی- پزشک عمومی، از وابستگان به حزب دموکرات کردها، ساکن نقده، وی از جمله نفرات شاخص سیاسی کردها در منطقه می باشد.

2-برزنجی

3-روشن بین- شهردار اشنویه، ساکن اوشنویه.

4-سعید ملا اسماعیل پور

5-حاصل داسه- نماینده دوره پیشین مردم شهرستان خانا (پیرانشهر) در مجلس، وی بجهت پایگاه ضعیفش در خانا از حوزه سولدوز کاندیدا شده است، همچنین نباید تفکرات آنتی تورک وی و هدایتش توسط جبهه متحد کرد را در این امر از نظر دور داشت.  

 

 

نوشته شده توسط بولوت در |  لینک ثابت   •