رویدادهای آذربایجان ، جمهوری اسلامی و کردها
سایت روژهلات – بوکان
قیام تودهای خلق آذربایجان ایران موجب زلزلهای در صحنهی سیاسی ایران شده است ودست اندرکاران جمهوری اسلامی در برابر خواستههای مردم آذربایجان مجبور به نوعی عقب نشینی گشتهاند ، در همان حال با نیروی نظامی با مردم بی دفاع روبرو شدهاند و در برخی از شهرها مانند اردبیل، نقده، مشکین شهر و تبریز آنهارا به گلوله بستهاند. تعداد مقتولین، زخمی ها و افراد دستگیر شده رو به افزایش است بدون آنکه فشار قیام مردم کاهش یابد. ایران با یک بحران سیاسی روبرو شده است !
نیروی عمدهی این قیام ، جوانان و بویژه دانشجویان دانشگاههاو مدارس عالی هستند، اما بازاریان ، کسبه ، کارمندان و دیگر تودههای خلق آذربایجان از آنان پشتیبانی میکنند و گفته میشود که آذربایجانیان درون نیروهای نظامی جمهوری اسلامی از جمله سپاه پاسداران ، از رودروئی با مردم می پرهیزند و قیام کنندگان میگویند که رژیم از نقاط دیگر ایران نیروی سرکوبگر به آذربایجان گسیل داشتهاست تا بتواند سرکوب تظاهرکنندگان را به نحوه موثرتری انجام دهد.
خواست قیام کنندگان مانند ترکیب خودشان یک دست و یک نوع نیست. از حقوق فرهنگی گرفته تا ایجاد حکومت فدرال و حکومت مستقل ملی از سوی گروهها و تودههای مختلف مردم مطرح شده است .
محرک و در واقع سازمان ده قیام تاکنون عبارت بوده از تلویزیون " گوناز تیڤی" که ازایالات متحده آمریکا برنامههای خود را پخش میکند. ادارهکنندگان این تلویزیون دو نفر از اهالی اردبیل و نقده هستند – که طرفدار استقلال جنوب آذربایجان و یکی شدن با آذربایجان شمالی هستند و به پروپاگاند پان ترکی میپردازند.این تلویزیون رابطهی نزدیکی با مردم آذربایجان دارد و همهی برنامههای خودرا به امور این قیام اختصاص داده است. اخبار قیام را منتشر میکند، اعلامیههای مبارزین داخل را به اطلاع تودههای مردم میرساند ، شعارها را تعیین میکند و بطور کلی در سازماندهی کارها نقش یک حزب و سازمان سیاسی یا یک قرارگاه نظامی را ایفاء مینماید.متاسفانه دیدگاه پان ترکیستی گردانندگان این تلویزیون موجب چشم پوشی از واقعیت زندگی روزانهی منطقه شدهاست ،و تبلیغ برای ایدهئولوژی وارداتی تورانی ، که با طبیعت و سرشت زندگی در این منطقهی پیچیده ناساز است.آنها، تقسیم جغرافیائی ایران به استانها را مبنای این موضع خود قرار داده و مدعی هستند همهی استان آذربایجان غربی فقط خاک آذربایجانیان است و آنهای دیگر کردها، ارمنی ها و آشوریها مهمانان موقتی این خاک هستند و هرگاه آنها بخواهند باید این خاک را ترک کنند و بروند! در راستای تثبیت چنین موضعی است که مدتی است به گردآوری امضاء مشغولند و میخواهند بعداز جمع آوری 500 هزار امضاء ، طومار شکایت خود از کردها را ، در اختیار سازمان ملل متحد بگذارند. چندی است که سیاست رودرروئی این تلویزیون با خلق کرد به علت رویدادهای تندوتیز داخل ایران راکد شده است و همهی توان خود را صرف همآهنگی امور قیام در داخل شهرهای ایران کرده است.
علیرغم موضعگیری غلط و نادرست برخی محافل ، در چنین شرایطی که مبارزات حق طلبانهی مردم آذربایجان ایران هرروز توسعهی بیشتری پیدا میکند و بعداز شکست جمهوری خلق آذربایجان ایران تا به امروز هیچگاه به خواستی تودهای تبدیل نشده است ، وظیفهی مبارزان خلق کرد در برابر این شرایط جدید در منطقه چیست ؟
به اعتقاد ما ، شخصیتها، سازمانها و احزاب سیاسی کرد بایددر مسیر کسب حقوق سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خلق آذربایجان از مبارزات آنان پشتیبانی نمایند و این پشتیبانی را تا سطح حق تعیین سرنوشت ارتقاء دهند.
خلق کرد مدت 27 سال به تنهائی ، خواستار حقوق خویش بوده وهیچگاه از هیچ نوع پشتیبانی خلق آذربایجان برخوردار نشده است ، اما در تمام این مدت و در طول سالهای سلطهی رژیم پیشین نیز هر زمان بدست آوردن خواستی را برای خود مطرح کرده باشد ، خواهان همان حقوق برای دیگر خلقهای ایران – از جمله خلق آذربایجان بوده است. . اکنون نیز که قیام خلق آذربایجان شرایط مناسبی برای احقاق این حقوق فراهم آورده است میباید چون گذشته بر روی خواستهای ملی خودمان پافشاری کنیم و همان خواستهائی را که برای خودمان میخواهیم برای دیگر خلقهای ساکن فلات ایران – از جمله خلق آذربایجان بخواهیم.
لازم است به گونهای مدنی تمام فشارهای خود را بر روی رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی متمرکز کنیم تا از کشتار و ایذاء آزادیخواهان آذربایجان دست بردارد و به جای شیوهی وحشیانهی سرکوب و ضرب و شتم و اعمال نظامی ، به خواستهای مشروع آنان گوش فرا دهد. خواستهائی که 27 سال است از طرف خلق کرد مطرح شدهاند و تنها باتانک و توپ و طیاره به آنان پاسخ داده شده است.
در همانحال لازم است با خلق آذربایجان و نمایندگان راستینش دیالوگ بوجود آوریم و سعی کنیم جدانگری و مواضع متضاد را از طریق دمکراتیک و مدرن و به دور از خشونت حل و فصل نمائیم.
لازم است به خلق آذربایجان که از نظر سیاسی و سازمانی تجربهی کمتری از ما دارند کمک کنیم تا شرایطی بوجود آورند که آنها و ما و دیگر خلقهای ساکن ایران همه باهم در مسیر همسرنوشتی به مبارزهای مشترک بپردازیم و نیروی همگی مان را بر مبارزه علیه رژیم شونیستی ایران متمرکز سازیم که سیاستهایش در رابطه با ملل غیر فارس ایران هیچ تفاوتی با رژیم پهلوی ندارد و در سایهی سلطه ی آنان خلق کرد و خلق آذربایجان و دیگر خلقهای ایران با عقب ماندگی اقتصادی ، تحقیر و اهانت فرهنگی و محرومیت سیاسی روبرو گشتهاند.
لازم است به خلق آذربایجان کمک کنیم تا رهبری جنبششان را به دست کسان و سازمانهای سیاسی ای بسپارند که بر موزائیک اتنیکی منطقه وقوف دارند و دچار توهم و خیالپردازی نمیشوند. کردها چشم طمع به خاک هیچکس ندوختهاند و در همانحال نمیتوانند بپذیرند در خاکی که در طول قرنها و سالها مسکن زندگی آباء و اجداشان بوده است ، مهمان خلقی به حساب آیند که- اگر فاکتهای تاریخی تحریف نشوند ، بسیار دیرتر از آنها به منطقه آمدهاند. خونریزی ، ویرانی و دربدری راه چاره حل و فصل مواضع متفاوت نیستند.
در عین حال لازم است این نکته را نیز فراموش نکنیم که امکان اجرای سناریوهای گوناگون بر اساس توافقات سیاسی به زیان ملت کرد منتفی نیست. باید هوشیاری سیاسی و ملی خود را برای روبرو شدن با پیشامدهای نامعلوم حفظ کنیم.
لازم است پارامتر کشورهای بیگانه ، هم پیمانی و همراهی آنها را با جناحهای افراطی در میان هردو ملت کرد و ملت آذربایجان فراموش نکنیم و مواظب اعمال و رفتار آنان در منطقه باشیم ، با هم همکاری کنیم و از هرنوع ضدیت با یکدیگر بپرهیزیم.
لازم است همگی فرهیختگان و کارشناسان ملتمان به تاریخ ، خاک و ترکیب ملی ایران توجه کنند وبه روشنگری آن مسائلی بپردازند که هم اکنون مورد مناقشه هستند یا امکان دارد در آینده موجب مرافعهی بین ما و ملتهای دیگر بشوند.
لازم است همهی وسائل ارتباط جمعی و میدیای کردی بطور مداوم اطلاعات لازم را در اختیار مردممان قرار دهند تا در میان تودههای مردم آگاهی و آمادگی لازم در زمینه امر بوجود آید.
لازم است جناحهای واقع بین درون جنبش ملی آذربایجان را در جریان بگذاریم تهدیداتی که گردانندگان تلویزیون گوناز در مورد خلق کرد اعمال میکنند هراندازه که زیاد هم باشند به یک درصد نیروی جهنمی صدام و خمینی و ژنرالهای ترکیهنمی شوند که کردها بدون دغدغهی خاطر در مقابل کلیت آنان ایستادگی کرده اند و میکنند.
دیالوگ و چارهیابی دمکراتیک تنها گزینشی است که هردو خلق کرد و خلق آذربایجان میتوانند و باید برای آن مبارزه کنند. کسان زیاده خواه و افراطی در میان هردو خلق کرد و خلق آذربایجان هستند. لازم است میدان مانور این نیروها محدود گردد و این یک تنها توسط نیروهای دمکراتیک هر دو سو میسر است . برای جلوگیری از هرنوع فاجعهای لازم است راهبرد امور به دست طرفهای بی مسئولیت سپرده نشود.
بگذار همه نیرو معطوف به ضدیت با رژیم سرکوبگر و فریبکار جمهوری اسلامی و سرنگونی آن گردد.
سایت روژهلات – بوکان
http://www.bokan.de
توضیح : این متن لزوما مورد تائید bati-gunaz نیست و تنها بمنظور اطلاع رسانی از زبان کردی ترجمه شده است.
رضا تورك
طرح ايجاد ديوار حائل
چندي پيش با يكي از دوستان همفكر مبارز كه در راه استيفا و دفاع از حقوق ملي سرزمين مان آذربايجان هزينه هاي زياد معنوي و مادي را متحمل شده است درباره چالش هاي سياسي آتي آذربايجان صحبت مي كرديم و هردو در خصوص معضل اكراد مهاجر و بحران گروهكهاي تروريستي كردي تقريبا هم عقيده بوديم، اما مساله ايي كه در باب جغرافياي سرزميني در لابلاي نظرات ايشان و برخي ديگر از همفكران مبارز كه ساكن منطقه غرب آذربايجان نيستند و مساله اكراد برايشان ملموس نيست و به مسائل مشابه ديگري بيشتر تاكيد دارند، بحث اشغال منطقه ((قاراباغ)) در شمال و لزوم آزاد سازي آن و تاكيد بر بحث ((توران زمين)) و يكپارچگي سرزمينهاي تورك نشين از چين تا بلغار براي رهايي از بايكوت سياسي كه شدت و رنگ بوي اين دو موضوع در صحبتهاي اين دوست گرانقدر بيشتر از دفع فتنه اكراد مهاجر بود.
ادامه مطلب
« کج اندیشی حکومتی ها در انتخاب نام ها »
« کج اندیشی حکومتی ها در انتخاب نام ها »
در بخش خصوصی و بر تابلوها ، نامهایی عجیب از قبیل آرایشگاه نوبل ، خیاطی انیشتین ، قهوه خانه ی حافظ شیرازی ، مصالح فروشی ساختمانی استاد شهریار و مواردی از این قبیل را می بینیم و غرق در شگفتی و سوگمندی می شویم که چگونه برخی افراد به خود اجازه می دهند شان و ارزش بزرگان عرصه های فرهنگ ، هنر و دانش را این گونه پایین بیاورند ؟! در بخش حکومتی نیز ، گوی مسجد را به صورت مسجد کبود مشاهده می کنیم و تعجب می کنیم از این که چرا افرادی مسئول نامگذاری ها می شوند که نمی دانند در این مورد گوی به معنای عظیم و بزرگ است و در ترکی باستان ، اصطلاح گوی تانری آمده که به معنی خداوند بزرگ و اکبر است و اصولا ربطی به رنگ کبود ندارد . در این بخش همچنین مشاهده می کنیم که سئیوان به سگبان !! ، ساری قایا یا ساری قیه به سارقیه !! ، گوجووار یا کوجووار ابتدا به کجاباد و بعد به کجوار !! ترجمه شده اند که توهینی مستقیم و بسیار زشت به ساکنان این محله ها می باشد . همچنین نامگذاریهایی از قبیل زعفرانیه ، میرداماد ، مرزداران ، ونک ، منظریه و امثال اینها را مشاهده می کنیم که تقلید صد در صد از نامهای خیابانهای محله های تهران هستند ، بدون اینکه توجه شود که این نامها در تهران اغلب قدیمی هستند و بنا به دلایل و مناسبتهای خاصی انتخاب شده اند که در تبریز موردی ندارند . اصولا در همه جای جهان ، به خصوص در جوامعی که فرهنگ غنی و پیشرفته ای دارند رسم بر این است که اسم های خاص را ترجمه یا تعویض نمی کنند و یونسکو نیز به این امر تاکید فراوان دارد . اما در شهر و استان ما ، شاهدیم که محله و بازارچه ی ده وه چی به شتربان ! ، روستای موتال لیق به متعلق !!! و …. ترجمه و تحریف می شوند . از ته دل باور داریم دلیل اصلی این وقایع این است که در گذشته و حال ، افرادی برای نامگذاری انتخاب و مامور شده اند که بهره ی زیادی از دانش ، آگاهی و معلومات کافی در موارد مختلف را نداشته اند و نظارت درستی نیز بر عملکرد آنان وجود نداشته است .
«روزنامه ی امین تبریز»
اؤزگور نبی
تحلیلی بر تحولات احتمالی در آینده سیاسی ایران و دکترین تروریسم کورد
بحث حاضر نگاهی اجمالی بر دکترین تروریسم کورد برای تسلط بر اراضی غرب آذربایجان در صورت حمله احتمالی آمریکا و توانای های بالقوه و بالفعل مردم تورک غرب آذربایجان و فعالین حرکت ملی جهت مقابله با این استراتژی است.
با سرعت گرفتن معادلات جهانی و تمهیدات سیاسی، اقتصادی و نظامی قدرت های بزرگ جهان برای مقابله با برنامه اتمی و احیا" تغییر حکومت در ایران، اکثر گروه های سیاسی و اپوزیسیون حکومت اسلامی ایران سعی در آن دارند که خود را بعنوان آلتر ناتیو جایگزین جمهوری اسلامی مطرح سازند. شورای مقاومت ملی ایران( سازمان مجاهدین خلق)، گروه های سلطنت طلب اقمار فرزند شاه مخلوع ایران، گروه های مشروطیت خواه و جمهوری خواه درخارج و نهضت آزادی ، جبهه ملی ایران در داخل از جمله جریان هایی هستند که بر فعالیت های خود افزوده اند. اما به نظر می رسد اپوزیسیون خارجی و داخلی جمهوری اسلامی به سه دلیل عمده:
۱- عدم وجود مقبولیت مردمی.
۲- عدم دارا بودن ابزار های لازم جهت بسیج عمومی مردم در صورت لزوم.
۳- شرایط قومی و موزائیکی ایران و اقبال روز افزون جریان های ملی و قومی غیر فارس در ایران.
۴- نقش ملیت ها وقومیت ها در تغییر شرایط سیاسی و نظامی و ثبیت امنیت.
ادامه مطلب
سلدوز ترك را جزو جمهوري كردستان كردند
قاراپاپاق «در سالهاي 1320 و پس از آن»
ايل قره پاپاق پس از مراجعت از در به دري «قاچاقاچ» ـ اول زمستان 1301 ـ تا شهريور 1320، نوزده سال به آباداني سلدوز پرداخت، در اثر سعي مردم، و وفور آب و هواي مناسب و سخاوت زمين، ديگر بار سلدوز اين قطعه آسماني آباد گرديد. مردم تازه احساس راحتي ميكردند كه نيروهاي روس منطقه سلدوز را مانند مناطق شمال ايران اشغال كردند اين بار سازمان و نظام ايلي بر قاراپاپاق حكومت نميكرد، آنان نيز تحت سازمان جديد ميزيستند.
ادامه مطلب
کودکان ترک دوبله شده به فارسی
پرده اول- سوار اتوبوس از ارومیه به خوی می آمدم، در ردیف پشت سر من خانواده ای با دو پسرشان یکی تقریباً 12 ساله و دیگری ده ساله نشسته و با هم فارسی صحبت می کردند، موردی پیش آمد پدر خانواده با یکی از مسافرین ترکی صحبت کرد، دانستم که اینها ترک هستند، من که به موضوع حساسیت دارم، در فرصتی مناسب به طرف ایشان برگشته و مؤدبانه گفتم: عذر می خواهم، شما با بچه هایتان فارسی صحبت می کنید، فکر نمی کنید که چقدر به زبان مادریمان لطمه وارد می آید و باعث نابودی تدریجی آن می شود!؟
ادامه مطلب
تركهاي كره سنّي:
كره سنّي يا گيره سونلی از تركهاي اوغوز در آذربايجان در شهر هاي اروميه –خوي و سلماس در غرب درياچه اروميه- و جمعیت کثیری در ترکیه - ساكن هستند.كره سني هاي آذر بايجان جنوبي از اطراف درياي سياه به اين منطقه مهاجرت كرده اند.تركمن هاي چپني مذهبشان جعفري نیست بلكه حنفي و شافعي مذهب هستند لهجه شان ما بين لهجه درياي سياه و تبريز مي باشد . شافعي مذهبان به دوازده امام و ماه محرم ارزش قائل هستند ولي مانند جعفري ها سينه نمي زنند و سياه نمي پوشند .
مذهب شافعي در آناطولي شرقي قسمتي از كرمانج ها و زازاها و در اربيل و درميان تركمن ها ي عراق-و همچنین در آذربایجان- ديده مي شود .اين مذهب ما بين عثماني سني و شيعه صفوي در ايران و تركيه ديده مي شود بارزاني ها و بختي نان ها نيز به مذهب شافعي مي باشند .از چپني هاي تركيه هنوز هم بعضي ها علوي مذهب هستند . در تركيه از معروف ترين نويسنده در باره اوغوز ها استاد محترم و روان شاد فاروق سومر است . كه اثر مهم در باره چپني هاي گيره سون بصورت طبيعي جاي گرفته.
علاوه بر وي علي چليك نيز در باره چپني هاي گيره سون تحقيقاتي كرده .در مورد قبايل عثماني جودت تركاي قبايل گيره سون ها را مورد توجه قرار مي دهد .تنها توجه به شهر گيره سون نيست بلكه هدف توجه به كره سني هاي آذز بايجان نيز مدّ نظر مي باشد .
ادامه مطلب
پ ك ك (حزب كارگران كردستان) از كجا تا كجا!
پ ك ك (حزب كارگران كردستان) از كجا تا كجا!
سونمز گوگانلي
پ.ك.ك موضوعي است كه در صدر اخبار كشورهاي جهان جاي گرفته است. اينروزها به احتمال زياد عمليات نظامي ارتش تركيه به شمال عراق وكمپهاي پ ك ك موضوع روز خبري جهان خواهد بود. ما نيز اگر مقابله نكيم از سوي نيروهاي تروريست كرد تحت فشار قرار خواهيم گرفت. هم اينك شاخه ايراني پ ك ك يعني پژاك فعاليت گسترده اي را در آذربايجان انجام ميدهد. و در سايتهاي خبري حركت ملي از اين تشكيلات تروريستي و مخوف خبرهاي زيادي مي خوانيم. اما بياييد تا با هم پ ك ك را بهتر وت اريخي تر بشناسيم.
حزب كارگران كردستان درمناطق جنوب غربي تركيه، غرب ايران، شمال عراق و شمال غربي سوريه فعاليت كرده و قصد تشكيل دولت مستقل كردستان در اين منطقه را دارد. اين گروه به نيروهاي مسلح و مردم عادي كشورهاي تركيه و ايران نيز حملات مسلحانه ترتيب ميدهد.
نام پ ك ك مخففpartiya karkeran Kurdistan به معناي حزب كارگران كردستان ميباشد. اما درسالهاي اخير از نامهاي غير معمول kadek ,kongra-gel نيز استفاده نموده است. پ ك ك ازسوي تركيه، امريكا، اتحاديه اروپايي و ناتو بعنوان يك تشكيلات تروريستي شناخته شده است.
ايدئولوژي حزب:
ايدئولوژي حزب بر اساس تفكر ماركسيستي-لنينيستي و كورد گرايي بنا شده است، اگرچه فعاليت اصلي حزب در خاك تركيه ميباشد ولي در كشورهاي اروپاي غربي، عراق و ايران نيز عملياتهاي انجام ميدهد. حتي بر اساس برخي اطلاعات و اخبار غير رسمي از سوي دولتهاي نام برده حمايت ميشود. تروريست هاي وابسته به پ.ك.ك براي اولين بار از سوي ASALA آموزش داده شده و عمده راههاي كسب درآمد آنها قاچاق مواد مخدر و جمع آوري خراج از اهالي منطقه ميباشد. كمكهاي بعضي از سمپاتيزانهاي حزب در اروپا به صورت مستقيم و يا غير مستقيم اهميت ويژه اي براي حزب دارد. پ.ك.ك در سال 1973 تشكيل و در سال 1984 به صورت شبكه چريكي تغيير جهت داده و از اواخر 1980 تا اواسط 1990 مناطق جنوب غربي تركيه را به محل جنگ مستقيم با ارتش تركيه تبديل كرد. كفته مي شود تروريتها در اين مدت 30000 نفر را به قتل رسانده و باعث صدها عمل غير انساني ديگر شده اند و با اينكار خود پيشرفت منطقه را 20 سال عقب انداخته است. در سال 1993 با حمله نيروهاي مرزباني و واحدهاي ويژه جنگهاي كوهستاني ارتش تركيه فرار كرده و خود را به كمپهاي مستقر در سوريه رساندند. با حضور نيروهاي ارتش تركيه و فشار سياسي تركيه به كشورهاي حامي ترور، پ.ك.ك كمپهاي خود را از سوريه و ايران خارج كرده و در شمال عراق استقرار يافتند. بدليل فشار سنگين تركيه تشكيلات از فعاليت و تبليغات در تركيه باز ماند و بعد از مدتي حمايت منطقه اي خود را از دست داد.
تاريخچه حزب:
سازماندهي اوليه حزب كارگران كردستان كه اعضاي آن بيشتر از دانشجويان بود، در سال 1973 به رهبري عبداله اوجالان و با نام كردي آپو انجام شده است. حزب در آنكارا تشكيل و به سرعت براي تبليغات دربين كردهاي جوان به سوي مناطق جنوب غربي نركيه (مناطق كردنشين) رهسپار ميشود. در 27 اكتبر 1978 در بيانيه جديد راهبردي موضوع تظاهراتهاي خياباني را مطرح ميكند. بدليل داشتن افكار ماركسيستي-لنينيستي چپگرا با نيروهاي راست وارد درگيري ميشود. اگرچه دراوايل سال 1980 از ميزان تظاهراتهاي خياباني كاسته شد، اما برنامه ريزي براي جنگهاي شهري هنوز موضوع مورد علاقه رهبران پ ك ك بود و اساس جنگهاي شهري فرار اوجالان به سوريه وتشكيل كمپهاي DEV-GENC ميباشد. درسال 1984 پ.ك.ك روش ميارزاتي مائو را براي خود انتخاب ميكند و با كمك سوريه متدهاي جديد ترور را در جنوب غربي تركيه را به اجرا مي گذارد. 15 فوريه 1984 اوجالان با پاسپورت قبرس جنوبي (منطقه تحت كنترل يونان) بازداشت و ضربه سنگيني به حزب وارد ميشود. درميان تشكيلات به اعضايي كه به ايده ها ونقشه هاي سياسي و نظامي عبدالله اوجالان علاقه شديدي دارند (آپوچيلار) ميگويند كه بعد از اجلاس معروف ديكس انتخاب و مورد استفاده قرار گرفته است. اوجالان بعد از فرار از تركيه به سوريه رفته و در دهكده بئكار زندگي ميكرد. درتاريخ 15 مرداد 1984 درشهرهاي اروح و شمدينلي پ.ك.ك اولين عمليات نظامي خود را در سطح گسترده انجام داد، دراين عمليات كه توسط شاخه نظامي تشكيلات (نيروهاي آزاديبخش كردستان) انجام گرفت، نيروهاي آموزش ديده در كمپها به عنوان اولين ماموريت خود جاده مواصلاتي ائلازيق _ بينگل را بسته و با متوقف ساختن يك دستگاه اتوبوس نظامي 33 سرباز غير مسلح ارتش را به رگبار بسته وسيزده سرباز ارتش، يك پليس و هشت شهروند عادي را به گروگان گرفتند كه گرگانها بعد از عملياتهاي پليس تركيه آزاد شدند. در سال 1998 پ.ك.ك با كمك كشورهاي يونان، ارمنستان، ايران و سوريه سرپا و در حال مبارزه بود كه با دستور اوجالان آتش بس يكطرفه اعلام شد. با تهديد تركيه براي آماده شدن براي حمله به سوريه، سوريه اوجالان را به كنيا فرستاد و در كنيا در يك عمليات نظامي بين المللي با حضور امريكا، انگليس و اسرائيل وي بازداشت و تحويل تركيه گرديد كه قصد اين عمل ايجاد اختلاف هرچه بيشتر بين تركها و كردهاي ساكن تركيه و بهره برداري توسط كشورهاي مذبور بود.
پ.ك.ك با توجه به نداشتن محبوبيت درداخل تركيه وحملات ارتش تركيه مجبور به عقب نشيني و خروج از مرزهاي تركيه شد. حزب ابتدا در سوريه حضور داشت، اما با فشارهاي تركيه بردولت سوريه و به طبع آن فشار سوريه به رهبران حزب، آنها مجبور به ترك خاك سوريه شدند. بعد از جنگ خليج و نبود دولت پرقدرت و مقتدر به شمال عراق رفته و در آنجا مستقرشدند. بعد از حمله امريكا به عراق درخلا قدرت مركزي افزايش فعاليت داده و در كوههاي قنديل و اطراف آن كمپهاي خود را گسترش داده و در اين مكان بيش از ده كمپ آموزش ترور ايجاد نمودند. از سوي ديگر با حمايت دولت خودمختار كردستان و شخص مسعود بارزاني دفاتر خود در موصول و سليمانيه را رسما افتتاح نمودند. امريكا و دولت مركزي و دولت منطقه اي كردستان عراق قول داده بود كه از فعاليت هاي پ.ك.ك جلوگيري كند، ولي با گذشت زمان هيچ تدبيري انديشيده نشد و حتي بارزاني و نيروهايش كمكهايي نيز به پ ك ك كردند و از لحاظ اسلحه، مكان و تجهيزات آموزشي كمكهاي بي دريغي به پ.ك.ك نموند. پ.ك.ك با به دست آوردن اسلحه هاي ارتش عراق در سايه اين اسلحه ها حملات گسترده اي را در خاك تركيه انجام داد. پ.ك.ك در تيرماه سال 2006 در 500 متري كنسولگري تركيه در شمال عراق مركز فرهنگي عبدالله اوجالان را تاسيس كرد. تركيه به امريكا فشار وارد مي كرد تا اين مركز بسته شود و نيروهاي امريكايي اعلام كردند ما چنين چيزي نديده ايم و بدين ترتيب اظهار بي خبري نمودند. در خرداد سال 2007، چهار نفر از اعضاي پ.ك.ك از كمپي در شمال عراق فرار كرده و در استان شيرناك تسليم نيروهاي امنيتي شدند و اعترافات تكان دهنده اي را ايراد كردند. اين چهار تروريست فراري در گفتگو با خبرنگاران گفتند كه: ما فريب خورديم و به هنگام حضور در كمپهاي عراق به اصل موضوع پي برديم. به ما مي گفتند كه اگر به تركيه باز گرديد شكنجه خواهيد شد ولي ما هيچكدام چنين چيزي را در اينجا نديديم. آنها اظهار نمودند كه امثال ما صدها نفر در كمپها هستند. آنها گفتند كه سخن حمله ارتش تركيه به عراق باعث ترس و وحشت تروريستها ميشود. اين صحبتها باعث شد كه تمامي كمپها تخليه شود. در قسمتي ديگر از اين اعترافات تروريست گفتند: مينهاي كنترل از راه دور و تجهيزات آنها از مناطق جنوبي و مركزي عراق به ما ميرسيد و اين در خفا نه بلكه در مقابل چشمهاي پيشمرگه هاي وابسته به دولت منطقه اي زير نظر بارزاني انجام ميشد. دو خودروي زرهي امريكا به كمپهاي ما در ارتفاعات قنديل اسلحه آورده بود. در روزهاي گذشته خبرنگار شبكه خبري الجزيره قطر به هنگام تهيه گزارش و گفتوگو با يكي از سران پ.ك.ك در كنار وي اسلحه M16 ساخت امريكا و متعلق به نيروي زميني ارتش امريكا روئيت گرديد كه باعث تقويت شدن گمانه هايي مبني بر موضوع كمك امريكا به شورشيان كرد شد. تروريستها در اعترافاتشان عنوان نمودند كه به ما گفتند شما جاسوس هستيد و تحت فشار سنگين بوديم، حتي تعدادي از دوستانمان خودكشي كردند.
مهمترين ابزار گروهاي تروريستي نيروي عملياتي ميباشد، اما پ.ك.ك از اين نظر در فشار شديد ميباشد. براي رفع مشكل نيرو حزب دختران چهرده تا پانزده ساله خانواده هاي فقير اكراد را خريداري و به كمپهاي خود منتقل ميكند و اين موضوع باعث شده تا ميانگين سن نيروهاي پ.ك.ك به يازده تا ده سال كاهش پيدا كند.
قایناق:www.oyrenci.com
تاريخ مصرف کارت کرد
رضا تورک
Riza_turk@yahoo.com
بعد از حوادث 11 سپتامبر و حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه که یکی از نقاط بسیار حساس و از مراکز ثقل قدرت محسوب میشود نظم نوینی در عرصه منطقه ایی و حتی جهانی شکل گرفت. هرچند که پس از پایان جنگ سرد تقسیم بندی بلوک شرق و غرب کم کم از ادبیات سیاسی جهانی رخت بربست اما تحولات اخیر خاورمیانه عکس این مساله را نشان می دهد بگونه ایی که میتوان گفت حمله نظامی آمریکا به افغانستان و در پی آن به عراق در واقع تقابل مجدد و نظامی قدرت شرقی (روسیه و متحدانش) در برابر قدرت غربی (آمریکا، اسراییل و اروپا) است که در این بین کشورهایی نظیر ایران، ترکیه، عراق، افغانستان، سوریه و نیز کشورهای عربی منطقه بصورتی علنی و روسیه و چین و برخی دولتهای اروپایی بشکلی غیر علنی در مقابل ظاهرا آمریکا و باطنا قدرت غربی صف آرایی کرده اند که البته ما در این مقال به جزئیات نظم نوین منطقه نخواهیم پرداخت بلکه در این بازار شلوغ و پیچیده خاورمیانه به بررسی مساله کرد در آذربایجان و منطقه می پردازیم.
ادامه مطلب
استفاده ابزاری تروریسم کرد از مسئله حقوق بشر
غرب آذربایجان و معضل زندانیان سیاسی کرد
اؤزگور نبی
مقدمه
شکنجه و اعدام انسان ها با هر وابستگی فکری و طبقاتی امری مذموم و به دور از شان و کرامت انسانی است. در عصر جدیده با تحولاتی که در مناسبات اجتماعی و انسانی صورت پذیرفته رعایت قانون و حقوق بشر، احترام به حقوق شهروندی ، دوری از خشونت ، دیالوگ، تبدیل به مبانی اجتماعی گردیده است. دولت های ممالک توسعه یافته اروپایی در ایجاد روابط با کشور های در حال توسعه ویا عقب مانده برای جلب نظر افکار عمومی کشور خود بحث حقوق بشر را در معادلات کلان اقتصادی و سیاسی جای می دهند. سران کشورهای در حال توسعه نیز به خاطر گسترش ارتباطات جهانی و رشد فعالیت های حقوق بشری درجهان وضع رعایت حقوق بشر در کشورشان را بصورت نسبی بهبود داده اند.
پارامتر های موجود در میثاق های بین المللی و نگرش جدید به مسئله حقوق بشر و رعایت حقوق شهروندی باعث گریده که اسامی ناقضان حقوق بشر و قربانیان نقض حقوق بشر در کشور های مختلف شناسایی و معرفی و تبدیل به سندی مهم در جهان شود. این اسناد به مرور زمان در مراودات بین الملی دخالت داده شده و به تابلوی حقانیت و یا محکومیت افراد و یا جمع ها بدل می شوند.
علیرغم رشد مثبت مسئله حقوق بشر در جهان، متاسفانه گاها شاهد آن هستیم که مسئله حقوق بشر از سوی گروه های فعال و دولت های مقتدر تبدیل به ابزار تحریف ، سرکوب، تصفیه فرهنگی سایرین می شود.
گروه های کرد فعال در مسئله حقوق بشر از جمله گروه هایی در جهان هستند که به علت دارا بودن تشکیلات های سیاسی قوی و قدیمی و حمایت های بی دریغ لابی ارمنی، روس و اروپایی از آن ها جایگاه برجسته ای در جهان خصوصا در سطح اروپا پیدا کرده اند. کوچکترین نقض حقوق شهروندی فعالین کارگری،دانشجویی، روزنامه نگاری و... کرد ها با تلاش گروه های حقوق بشری کرد با انعکاس گسترده ای روبرو می شود. در 30 سال گذشته بیانیه ها و اسناد منتشره گروه های حقوق بشری کرد به عنوان سند رسمی مورد قبول قرار گرفته و سیاسیون کرد از این اسناد به نحو احس استفاده ابزاری کرده اند و حتی در بسیاری موارد رهبران سیاسی و نظامی گروه های تروریستی کرد که با توسل به شیوه های وحشتناک تروریستی مشغول نبرد هستند عملکرد های غیر دمکراتیک و ضد بشری خود را در پس پرده اسناد حقوق بشر کتمان کرده اند.
ادامه مطلب
Ya qarabag ya savas
Bati gunaz: Azerbaycan Devlet Başkanı İlham Aliyev’den Ermeniler’e ültimatom. Aliyev, “Karabağ’ın Azerbaycan’ın milli meselesi olduğunu belirterek Azeri topraklarında ikinci bir Ermeni devleti kurdurmayacağız” dedi.Azerbaycan Cumhurbaşkanı İlham Aliyev, ülkesinin toprak bütünlüğünün ”dokunulmaz” olduğunu belirterek, ”Azerbaycan’ın toprak bütünlüğü konusunda hiçbir zaman taviz vermeyeceğiz, Yukarı Karabağ’a da hiç bir zaman bağımsızlık verilmeyecek” dedi. Aliyev, yeni yıla girmeden önce ülkedeki televizyonlarda yayınlanan ve 2007 yılını değerlendirdiği konuşmasında, ülkesinin toprak bütünlüğünün uluslararası kamuoyu tarafından da tanındığını ifade ederek, halen Ermeni işgali altında olan Yukarı Karabağ ile barışçı çözümü amaçlayan müzakerelerin de toprak bütünlüğünün korunması çerçevesinde yürütüldüğünü kaydetti.
GERİ ADIM ATMAYACAĞIZ
İlham Aliyev, ”Müzakerelerin asıl içeriği, Azerbaycan topraklarındaki işgalin tamamen sona erdirilmesi, zorunlu mülteci konumundaki Azerbaycan vatandaşlarının Yukarı Karabağ başta olmak üzere kendi topraklarına geri dönmesinden ibarettir. Bu bizim temel ilkemizdir ve bundan bir adım bile geri çekilmeyeceğiz. Ermenistan bunu ne kadar erken anlarsa, kendileri için o kadar iyi olur.” dedi.
KARARLI MESAJ YANKI BULDU
Bu arada, Aliyev, barışçı çözüm amacıyla müzakerelere katıldıklarını ve bu müzakerelerin sürdürülmesinden yana olduklarını kaydetti. ”Azerbaycan topraklarında ikinci bir Ermeni devleti kurulmasına hiçbir zaman izin vermeyeceğiz. Karabağ’da yaşayan Ermeniler kendi kaderlerini tayin hakkı istiyorsa, Azerbaycan’ın toprak bütünlüğü içinde halletsin. Bunu istemiyorlarsa da, Karabağ’dan çıkıp, başka yerde kendileri için ikinci bir devlet kursunlar” dedi.
AZERİ ORDUSUNA MÜTHİŞ YATIRIM
İlham Aliyev, Azeri ordusunun daha da güçlendirilmesi çalışmalarının devam ettiğini söyledi. Ordu harcamalarına 2007’de 1 milyar dolar tahsis edildiğini ifade
اخبار جدید از ماکو
باتی گوناذ-ظهر ديروز سه شنبه مورخه11/10/86 يكي از اعضاي بلندپايه گروهك تروريستي پژاك با حمله به مقر فرماندهي سپاه منطقه ماكو توانست به نمايش قدرت علني اين گروهك در منطقه جرقه شروعي بزند.اين تروريست زن كه نامش روژين بوده و از كردهاي ساكن سوريه مي باشد در ابتدا با پوشش چادر به مقر نزديك شده با تيراندازي به سمت نگهبان درب سپاه و زخمي كردن اين سرباز بي گناه موفق به وارد شدن به داخل پادگان مي شود.در اين هنگام كه فرماندهان و كادر سپاه ماكو كه پس از انجام فريضه واجبه نماز! از نمازخانه پادگان بيرون مي آمدند شاهد زني مي شوند كه ديگر چادر را زمين انداخته و با پوشش مخصوص اعضاي پژاك در حياط مقر سپاه نارنجك پرتاب مي كند و در كمال انصاف سربازان را فقط تهديد به تيراندازي ميكند.چون ظاهرا هدف اين زن تروريست منفجر كردن ساختمان ستاد فرماندهي سپاه با استفاده از نارنجك هاي كمري خود بود.جالب اينكه هيچ كدام از سربازان طبق معمول نظام سربازي سپاه سلاح به همراه نداشتند.در اين هنگام چند نفر از سربازان با رفتن به سمت در مهمات خانه سپاه قصد برداشتن سلاح ها مي كنند ولي در اين هنگام باز به علت بينظمي موجود در سپاه كليد مهمات خانه پيدا نمي شود.جناب سرهنگ آهويي فرمانده سپاه نيز به جاي مقابله و دستور به سربازان با فرار به خوابگاه سربازان آنها را دعوت به آرامش و خونسردي مي كند.در پايان اين تروريست كه الان ديگر به ستاد خيلي نزديك شده بود در 5متري ساختمان ستاد هدف گلوله تنها سلاح موجود در مقر يعني همان سلاح نگهبان زخمي توسط يكي ديگر از سربازان قرار مي گيرد.اين زن كه از ناحيه پا زخمي شده بود قصد خودكشي كرده و با زدن تير به ناحيه زير چانه به زمين مي افتد ولي با رسيدن آمبولانس وبردن وي به بيمارستان مامورين موفق مي شوند وي را براي گرفتن اطلاعات و بازجويي زنده نگه دارند.
علل احتمالي اين عمليات پژاك:1- كشتن دو نفر از اعضاي پژاك و زخمي كردن يكي از آنها توسط مامورين اطلاعات ماكو و فرار اين زخمي به اورمو و كشته شدن در اورمو به دست مامورين اين شهر و قصد انتقام گيري پژاك 2- بازگشت كاك جميل فرمانده پژاك به داخل مرزهاي باتي آذربايجان و احتمال شروع عمليات ديگر در چند روز آينده.3-اعدام سه نفر از اكراد منطقه طي چند روز آينده كه با تجاوز به ناموس مردم و فيلمبرداري از اين عمل زشت و توزيع آن در سطح شهر كه احتمال رويارويي تورك و كورد در منطقه بيشتر شده و اين عمليات تروريستي مي تواند جو را به نفع اكراد تغيير دهد.
آذربايجان اؤيرنجي حركاتي
آیا آذربایجان غربی کردستان میشود؟
آیا آذربایجان غربی کردستان میشود؟
یکی از نتایج استراتژی اشتباه حکومتهای ایران، در برابر ترکها که بزرگترین ملت از ملل ساکن کشور ایران را تشکیل میدهند ، کم کم خود را نمایان میسازد . این موضوع را میتوان در استان آذربایجان غربی بوضوح مشاهده نمود که بی شباهت به شلیک گلوله به شقیقه خویشتن نیست . با تقویت هویت فارس در اوایل دهه بیستم مابین دهه های 1920 و 1930 نوعی استراتژی قومی شکل گرفته و تحت عنوان ملی گرائی فارس سرعت بیشتری یافت . هدف از حرکت ملی گرائی فارس که در اوایل قرن بیستم و از طرف انگلستان شکل گرفته بود ،بوجود آوردن سد متوازن و قدرتمند ملی – قومی در مقابل دول ترک آسیای میانه ، قفقاز و خاورمیانه بود . جنگ استقلال ترکهای آناطولی که در سال 1919 آغاز گردیده و در سال 1923 با بوجود آمدن دولت نوپای جمهوری ترکیه پایان یافت ، خود نشان میدهد که انگلیسیها در اعتقاد به این استراتژی چقدر بحق بوده اند . ملی گرائی فارس که پایه های آن از طرف انگلیسیها محکم شده بود ،از طرف دولی که در ایران بر سر کار آمده و اصالت ترکی نداشتند ، مورد قبول قرار گرفت .
ترکهای ایران که به دین اسلام وابستگی و ارادت خاصی داشتند در مقابل حکومت امویان و ملی گرائی عربی آنها کم کم بسوی مذهب شیعه متمایل گشتند . با تبعید گروههای مختلف و مخالف از اعراب شیعه به ایران در زمان خلافت امویان و انجام تبلیغات شیعه در آندوران ، مذهب شیعه در میان ترکها نیز محبوبیت بسیاری یافت . این اعتقادات دینی مشترک همچنان ادامه دارد . ترکهای ایران بعنوان بزرگترین عنصر جمعیتی در ایران تاکنون تنها با ملات مذهب شیعه با فارسها و دیگر گروههای قومی ارتباط یافته اند .با برسرکارآمدن دولت های ملی گرای فارس رژیم پهلوی و رژیم جمهوری اسلامی در ایران ، متأسفانه این موضع ترکها نادیده گرفته شده و ارزش لازمه به آنها داده نشده است .
در طول زمانی که حاکمیت فارسها و دیگر اقوام خویشاوند فارس در کشور استحکام بیشتری یافته بود ، استراتژی سیاسی خاصی در قبال ترکها در پیش گرفته شد . هدف این نوع سیاست معلوم بود …. ” تضعیف قدرت ترکها در کشور ” …زیرا دولت های فارس به خوبی قدرت و قابلیت ترکها را شناخته و از توانائیهای آنها باخبر بودند .این قدرت پتانسیل بالای ترکها با وجود دول قدرتمند ترک در همسایگی ایران نیز به پارانویائی پیچیده تبدیل گشته بود .
شکل گیری جمهوری ترکیه بسال 1923 و بعدها کسب استقلال دوباره جمهوری آذربایجان در سال 1991 موجب شعله ورشدن سیاست پان فارسیست ایران گردید . دولت حاکم در ایران در قبال این وضعیت تصمیم گرفت تا منطقه سکونت جمعیت ترک ایران را بعنوان منطقه حدواسط مابین همسایه شمالغربی یعنی ترکیه و شمالی یعنی آذربایجان مورد استفاده قرار داده و مهاجرت اکراد در آنرا تشویق نماید . این سیاست برای مرز ترکیه همانند خط سیری بی برگشت بود . زیرا در دوره زمانی طولانی که از شکل گیری جمهوری ترکیه تا سال 1991 بطول انجامید ،نگرانی و ناراحتی از ترکیه بعنوان تنها کشور همسایه و مستقل ترک در منطقه در نقطه اوج بود . در این چهارچوب جریان یافتن وقایع تروریستی با منشاء اکراد در ترکیه دولت پان فارس ایران را بسیار خوشنود میساخت. ایران در این راستا حتی بدفعات از تروریستهای کردی که در مرز نزدیک استان آذربایجنانغربی پناه گرفته بودند ، حمایت کرده بود . استراتژی جداسازی ترکها با استفاده از منطقه حائل کردنشین بسرعت ادامه مییافت . آذربایجان غربی از طرف دولت برای کوچی بزرگ در نظر گرفته شده و شمار اکراد در این منطقه روزبروز افزایش مییافت . این ساختار سازماندهی شده مهاجرت اکراد در واقع یکی از نتایج سیاست رژیم پان فارس ایران بود . نباید کتمان کنیم که در این حرکت سازماندهی شده دولت فارس برای جای دادن اکراد ، ما ترکهای آذربایجان نیز بی تقصیر نیستیم . ما با اندازه کافی به خانه و کاشانه خود در این خاک مقدس ترک نچسبیدیم که در واقع آنرا باید کمی نیز به وابستگی به رژیم ایران و فرهنگ مداراکردن ترکها مرتبط دانست …آغوشمان را بر روی کردها باز کرده و چشمهایمان را بر روی حقایقی که میتوانست در آینده روی دهد بستیم … در مقابل نقشه ای موذیانه نتوانستیم با آگاهی عمل کنیم …
خلاصه کلام اینکه سیاست موذیانه دولت پان فارس ایران با استفاده از جمعیت سه الی چهار میلیون کرد در راستای تضعیف قدرت جمعیت بیست و پنج الی سی میلیونی ترک ایران آن به نتیجه رسیده و ارتباط آذربایجان جنوبی با دیگر همسایگان ترک ضعیف تر از قبل شده بود . بدن ترتیب جمعیت اکراد در آذربایجانغربی افزایش چشمگیری یافت ….
در این برهه زمانی منطقه خاورمیانه نیز شاهد تحولات بسیاری میگردید . ایالات متحده آمریکا در سال 2003 عراق را اشغال نمود …آمریکا یعنی دشمن درجه یک ایران دیگر کشور همسایه بحساب میآمد .این همسایه جدید که در مورد ایران بهیچوجه نقشه های خوبی در سر نمیپروراند ، از نتایج استراتژی رژیم پان فارس ایران در مورد اکراد که جمعیت روزافزون آنها در آذربایجان غربی نیز یکی از آنهاست سوء استفاده نمود. جایگزینی آمریکا در عراق و همسایگی با استان آذربایجانغربی برای اکراد منطقه که بهیچوجه به اندازه ترکها به دولت ایران وابسته نیستند ، مسئولیتهائی در پی آورد . پژاک شاخه ایرانی گروه تروریستی پ کاکا تأسیس یافته و با حمایت غرب تا دندان مسلح گشت … این گروه استراتژی خاص خود را تعیین نموده و در خلال سال 2007 اقدامات خود بر علیه سپاه پاسداران و نیروی انتظامی ایران را بشکلی قابل توجه افزایش داد …این گروه تروریستی جدید که از طرف جمعیت کرد ساکن در آذربایجانغربی نیز کاملا حمایت میگردد ، برای رژیم ایران دردسر آفرین شده است …
سیاست موذیانه فارسها در راستای تضعیف قدرت ترکها در این منطقه و شکستن اتحاد آنها علاوه بر نتایج جمعیتی ، نتایج وخیم سیاسی را نیز بدنبال آورده و دود آتش آن قبل از همه بچشم خود فارسها خواهد رفت . گروههای کرد از وضعیت پرهرج و مرج خاورمیانه جسارت یافته و نقشه هائی تهیه کرده اند که شهرهای ارومیه ، خوی ، قوشچی ، سلماس ، سولدوز ، ماکو ،قوشاچای و ساوجبلاغ را سرزمین کرد نشان میدهند . سیاستهای غلط شوونیسم فارس موجب گردیده تا کردها این شهرهای آذربایجان غربی که در طول تاریخ همواره به ترکها تعلق داشته است را از آن خود دانسته و در نقشه های کذائی قرار دهند . تحولات اخیر یکبار دیگر وخامت اوضاع را نشان داد . بدنبال جمعیت روزافزون اکراد در این استان ، سه نامزد کرد موفق به راهیابی به شورای شهر ارومیه گردیده اند . سخنان خدیجه منصوری یکی از این نمایندگان کرد در شورای شهر بسیار قابل توجه بوده و بنوعی خبر از آینده ای نگران کننده میدهد . افکار و ایده های غیرعلمی خدیجه منصوری که از جریان مد روز خاورمیانه یعنی کردگرائی ریشه میگیرد ، ما آذربایجانیان را به دقت و هشیاری بیشتری دعوت میکند .
خدیجه منصوری به این سخنان اکتفا نکرده و در یکی از شماره های دوهفته نامه هاوار ، آذربایجانغربی را بعنوان ” کردستان شمالی ” نامیده است . منصوری ضمن اشاره به اینکه نام آذربایجانغربی دیگر باید تغییر یافته و به کردستان شمالی تبدیل گردد با گستاخی تمام ترکهای ساکن آذربایجان غربی ، استانهای کردستان ، ایلام و کرمانشاه را میهمانانی خوانده است که بالاخره باید این مناطق را ترک گویند . این دیدگاه خانم خدیجه منصوری با ایدئولوژی پ کاکا و پژاک هیچ تفاوتی ندارد . مکانیسم تروریسمی که سی سال یقه ترکیه را رها ننموده اینبار نیز همانند پیچکی سمی بدور ایران پیچیده است . آیا تفاوتی مابین همین خانم خدیجه منصوری و لیلا زانا در ترکیه وجود دارد ؟
رژیم جمهوری اسلامی که از چند سال پیش بدینطرف در سودای برنامه هسته ای بوده و از دیگر وقایع بیخبر … در برابر این ادعاهای خانم منصوری سکوت پیشه کرده است . دیگر شکست سیاست موذیانه استفاده از اکراد برای تضعیف ترکها و از کنترل خارج شدن این مکانیسم فارسها معلوم و مشخص است . نتایج این استراتژی غلط بیشتر از ایران به منافع دشمنان آن که در کمین نشسته اند ، خدمت کرده است . غرب که در تب و تاب تقسیم و تجزیه ایران میسوزد ،بنظر کار را از آذربایجانغربی آغاز کرده است . اگر همین روزها تروریستهای پی کاکائی که ایران روزی روزگاری آنها را مورد حمایت قرار میداد ، به جرگه تروریستهای پژاک بپیوندند ، نباید زیاد تعجب نمود .
دولت جمهوری اسلامی باید بلافاصله خانم خدیجه منصوری را تحت محاکمه قرار داده و نیروهای حامی او را کشف کند … دوهفته نامه هاوار نیز باید تعطیل گردد . ..رژیم ایران که در مراسم بزرگداشت ستارخان قهرمان ملی آذربایجان و ایران اجازه سخن راندن ما ترکهای آذربایجان را نداد ، در مقابل این ادعاهای خائنانه خدیجه منصوری واکنشی از خود بروز نمیدهد . این وضعیت بغرنج در آذربایجانغربی علاوه بر کشمکش ترک و کرد ، مسئله شیعیان و سنی ها را نیز مطرح میسازد . تنها قدمی که رژیم ایران در این رابطه برداشته دادن موقعیت ویژه به بعضی از شهرها میباشد که وضعیت را بدتر از قبل خواهد کرد … این خطر که همانند سرطانی خطرناک ، خاورمیانه را در کام خود خواهد بلعید ، دامی است که توسط خود رژیم های پان فارس ایران گذاشته شده و قبل از همه خود ایران را در خود خواهد بلعید …این سیاست غلط کار دشمنان ایران را آسانتر ساخته است …
ما ترکهای آذربایجان باید در قابل این گستاخی اکراد که همواره ریشه در حمایت بیگانگان و استعمار داشته هشیارانه عمل کرده و خاک و بوم خود را حفظ کنیم …که در غیراینصورت در وطن خود بی وطن خواهیم ماند …
بیداری از خواب غفلت
ملت عزیز و بزرگوار آذربایجان و بخصوص شهر اورمیه اگاه باشید و بدانید امروزه در شهرمان افرادی مانند باکتری رشد می کنند و تکثیر می شوند و از نعمت ها و امکانات و پتانسیل این شهر نهایت بهره را می برند و این شهر را به عنوان پله ی رشد و ترقی خود می پندارند غافل از این که با این عمل زشت خود عشق و وجود مردم تورک ساکن این شهر را از بین می برند.
این افراد یعنی کوردها از آن جا که در ذاتشان وجود دارد که تا به منطقه و جایی می رسند به سرعت در آنجا مثل موش تولید مثل می کنند و آمار جمعیتی خود را افزایش می دهند و هر روز طوله ای از آنها در خاستگاه و دیار تورک های آذربایجان و بخصوص شهر اورمیه چشم به سرای تورک ها می گشاید و جالب آن است که خانواده وی به این دیار مهاجرت کرده اند و این فرد هنگامی که بزرگ و بالغ می شود خود را شهروند و صاحب اورمیه و یا هر شهری از آذربایجان غربی میداند که برای هر فردعاقلی خنده دار می باشد ولی ای مردم خردمند آذربایجان بدانید که این خنده روزی به واقعیت تبدیل خواهد شد اگر:
-ما تورکها همچنان طبق سال های گذشته با نرم خویی و با روی باز و گشاده آن ها را در دیار خود بپذیریم و قدم آن ها را روی چشم خود قبول کنیم!!!.
-اگر ما و فرزندان ما ندانیم که در کدام خاک مقدس زندگی می کنیم و نماز می خوانیم
و از هوای کدام دیار نفس می کشیم!!!
-ملت تورک اورمیه با وجود این که نخبگان و دانشمندان زیادی را تحویل جامعه خود داده اما متاسفانه جزو محرومترین ها می باشد چون هر کسی که دارای مقام رفیع و بزرگی شده فقط به دنبال منافع شخصی رفته و فقط برای ان تلاش کرده و خیلی زود ایل و طایفه خود را فراموش کرده است.
-من از همه ملت تورک خواهش می کنم این بار با غیرت وتعصب کار کنند و همه تلاش های خود را انجام دهند تا وطنمان آذربایجان دچار الودگی خلقی نشود.
-آذربایجان در دوره ی حیات خود انسان های زیادی را پرورش داده و حوادث تلخ و شیرین زیادی را به روی خود دیده است پس وظیفه هر تورک است که به هر وجب این خاک و دیار خود سجده کند و قدر این آب و خاک را بداند.
-ما تورکها به کورد های مهمان این خاک هشدار می دهیم که این خیال را از سر خود دور کنند و به آن ها می گوییم آذربایجان غربی با سایر نقاط متفاوت است اینجا قراباغ نیست اینجا کرکوک نیست!!! و اگر افرادی بخواهند به هر نحوی به آن آسیب بزنندملت تورک آذربایجان آن افراد را همراه با ایل و تبارشان از صحنه ی روزگار محو خواهند کرد.
البته این نکته را نیز ذکر می کنم که مهمانان کورد برای ما تورکها قابل احترام هستند اگر:
از مهاجرت و غصب کردن خاک دیگر ملل و اعمال تروریستی، و ادعاهای ارضی خود دست بردارند و هر چه زودتر شهر ودیار غصب کرده را تخلیه و ترک کنند و به فکرآبادانی کردستان(سنندج و سلیمانیه) خود باشند .
من این نکته را یاداور می شوم که این ها همه تاکتیک های دولت برای از بین بردن فرهنگ و ملت تورک صورت می گیرد و به کوردها نیز هشدار می دهم گول وعده های دروغین این دولت را نخورند و به فکر ابادانی سرزمین های خویش باشند و نه اینکه دائما به دنبال راهی بگردند که درگیری ایجاد کنند و سرزمین های دیگران را تصاحب کنند.
خبر از ماکو:
عباسپور دست به دامن اقلیت مهاجر کورد
به گزارش کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان- شاخه ماکو، عباسپور نماینده مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی که به دلایلی نامعلوم از لیست اصولگرایان اورمیه کنار گذاشته شده و خطر رد صلاحیت او را تهدید می کند، خود را برای نامزدی از شهر ماکو آماده می سازد. عباسپور از هم اکنون فعالیت های انتخاباتی خود را باحضور در مجالس و مهمانی ها آغاز کرده است. وی برای جلب نظر اقلیت مهاجر کرد ماکو به دیدار سران ایلات مهاجر کرد ماکو رفته و قول هایی برای حمایت مالی از آنها داده است. این نماینده مجلس با حضور در مراسم پر طمطراق مهمانی سفر حج، یکی از سرمایه داران مهاجر کرد ( حمایت های مالی این مهاجر کرد از گروه های تروریستی زبانزد شهر ماکو می باشد) که در تالار سینا ی ماکو برگزار شده بود به سخنرانی پرداخته و برای خوش آیند حاضرین که از مهاجرین کرد ماکو بودند منطقه ماکو را سرزمین تاریخی کرد ها معرفی کرده است. عباسپور در تبلیغات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی برای کسب رای بیشتر سیاست دفاع از هویت ملی آذربایجان را در پیش گرفته بود و متاسفانه علیرغم مخالفت های شدید فعالین حرکت ملی شهر اورمیه ، تعدادی از فعالین منتسب به یکی از تشکیلات های سیاسی حرکت ملی مورد به خاطر علایق منطقه ای و سیاسی وی را مورد حمایت جدی قرار دادند که منجر به شکاف در بین فعالین حرکت ملی آذربایجان گردید. اخیرا عباسپور برای ثابت نمودن وفاداری خود در نطق پیش از دستور در مقابل اعتراضات اکبر اعلمی نماینده مردم تبریز جبهه گیری شدیدی کرده و با بی ادبانه ترین جملات به 21آذر و پیشه وری تاخته است تا بلکه بتواند دوستان خود را در جبهه اصولگرایان راضی کند.
تغییر مشی عباسپور و نزدیکی او به حامیان سیاسی – مالی گروه های تروریستی کرد بسیار تعجب بر انگیز بوده و نشان از آن دارد که افراد چند چهره به خاطر قدرت سیاسی حاضر به فدا کردن شرف ملی خود هستند.
کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
حمایت های پنهان از PKK
بر اساس خبر موثق دریافتی ، تعدادی از کادرهای سیاسی بلند پایه گروه تروریستی PKK برای در امان ماندن از حملات مدافعه جویانه ارتش تورکیه به پایگاه تروریست ها در کوه" قندیل" مجبور به ترک شمال عراق شده و وارد منطقه غرب آذربایجان گردیده اند. اعضا بلند پایه گروه تروریستی PKK که دارای لابی قوی در بین سیاستمداران تهران می باشد و سابقا حمایت های کلانی نیزاز آنها دریافت کرده اند، با حمایت پنهانی لابی فارس خود به آرامی وارد منطقه غرب آذربایجان شده و در یکی از روستا های حوالی شهر سلماس اسکان یافته اند. جمعیت این روستا که متشکل از اقلیت مهاجر کرد می باشد اجازه ارتباط با مهمانان ناخوانده خود را ندارند و روستا و محل استقرار مهمانان ناخوانده توسط نیروهای ویژه بشدت کنترل می شود. شایعی در بین مردم منطقه وجود دارد که گویا اسکان کادر سیاسی PKK در منطقه موجب ایجاد نارضایتی در بین فرماندهی منطقه ای سپاه پاسداران گردیده و این مهمانان ناخوانده به زودی به منطقه اشغالی قاراباغ و یا به تهران انتقال خواهند یافت. این خبر در زمانی منتشر می شود که گروه تروریستی PJAK در منطقه غرب آذربایجان مشغول به شهادت رساندن افسر و سربازان تورک سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و ارتشی می باشد. سیاستمداران تهران و لابی شوونیستی گروه تروریستی PKK در تلاش است که علیرغم توافقات سیاسی – نظامی ایران و تورکیه در مقابله با گروه های تروریستی کرد به صورت پنهانی لایه هایی از این گروه تروریستی را که قبلا نیز سابقه حمایت از آنها را دارد زیر چتر حمایتی گرفته و آن را برای اهداف آتی خود در منطقه حفظ نماید.
از کلیه فعالین حرکت ملی و هواداران کمیته در منطقه سلماس می خواهیم که هوشیاری خود را در این زمینه حفظ نموده و با افشا سیاست کثیف حمایت پنهانی از گروه های تروریستی کورد، مردم منطقه را از خطر حضور این مهمانان ناخوانده آگاه سازند.

